Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Presumption

96 آیه · 26 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. وای‌ بر آنانی‌ كه‌ مشورت‌ خود را از خداوند بسیار عمیق‌ پنهان‌ می‌كنند و اعمال‌ ایشان‌ در تاریكی‌ می‌باشد و می‌گویند: «كیست‌ كه‌ مارا ببیند و كیست‌ كه‌ ما را بشناسد؟»

  2. ای‌ زیر و زبر كنندگان‌ هرچیز! آیا كوزه‌گر مثل‌ گل‌ محسوب‌ شود یا مصنوع‌ دربارۀ صانع‌ خود گوید مرا نساخته‌ است‌ و یا تصویر دربارۀ مصوّرش‌ گوید كه‌ فهم‌ ندارد؟

  3. زیرا كه‌ ستمگران‌ نابود و استهزاكنندگان‌ معدوم‌ خواهند شد و پیروان‌ شرارت‌ منقطع‌ خواهند گردید.

  4. وای‌ بركسی‌ كه‌ با صانع‌ خود چون‌ سفالی‌ با سفالهای‌ زمین‌ مخاصمه‌ نماید. آیا كوزه‌ به‌ كوزه‌گر بگوید چه‌ چیز را ساختی‌؟ یا مصنوع‌ تو درباره‌ تو بگوید كه‌ او دست‌ ندارد؟

  5. وای‌ بر كسی‌ كه‌ به‌ پدر خود گوید: چه‌ چیز را تولید نمودی‌ و به‌ زن‌ كه‌ چه‌ زاییدی‌.

  6. (و می‌گویند): چرا روزه‌ داشتیم‌ و ندیدی‌ و جانهای‌ خویش‌ را رنجانیدیم‌ و ندانستی‌. اینك‌ شما در روز روزه‌ خویش‌ خوشی‌ خود را می‌یابید و بر عمله‌های‌ خود ظلم‌ می‌نمایید.

  7. كه‌ می‌گویند: در جای‌ خود بایست‌ و نزدیك‌ من‌ میا زیرا كه‌ من‌ از تو مقدّس‌تر هستم‌. اینان‌ دود در بینی‌ من‌ می‌باشند و آتشی‌ كه‌ تمامی‌ روز مشتعل‌ است‌.

  8. و آن‌ نبی‌ یا كاهن‌ یا قومی‌ كه‌ گویند وحی‌ یهوه‌، همانا بر آن‌ مرد و بر خانه‌اش‌ عقوبت‌ خواهم‌ رسانید.

  9. و افرایـم‌ می‌گویـد: «بـه‌ درستی‌ كه‌ دولتمند شده‌ام‌ و توانگـری‌ را برای‌ خود تحصیل‌ نمـوده‌ام‌ و در تمامـی‌ كسب‌ مـن‌ بی‌انصافـی‌ای‌ كه‌ گنـاه‌ باشـد، در مـن‌ نخواهنـد یافت‌.»

  10. آنگاه ابلیس او را به شهر مقدّس برد و بر کنگره هیکل برپا داشته،

  11. به وی گفت، اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز، زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارهٔ تو فرمان دهد تا تو را به دستهای خود برگیرند، مبادا پایت به سنگی خورد.

  12. عیسی وی را گفت، و نیز مکتوب است خداوند خدای خود را تجربه مکن.

  13. پس او را به اورشلیم برده، بر کنگره هیکل قرار داد و بدو گفت، اگر پسر خدا هستی، خود را از اینجا به زیر انداز.

  14. زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارهٔ تو حکم فرماید تا تو را محافظت کنند.

  15. و تو را به دستهای خود بردارند، مبادا پایت به سنگی خورد.

  16. پس گفت، چنین می‌کنم؛ انبارهای خود را خراب کرده، بزرگتر بنا می‌کنم و در آن تمامی حاصل و اموال خود را جمع خواهم کرد.

  17. و نفس خود را خواهم گفت که، ای جان اموالِ فراوانِ اندوخته شده بجهت چندین سال داری. الحال بیارام و به اکل و شرب و شادی بپرداز.

  18. خدا وی را گفت، ای احمق در همین شب جان تو را از تو خواهند گرفت؛ آنگاه آنچه اندوخته‌ای، از آنِ کِه خواهد بود؟

  19. و برای مهمانان مثلی زد، چون ملاحظه فرمود که چگونه صدر مجلس را اختیار می‌کردند. پس به ایشان گفت،

  20. چون کسی تو را به عروسی دعوت کند، در صدر مجلس منشین، مبادا کسی بزرگتر از تو را هم وعده خواسته باشد.

  21. پس آن کسی که تو و او را وعده خواسته بود، بیاید و تو را گوید این کس را جای بده و تو با خجالت روی به صفّ نعال خواهی نهاد.

  22. بلکه چون مهمان کسی باشی، رفته در پایین بنشین تا وقتی که میزبانت آید به تو گوید، ای دوست برتر نشین! آنگاه تو را در حضور مجلسیان عزّت خواهد بود.

  23. زیرا هر که خود را بزرگ سازد ذلیل گردد و هر که خویشتن را فرود آرد، سرافراز گردد.

  24. آن فریسی ایستاده، بدینطور با خود دعا کرد که خدایا تو را شکر می‌کنم که مثل سایر مردم حریص و ظالم و زناکار نیستم و نه مثل این باجگیر.

  25. هر هفته دو مرتبه روزه می‌دارم و از آنچه پیدا می‌کنم، ده یک می‌دهم.