- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
ایوب۱۹
Listen to this chapter
0:00
0:00
ایوب دوستان سنگدل خود را توبیخ میکند
۱
پس ایوب در جواب گفت:
۲
«تا به كیجان مرا میرنجانید؟ و مرا به سخنان خود فرسوده میسازید؟
۳
این ده مرتبه است كه مرا مذمّت نمودید، و خجالت نمیكشید كه با من سختی میكنید؟
۴
و اگر فیالحقیقه خطا كردهام، خطای من نزد من میماند.
۵
اگر فیالواقع بر من تكبّر نمایید و عار مرا بر من اثبات كنید،
۶
پس بدانید كه خدا دعوی مرا منحرف ساخته، و به دام خود مرا احاطه نموده است.
خدا خصم من است
۷
اینك از ظلم، تضرّع مینمایم و مستجاب نمیشوم و استغاثه میكنم و دادرسی نیست.
۸
طریق مرا حصار نموده است كه از آن نمیتوانم گذشت و بر راههای من تاریكی را گذارده است.
۹
جلال مرا از من كنده است و تاج را از سر من برداشته،
۱۰
مرا از هر طرف خراب نموده، پس هلاك شدم. و مثل درخت، ریشه امید مرا كنده است.
۱۱
غضب خود را بر من افروخته، و مرا یكی از دشمنان خود شمرده است.
۱۲
فوجهای او با هم میآیند و راه خود را بر من بلند میكنند و به اطراف خیمه من اردو میزنند.
انزوای کامل و فساد جسمانی
۱۳
«برادرانم را از نزد من دور كرده است و آشنایانم از من بالكلّ بیگانه شدهاند.
۱۴
خویشانم مرا ترك نموده و آشنایانم مرا فراموش كردهاند.
۱۵
نزیلان خانهام و كنیزانم مرا غریب میشمارند،و در نظر ایشان بیگانه شدهام.
۱۶
غلام خود را صدا میكنم و مرا جواب نمیدهد، اگر چه او را به دهان خود التماس بكنم.
۱۷
نفس من نزد زنم مكروه شده است و تضرّع من نزد اولاد رحم مادرم.
۱۸
بچّههای كوچك نیز مرا حقیر میشمارند و چون برمیخیزم به ضدّ من حرف میزنند.
۱۹
همه اهل مشورتم از من نفرت مینمایند، و كسانی را كه دوست میداشتم از من برگشتهاند.
۲۰
استخوانم به پوست و گوشتم چسبیده است، و با پوست دندانهای خود خلاصی یافتهام.
۲۱
بر من ترحّم كنید! ترحّم كنید شما ای دوستانم! زیرا دست خدا مرا لمس نموده است.
۲۲
چرا مثل خدا بر من جفا میكنید واز گوشت من سیر نمیشوید.
ولّی من زنده است
۲۳
كاش كه سخنانم الا´ن نوشته میشد! كاشكه در كتابی ثبت میگردید،
۲۴
و با قلم آهنین و سرب بر صخرهای تا به ابد كنده میشد!
۲۵
و من میدانم كه ولی من زنده است، و در ایام آخر، بر زمین خواهد برخاست.
۲۶
و بعد از آنكه این پوست من تلف شود، بدون جسدم نیز خدا را خواهم دید.
۲۷
و من او را برای خود خواهم دید. و چشمان من بر او خواهد نگریست و نه چشم دیگری. اگر چه گُردههایم در اندرونم تلف شده باشد.
هشدار داوری
۲۸
اگر بگویید چگونه بر او جفا نماییم و حال آنگاه اصل امر در من یافت میشود.
۲۹
پس از شمشیر بترسید، زیرا كه سزاهای شمشیر غضبناك است، تا دانسته باشید كه داوری خواهد بود.»
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Reading Width chars
Options
Study Note