متی ۲۱:۱-۱۸
۱
و چون نزدیک به اورشلیم رسیده، وارد بیت فاجی نزد کوه زیتون شدند. آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده،
۲
بدیشان گفت، در این قریهای که پیش روی شما است بروید و در حال، الاغی با کرهّاش بسته خواهید یافت. آنها را باز کرده، نزد من آورید.
۳
و هرگاه کسی به شما سخنی گوید، بگویید خداوند بدینها احتیاج دارد که فیالفور آنها را خواهد فرستاد.
۴
و این همه واقع شد تا سخنی که نبی گفته است تمام شود
۵
که دختر صَهیون را گویید، اینک، پادشاه تو نزد تو میآید با فروتنی و سواره بر حمار و بر کرّهٔ الاغ.
۶
پس شاگردان رفته، آنچه عیسی بدیشان امر فرمود، به عمل آوردند
۷
و الاغ را با کرّه آورده، رخت خود را بر آنها انداختند و او بر آنها سوار شد.
۸
و گروهی بسیار، رختهای خود را در راه گسترانیدند و جمعی از درختان شاخهها بریده، در راه میگستردند.
۹
و جمعی از پیش و پس او رفته، فریادکنان میگفتند،هوشیعانا پسر داودا، مبارک باد کسی که به اسم خداوند میآید! هوشیعانا در اعلیٰ علیّین!
۱۰
و چون وارد اورشلیم شد، تمام شهر به آشوب آمده، میگفتند، این کیست؟
۱۱
آن گروه گفتند، این است عیسی نبی از ناصرهٔ جلیل.
۱۲
پس عیسی داخل هیکل خدا گشته، جمیع کسانی را که در هیکل خرید و فروش میکردند، بیرون نمود و تختهای صرّافان و کرسیهای کبوترفروشان را واژگون ساخت.
۱۳
و ایشان را گفت، مکتوب است که خانهٔ من خانهٔ دعا نامیده میشود. لیکن شما مغاره دزدانش ساختهاید.
۱۴
و کوران و شلان در هیکل، نزد او آمدند و ایشان را شفا بخشید.
۱۵
امّا رؤسای کهنه و کاتبان چون عجایبی که از او صادر میگشت و کودکان را که در هیکل فریاد برآورده، هوشیعانا پسر داودا میگفتند دیدند، غضبناک گشته،
۱۶
به وی گفتند، نمیشنوی آنچه اینها میگویند؟ عیسی بدیشان گفت،بلی مگر نخواندهاید این که از دهان کودکان و شیرخوارگان حمد را مهیّا ساختی؟
۱۷
پس ایشان را واگذارده، از شهر بسوی بیتعَنْیَا رفته، در آنجا شب را بسر برد.
۱۸
بامدادان چون به شهر مراجعت میکرد، گرسنه شد.
Settings