- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Offence
آیات کلیدی کتاب مقدس
هارون بدیشان گفت: «گوشوارههای طلا را كه در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بیرون كرده، نزد من بیاورید.»
پس تمامی قومْ گوشوارههای زرین را كه در گوشهای ایشان بود بیرون كرده، نزد هارون آوردند.
و آنها را از دست ایشان گرفته، آن را با قلم نقش كرد، و از آن گوسالۀ ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: «ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، كه تو را از زمین مصر بیرون آوردند.»
و چون هارون این را بدید، مذبحی پیش آن بنا كرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عید یهوه میباشد.»
و بامدادان برخاسته، قربانیهای سوختنی گذرانیدند، و هدایای سلامتی آوردند، و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند.
و موسی به هارون گفت: «این قوم به تو چه كرده بودند كه گناه عظیمی بر ایشان آوردی؟»
اینك اینانند كه برحسب مشورت بلعام، بنیاسرائیل را واداشتند تا در امر فغور به خداوند خیانت ورزیدند و در جماعت خداوند وبا عارض شد.
و جِدْعُون از آنها ایفودی ساخت و آن را در شهر خود عُفْرَه برپا داشت، و تمامی اسرائیل به آنجا در عقب آن زنا كردند، و آن برای جِدْعُون و خاندان او دام شد.
و پسران عیلی از بنیبَلِیعال بودند و خداوند را نشناختند.
و عادت كاهنان با قوم این بود كه چون كسی قربانی میگذرانید، هنگامی كه گوشت پخته میشد، خادم كاهن با چنگال سه دندانه در دست خود می آمد
و آن را به تاوه یا مرجل یا دیگ یا پاتیل فرو برده، هر چه چنگال برمی آورد، كاهن آن را برای خود میگرفت. و همچنین با تمامی اسرائیل كه در آنجا به شیلوه می آمدند، رفتار مینمودند.
و نیز قبل از سوزانیدن پیه، خادم كاهن آمده، به كسی كه قربانی میگذرانید، میگفت: «گوشت به جهت كباب برای كاهن بده، زیرا گوشت پخته از تو نمیگیرد، بلكه خام.»
و آن مرد به وی میگفت: «پیه را اول بسوزانند و بعد هر چه دلت میخواهد برای خود بگیر.» او میگفت: «نی، بلكه الا´ن بده، والا به زور میگیرم.»
پس گناه آن جوانان به حضور خداوند بسیار عظیم بود، زیرا كه مردمان هدایای خداوند را مكروه میداشتند.
چنین مكنید ای پسرانم، زیرا خبری كه میشنوم خوب نیست. شما باعث عصیان قوم خداوند میباشید.
و یرُبْعام در دل خود فكر كرد كه «حال سلطنت به خاندان داود خواهد برگشت،
اگر این قوم به جهت گذرانیدن قربانیها به خانۀ خداوند به اورشلیم بروند، همانا دل این قوم به آقای خویش، رَحُبْعام، پادشاه یهودا خواهد برگشت و مرا به قتل رسانیده، نزد رَحُبْعام، پادشاه یهودا خواهند برگشت.»
پس پادشاه مشورت نموده، دو گوسالۀ طلا ساخت و به ایشان گفت: «برای شما رفتن تا به اورشلیم زحمت است؛ هان ای اسرائیل خدایان تو كه تو را از زمین مصر برآوردند!»
و یكی را در بیتئیل گذاشت و دیگری را در دان قرار داد.
و این امر باعث گناه شد و قوم پیش آن یك تا دان میرفتند.
او وی را گفت: «من نیز مثل تو نبی هستم و فرشتهای به فرمان خداوند با من متكلم شده، گفت او را با خود به خانهات برگردان تا نان بخورد و آب بنوشد.» اما وی را دروغ گفت.
پس همراه وی در خانهاش برگشته، غذا خورد و آب نوشید.
و هنگامی كه ایشان بر سفره نشسته بودند، كلام خداوند به آن نبی كه او را برگردانیده بود آمد،
و به آن مرد خدا كه از یهودا آمده بود، ندا كرده، گفت: « خداوند چنین میگوید: چونكه از فرمان خداوند تمرد نموده، حكمی را كه یهُوَه، خدایت به تو امر فرموده بود نگاه نداشتی،
و برگشته، در جایی كه به تو گفته شده بود غذا مخور و آب منوش، غذا خوردی و آب نوشیدی، لهذا جسد تو به قبر پدرانت داخل نخواهد شد.»