God
آیاتی که از God نام میبرند
روی تخت خود را محجوب میسازد و ابرهای خویش را پیش آن میگستراند.
ستونهای آسمان متزلزل میشود و از عتاب او حیران میماند.
به قوّت خود دریا را به تلاطم میآورد، و به فهم خویش رَهَب را خُرد میكند.
به روح او آسمانها زینت داده شد، و دست او مار تیز رو را سفت.
اینك اینها حواشی طریقهای او است. و چه آواز آهستهای درباره او میشنویم، لكن رعد جبروت او را كیست كه بفهمد؟»
«به حیات خدا كه حقّ مرا برداشته و به قادرمطلق كه جان مرا تلخ نموده است،
كه مادامی كه جانم در من باقی است و نفخه خدا در بینی من میباشد،
حاشا از من كه شما را تصدیق نمایم، و تا بمیرم كاملیت خویش را از خود دور نخواهم ساخت.
زیرا امید شریر چیست هنگامیكه خدا او را منقطع میسازد؟ و حینیكه خدا جان او را میگیرد؟
آیا خدا فریاد او را خواهد شنید، هنگامیكه مصیبت بر او عارض شود؟
آیا در قادرمطلق تلذّذ خواهد یافت، و در همه اوقات از خدا مسألت خواهد نمود؟
«شما را درباره دست خدا تعلیم خواهم داد و از اعمال قادرمطلق چیزی مخفی نخواهم داشت.
این است نصیب مرد شریر از جانب خدا، و میراث ظالمان كه آن را از قادرمطلق مییابند.
زیرا (خدا) بر او تیر خواهد انداخت و شفقت نخواهد نمود. اگر چه او میخواهد از دست وی فرار كرده، بگریزد.
دست خود را به سنگ خارا دراز میكنند، و كوهها را از بیخ برمیكنند.
نهرها از صخرهها میكنند و چشم ایشان هر چیز نفیس را میبیند.
نهرها را از تراوش میبندند و چیزهای پنهان شده را به روشنایی بیرون میآورند.
خدا راه آن را درك میكند و او مكانش را میداند.
زیرا كه او تا كرانههای زمین مینگرد و آنچه را كه زیر تمامی آسمان است میبیند.
تا وزن از برای باد قرار دهد، و آبها را به میزان بپیماید.
هنگامیكه قانونی برای باران قرار داد، و راهی برای سهام رعد.
آنگاه آن را دید و آن را بیان كرد؛ آن را مهیا ساخت و هم تفتیشش نمود.
و به انسان گفت: اینك ترس خداوند حكمت است، و از بدی اجتناب نمودن، فطانت میباشد.»
«كاش كه من مثل ماههای پیش میبودم و مثل روزهایی كه خدا مرا در آنها نگاه میداشت.
هنگامیكه چراغ او بر سر من میتابید، و با نور او به تاریكی راه میرفتم.