آیات کتاب مقدس دربارهٔ Book
آیات کلیدی کتاب مقدس
الا´ن هرگاه گناه ایشان را میآمرزی و اگرنه مرا از دفترت كه نوشتهای، محو ساز.»
خداوند به موسی گفت: «هر كه گناه كرده است، او را از دفتر خود محو سازم.
و از آنجا به ساكنان دَبیرْ برآمد. و اسم دَبیرْ قبل از آن قریه سِفْر بود.
و كالیب گفت: «هر كه قریه سِفْر را بزند و آن را بگیرد، دختر خود عَكْسَه را به زنی به او خواهم داد.»
و از آنجا بر ساكنان دَبیر برآمد و اسم دَبیر قبل از آن، قریه سَفیر بود.
و كالیب گفت: «آنكه قریه سَفیر را زده، فتح نماید، دختر خود عَكْسَه را به او به زنی خواهم داد.»
و بقیۀ وقایع مَنَسَّی و دعایی كه نزد خدای خود كرد و سخنان رائیانی كه به اسم یهُوَه خدایاسرائیل به او گفتند، اینك در تواریخ پادشاهان اسرائیل مكتوب است.
و دعای او و مستجابشدنش و تمامی گناه و خیانتش و جایهایی كه مكانهای بلند در آنها ساخت و اَشَیرهها و بتهایی كه قبل از متواضعشدنش برپا نمود، اینك در اخبار حُوزای مكتوب است.
آنگاه داریوش پادشاه، فرمان داد تا در كتابخانه بابل كه خزانهها در آن موضوع بود تفحّص كردند.
و در قصر اَحمِتا كه در ولایت مادیان است، طوماری یافت شد و تذكرهای در آن بدین مضمون مكتوب بود:
و تو ای پسر انسان آنچه را كه من به تو میگویم بشنو و مثل این خاندان فتنهانگیز عاصی مشو بلكه دهان خود را گشوده، آنچه را كه من به تو میدهم بخور.»
پس نگریستم و اینك دستی بسوی من دراز شد و در آن طوماری بود.
و آن را پیش من بگشود كه رو و پشتش هر دو نوشته بود و نوحه وماتم و وای بر آن مكتوب بود.
پس مرا گفت: «ای پسر انسان آنچه را كه مییابی بخور. این طومار را بخور و رفته، با خاندان اسرائیل متكلّم شو.»
آنگاه دهان خود را گشودم و او آن طومار را به من خورانید.
و مرا گفت: «ای پسر انسان شكم خود را بخوران و احشای خویش را از این طوماری كه من به تو میدهم پر كن.» پس آن را خوردم و در دهانم مثل عسل شیرین بود.
و دیدم بر دست راست تختنشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، و مختوم به هفت مُهر.
و فرشتهای قوی را دیدم که به آواز بلند ندا میکند که کیست مستحّقِ اینکه کتاب را بگشاید و مُهرهایش را بردارد؟
و هیچکس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند.
و من به شدّت میگریستم زیرا هیچکس که شایستهٔ گشودن کتاب یا خواندن آن یا نظر کردن بر آن باشد، یافت نشد.
و یکی از آن پیران به من میگوید، گریان مباش! اینک، آن شیری که از سبط یهودا و ریشهٔ داود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مُهرش را بگشاید.
و در دست خود کتابچهای گشوده دارد و پای راست خود را بر دریا و پای چپ خود را بر زمین نهاد؛
و به آواز بلند، چون غرّش شیر صدا کرد؛ و چون صدا کرد، هفت رعد به صداهای خود سخن گفتند.
و چون هفت رعد سخن گفتند، حاضر شدم که بنویسم. آنگاه آوازی از آسمان شنیدم که میگوید، آنچه هفت رعد گفتند مُهر کن و آنها را منویس.
و آن فرشتهای که بر دریا و زمین ایستاده دیدم، دست راست خود را به سوی آسمان بلند کرده،