- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Excuses
آیات کلیدی کتاب مقدس
آیا اَبانَه و فَرْفَرْ، نهرهای دمشق، از جمیع آبهای اسرائیل بهتر نیست؟ آیا در آنها شست و شو نكنم تا طاهر شوم؟» پس برگشته، با خشم رفت.
اما بندگانش نزدیك آمده، او را خطاب كرده، گفتند: «ای پدر ما، اگر نبی تو را امری بزرگ گفته بود، آیا آن را بجا نمیآوردی؟ پس چند مرتبه زیاده چون تو را گفته است شست و شو كن و طاهر شو.»
پس فرود شده، هفت مرتبه در اُرْدنّ به موجب كلام مرد خدا غوطه خورد و گوشت او مثل گوشت طفل كوچك برگشته، طاهر شد.
پس كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
«قبل از آنكه تو را در شكم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بیرون آمدنت از رحم تو را تقدیس نمودم و تو را نبی امّتها قرار دادم.»
پس گفتم: «آه ای خداوند یهوه اینك من تكلّم كردن را نمیدانم چونكه طفل هستم.»
اما خداوند مرا گفت: «مگو من طفل هستم، زیرا هر جایی كه تو را بفرستم خواهی رفت و بهر چه تو را امر فرمایم تكلّم خواهی نمود.
از ایشان مترس زیرا خداوند میگوید: من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد.»
آنگاه خداوند دست خود را دراز كرده، دهان مرا لمس كرد و خداوند به من گفت: «اینك كلام خود را در دهان تو نهادم.
بدان كه تو را امروز بر امّتها و ممالك مبعوث كردم تا از ریشه بركنی و منهدم سازی و هلاك كنی و خراب نمایی و بنا نمایی و غرس كنی.»
و به دیگری گفت، از عقب من بیا. گفت، خداوندا اوّل مرا رخصت ده تا بروم پدر خود را دفن کنم.
عیسی وی را گفت، بگذار مردگان مردگان خود را دفن کنند. امّا تو برو و به ملکوت خدا موعظه کن.
و کسی دیگر گفت، خداوندا تو را پیروی میکنم لیکن اوّل رخصت ده تا اهل خانهٔ خود را وداع نمایم.
عیسی وی را گفت، کسی که دست را به شخم زدن دراز کرده، از پشت سر نظر کند، شایستهٔ ملکوت خدا نمیباشد.
لیکن همه به یک رای عذرخواهی آغاز کردند. اوّلی گفت، مزرعهای خریدم و ناچار باید بروم آن را ببینم، از تو خواهش دارم مرا معذور داری.
و دیگری گفت، پنج جفت گاو خریدهام، میروم تا آنها را بیازمایم، به تو التماس دارم مرا عفو نمایی.
سومی گفت، زنی گرفتهام و از این سبب نمیتوانم بیایم.