God
آیاتی که از God نام میبرند
چنانكه در روزهای كامرانی خود میبودم، هنگامیكه سّر خدا بر خیمه من میماند.
وقتیكه قادر مطلق هنوز با من میبود، و فرزندانم به اطراف من میبودند.
«نزد تو تضرّع مینمایم و مرا مستجاب نمیكنی، و برمیخیزم و بر من نظر نمیاندازی.
خویشتن را متبدّل ساخته، بر من بیرحم شدهای؛ با قوّت دست خود به من جفا مینمایی.
مرا به باد برداشته، برآن سوار گردانیدی، و مرا در تندْباد پراكنده ساختی.
زیرا میدانم كه مرا به موت باز خواهی گردانید، و به خانهای كه برای همه زندگان معین است.
یقیناً بر توده ویران دست خود را دراز نخواهد كرد، و چون كسی در بلا گرفتار شود، آیا به این سبب استغاثه نمیكند؟
زیرا قسمت خدا از اعلی چیست؟ و نصیبقادرمطلق، از اعلیعلیین؟
آیا او راههای مرا نمیبیند؟ و جمیع قدمهایم را نمیشمارد؟
مرا به میزان عدالت بسنجد، تا خدا كاملیت مرا بداند.
پس چون خدا به ضدّ من برخیزد، چه خواهم كرد؟ و هنگامیكه تفتیش نماید، به او چه جواب خواهم داد؟
آیا آن كس كه مرا در رحم آفرید او را نیز نیافرید؟ و آیا كس ِ واحد، ما را در رحم نسرشت؟
زیرا كه هلاكت از خدا برای من ترس میبود و به سبب كبریایی او توانایی نداشتم،
این نیز گناهی مستوجب قصاص میبود زیرا خدای متعال را منكر میشدم.
كاش كسی بود كه مرا میشنید؛ اینك امضای من حاضر است. پس قادر مطلق مرا جواب دهد. و اینك كتابتی كه مدّعی من نوشته است.
شماره قدمهای خود را برای او بیان میكردم و مثل امیری به او تقرّب میجستم.
آنگاه خشم الیهو ابن بَرَكئیل بوزی كه از قبیله رام بود مشتعل شد، و غضبش بر ایوب افروخته گردید، از این جهت كه خویشتن را از خدا عادلتر مینمود؛
لیكن در انسان روحی هست، و نفخه قادرمطلق، ایشان را فطانت میبخشد.
مبادا بگویید كه حكمت را دریافت نمودهایم، خدا او را مغلوب میسازد و نه انسان.
روح خدا مرا آفریده، و نفخه قادرمطلق مرا زنده ساخته است.
اینك من مثل تو از خدا هستم، و من نیز از گِل سرشته شدهام.
اینك اوعلّتها برمن میجوید و مرا دشمن خود میشمارد.
پایهایم را در كُنده میگذارد و همه راههایم را مراقبت مینماید.
هان در این امر تو صادق نیستی. من تو را جواب میدهم، زیرا خدا از انسان بزرگتر است.
چرا با او معارضه مینمایی، از این جهت كه از همه اعمال خود اطّلاع نمیدهد؟