Skip to content

Uriah

22 آیه · 1 عضو خانواده

همچنین شناخته‌شده به: Urias

آیاتی که از Uriah نام می‌برند

  1. پس‌ داود فرستاده‌، دربارۀ زن‌ استفسار نمود و او را گفتند كه‌ «آیا این‌ بَتْشَبَع‌، دختر اَلِیعام‌، زن‌ اُوریای‌ حِتِّی‌ نیست‌؟»

  2. پس‌ داود نزد یوآب‌ فرستاد كه‌ اوریای‌ حتّی‌ را نزد من‌ بفرست‌ و یوآب‌، اُوریا را نزد داود فرستاد.

  3. و چون‌ اوریا نزد وی‌ رسید، داود از سلامتی‌ یوآب‌ و از سلامتی‌ قوم‌ و از سلامتی‌ جنگ‌ پرسید.

  4. و داود به‌ اوریا گفت‌: «به‌ خانه‌ات‌ برو و پایهای‌ خود را بشو.» پس‌ اوریا از خانۀ پادشاه‌ بیرون‌ رفت‌ و از عقبش‌، خوانی‌ از پادشاه‌ فرستاده‌ شد.

  5. اما اُوریا نزد در خانۀ پادشاه‌ با سایر بندگان‌ آقایش‌ خوابیده‌، به‌ خانۀ خود نرفت‌.

  6. و داود را خبر داده‌، گفتند كه‌ «اوریا به‌ خانۀ خود نرفته‌ است‌.» پس‌ داود به‌ اوریا گفت‌: «آیا تو از سفر نیامده‌ای‌؟ پس‌ چرا به‌ خانۀ خود نرفته‌ای‌؟»

  7. اوریا به‌ داود عرض‌ كرد كه‌ «تابوت‌ و اسرائیل‌ و یهودا در خیمه‌ها ساكنند و آقایم‌، یوآب‌، و بندگان‌ آقایم‌ بر روی‌ بیابان‌ خیمه‌نشینند. و آیا من‌ به‌ خانۀ خود بروم‌ تا اكل‌ و شرب‌ بنمایم‌ و با زن‌ خود بخوابم‌؟ به‌ حیات‌ تو و به‌ حیات‌ جان‌ تو قَسَم‌ كه‌ این‌ كار را نخواهم‌ كرد.»

  8. و داود به‌ اوریاگفت‌: «امروز نیز اینجا باش‌ و فردا تو را روانه‌ می‌كنم‌.» پس‌ اوریا آن‌ روز و فردایش‌ را در اورشلیم‌ ماند.

  9. و بامدادان‌ داود مكتوبی‌ برای‌ یوآب‌ نوشته‌، به‌ دست‌ اوریا فرستاد.

  10. و در مكتوب‌ به‌ این‌ مضمون‌ نوشت‌ كه‌ «اوریا را در مقدمۀ جنگِ سخت‌ بگذارید، و از عقبش‌ پس‌ بروید تا زده‌ شده‌، بمیرد.»

  11. و چون‌ یوآب‌ شهر را محاصره‌ می‌كرد، اوریا را در مكانی‌ كه‌ می‌دانست‌ كه‌ مردان‌ شجاع‌ در آنجا می‌باشند، گذاشت‌.

  12. و مردان‌ شهر بیرون‌ آمده‌، با یوآب‌ جنگ‌ كردند و بعضی‌ از قوم‌، از بندگان‌ داود، افتادند و اُوریای‌ حَتِّی‌ نیز بمرد.

  13. كیست‌ كه‌ اَبیمَلَك‌ بن‌ یرُبُوشت‌ را كُشت‌؟ آیا زنی‌ سنگ‌ بالایین‌ آسیایی‌ را از روی‌ حصار بر او نینداخت‌ كه‌ در تاباص‌ مرد؟ پس‌ چرا به‌ حصار نزدیك‌ شدید؟ آنگاه‌ بگو كه‌ بنده‌ات‌، اوریای‌ حِتِّی‌ نیز مرده‌ است‌.»

  14. و تیراندازان‌ بر بندگان‌ تو از روی‌ حصار تیر انداختند، و بعضی‌ از بندگان‌ پادشاه‌ مردند و بندۀ تو اوریای‌ حِتِّی‌ نیز مرده‌ است‌.»

  15. و چون‌ زن‌ اوریا شنید كه‌ شوهرش‌ اوریا مرده‌ است‌، برای‌ شوهر خود ماتم‌ گرفت‌.

  16. پس‌ چرا كلام‌ خداوند را خوار نموده‌، در نظر وی‌ عمل‌ بد بجا آوردی‌ و اوریای‌ حِتّی‌ را به‌ شمشیر زده‌، زن‌ او را برای‌ خود به‌ زنی‌ گرفتی‌، و او را با شمشیر بنی‌عَمّون‌ به‌ قتل‌ رسانیدی‌؟

  17. پس‌ حال‌ شمشیر از خانۀ تو هرگز دور نخواهد شد به‌ علت‌ اینكه‌ مرا تحقیر نموده‌، زن‌ اوریای‌ حِتِّی‌ را گرفتی‌ تا زن‌ تو باشد.

  18. پس‌ ناتان‌ به‌ خانۀ خود رفت‌.و خداوند پسری‌ را كه‌ زن‌ اوریا برای‌ داود زاییده‌ بود، مبتلا ساخت‌ كه‌ سخت‌ بیمار شد.

  19. و اوریای‌ حِتّی‌، كه‌ جمیع‌ اینها سی‌ و هفت‌ نفر بودند.

  20. چونكه‌ داود آنچه‌ در نظر خداوند راست‌ بود، بجا می‌آورد و از هرچه‌ او را امر فرموده‌، تمام‌ روزهای‌ عمرش‌ تجاوز ننموده‌ بود، مگر در امرِ اُوریای‌ حتّی‌.

  21. و اُوریای‌ حِتِّی‌ و زاباد بن‌اَحْلای‌،

  22. و یَسّا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه، سلیمان را از زن اوریّا آورد.