God
آیاتی که از God نام میبرند
و دو دستۀ شما، یعنی جمیع آنانی كه در روز سَبَّت بیرون میروید، خانۀ خداوند را نزد پادشاه دیدهبانی نمایید.
و كاهن نیزهها و سپرها را كه از آن داود پادشاه و در خانۀ خداوند بود، به یوزباشیها داد.
و او پسر پادشاه را بیرون آورده، تاج بر سرش گذاشت، و شهادت را به او داد و او را به پادشاهی نصب كرده، مسح نمودند و دستك زده، گفتند: «پادشاه زنده بماند.»
و چون عَتَلْیا آواز شاطران و قوم را شنید، نزد قوم به خانۀ خداوند داخل شد.
و یهُویاداعِ كاهن، یوزباشیها را كه سرداران فوج بودند، امر فرموده، ایشان را گفت: «او را از میان صفها بیرون كنید و هر كه از عقب او برود، به شمشیر كشته شود.» زیرا كاهن فرموده بود كه در خانۀ خداوند كشته نگردد.
و یهُویادع در میان خداوند و پادشاه و قوم عهد بست تا قوم خداوند باشند و همچنین در میان پادشاه و قوم.
و تمامی قوم زمین به خانۀ بَعْل رفته، آن را منهدم ساختند و مذبحهایش و تماثیلش را خرد درهم شكستند. و كاهن بَعْل، مَتّان را روبروی مذبحها كشتند و كاهن ناظران بر خانۀ خداوند گماشت.
و یوزباشیها و كریتیان و شاطران و تمامی قوم زمین را برداشته، ایشان پادشاه را از خانۀ خداوند به زیر آوردند و به راه دروازۀ شاطران به خانۀ پادشاه آمدند و او بر كرسی پادشاهان بنشست.
و یهُوآش آنچه را كه در نظر خداوند پسند بود، در تمام روزهایی كه یهُویاداع كاهن او را تعلیم میداد، بجا میآورد.
و یهُوآش به كاهنان گفت: «تمام نقرۀ موقوفاتی كه به خانۀ خداوند آورده شود، یعنی نقرۀ رایج و نقرۀ هر كس بر حسب نفوسی كه برای او تقویم شده است، و هر نقرهای كه در دل كسی بگذرد كه آن را به خانه خداوند بیاورد،
و یهُویاداعِ كاهن صندوقی گرفته و سوراخیدر سرپوش آن كرده، آن را به پهلوی مذبح به طرف راست راهی كه مردم داخل خانۀ خداوند میشدند، گذاشت. و كاهنانی كه مستحفظان در بودند، تمامی نقرهای را كه به خانۀ خداوند میآوردند، در آن گذاشتند.
و چون دیدند كه نقرۀ بسیار در صندوق بود، كاتب پادشاه و رئیس كهنه برآمده، نقرهای را كه در خانۀ خداوند یافت میشد، در كیسهها بسته، حساب آن را میدادند.
و نقرهای را كه حساب آن داده میشد، به دست كارگذارانی كه بر خانۀ خداوند گماشته بودند، میسپردند. و ایشان آن را به نجّاران و بنّایان كه در خانۀ خداوند كار میكردند، صرف مینمودند،
و به معماران و سنگتراشان و به جهت خریدن چوب و سنگهای تراشیده برای تعمیر خرابیهای خانۀ خداوند ، و به جهت هر خرجی كه برای تعمیر خانه لازم میبود.
اما برای خانۀ خداوند طاسهای نقره و گُلگیرها و كاسهها و كَرِنّاها و هیچ ظرفی از طلا و نقره از نقدی كه به خانۀ خداوند میآوردند، ساخته نشد.
زیرا كه آن را به كارگذاران دادند تا خانه خداوند را به آن، تعمیر نمایند.
اما نقرۀ قربانیهای جرم و نقرۀ قربانیهای گناه را به خانۀ خداوند نمیآوردند، چونكه از آن كاهنان میبود.
ویهُوآش، پادشاه یهودا تمامی موقوفاتی را كه پدرانش، یهُوشافاط و یهُورام و اَخَزْیا، پادشاهان یهودا وقف نموده بودند و موقوفات خود و تمامی طلا را كه در خزانههای خانۀ خداوند و خانۀ پادشاه یافت شد، گرفته، آن را نزد حَزائیل، پادشاه اَرام فرستاد و او از اورشلیم برفت.
و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود به عمل آورد، و در پی گناهان یرُبْعام بننَباط كه اسرائیل را مرتكب گناه ساخته بود، سلوك نموده، از آن اجتناب نكرد.
پس غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به دست حَزائیل، پادشاه اَرام و به دست بَنْهَدَد، پسر حَزائیل، همۀ روزها تسلیم نمود.
و یهُواَخاز نزد خداوند تضرع نمود و خداوند او را اجابت فرمود زیرا كه تنگی اسرائیل را دید كه چگونه پادشاه اَرام، ایشان را به تنگ میآورد.
و خداوند نجاتدهندهای به اسرائیل داد كه ایشان از زیردست اَرامیان بیرون آمدند و بنیاسرائیل مثل ایام سابق در خیمههای خود ساكن شدند.
و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از تمامی گناهان یرُبْعام بن نَباط كه اسرائیل را مرتكب گناه ساخته بود اجتناب نكرده، در آنها سلوك مینمود.
و گفت: «پنجره را به سوی مشرق باز كن.» پس آن را باز كرد و اَلِیشَع گفت: «بینداز.» پس انداخت. و او گفت: «تیر ظفر خداوند ، یعنی تیر ظفر بر اَرام زیرا كه اَرامیان را در اَفیق شكست خواهید داد تا تلف شوند.»
و مرد خدا به او خشم نموده، گفت: «میبایست پنج شش مرتبه زده باشی؛ آنگاه اَرامیان را شكست میدادی تا تلف میشدند، اما حال اَرامیان را فقط سه مرتبه شكست خواهی داد.»