God
آیاتی که از God نام میبرند
وقتی كه ابرها را لباس آن گردانیدم و تاریكی غلیظ را قنداقه آن ساختم؟
و حدّی برای آن قرار دادم و پشتبندها و درها تعیین نمودم؟
كه آنها را به جهت وقت تنگی نگاه داشتم، به جهت روز مقاتله و جنگ؟
كیست كه غذا را برای غراب آماده میسازد، چون بچّههایش نزد خدا فریاد برمیآورند، و به سبب نبودن خوراك آواره میگردند؟
كه من بیابان را خانه او ساختم، و شورهزار را مسكن او گردانیدم؟
زیرا خدا او را از حكمت محروم ساخته، و از فطانت او را نصیبی نداده است.
و خداوند مكرّر كرده، ایوب را گفت:
«آیا مجادلهكننده با قادرمطلق مخاصمه نماید؟ كسی كه با خدا محاجّه كند آن را جواب بدهد.»
آنگاه ایوب خداوند را جواب داده، گفت:
«اینك من حقیر هستم و به تو چه جواب دهم؟ دست خود را به دهانم گذاشتهام.
پس خداوند ایوب را از گردباد خطاب كرد و گفت:
«الا´ن كمر خود را مثل مرد ببند. از تو سؤال مینمایم و مرا اعلام كن.
آیا داوری مرا نیز باطل مینمایی؟ و مرا ملزم میسازی تا خویشتن را عادل بنمایی؟
آیا تو را مثل خدا بازویی هست؟ و به آواز مثل او رعد توانی كرد؟
آنگاه من نیز درباره تو اقرار خواهم كرد، كه دست راستت تو را نجات تواند داد.
اینك بَهِیموت كه او را با تو آفریدهام كه علف را مثل گاو میخورد،
او افضل صنایع خدا است. آن كه او را آفرید حربهاش را به او داده است.
كسی اینقدر متهوّر نیست كه او را برانگیزاند. پس كیست كه در حضور من بایستد؟
كیست كه سبقت جسته، چیزی به من داده، تابه او ردّ نمایم؟ هرچه زیر آسمان است از آن من میباشد.
«درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و از جبروت و جمال تركیب او خبر خواهم داد.
و ایوب خداوند را جواب داده، گفت:
«میدانم كه به هر چیز قادر هستی، و ابداً قصد تو را منع نتوان نمود.
الا´ن بشنو تا من سخن گویم؛ از تو سؤال مینمایم مرا تعلیم بده.
از شنیدن گوش درباره تو شنیده بودم لیكن الا´ن چشم من تو را میبیند.
و واقع شد بعد از اینكه خداوند این سخنان را به ایوب گفته بود كه خداوند به الیفاز تیمانی فرمود: «خشم من بر تو و بر دو رفیقت افروخته شده، زیرا كه درباره من آنچه راست است مثل بندهام ایوب نگفتید.