Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Night

79 آیه · 42 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. وحی‌ دربارۀ موآب‌: زیرا كه‌ در شبی‌ عار موآب‌ خراب‌ و هلاك‌ شده‌ است‌؛ زیرا در شبی‌ قیر موآب‌ خراب‌ و هلاك‌ شده‌ است‌.

  2. وحی‌ درباره‌ دومه‌: كسی‌ از سعیر به‌ من‌ ندا می‌كند كه‌ «ای‌ دیده‌بان‌ از شب‌ چه‌ خبر؟ ای‌ دیده‌بان‌ از شب‌ چه‌ خبر؟»

  3. دیده‌بان‌ می‌گوید كه‌ «صبح‌ می‌آید و شام‌ نیز. اگر پرسیدن‌ می‌خواهید بپرسید و بازگشت‌ نموده‌، بیایید.»

  4. خداوند كه‌ آفتاب‌ را به‌ جهت‌ روشنایی‌ روز و قانونهای‌ ماه‌ و ستارگان‌ را برای‌ روشنایی‌ شب‌ قرار داده‌ است‌ و دریا را به‌ حركت‌ می‌آورد تا امواجش‌ خروش‌ نمایند و اسم‌ او یهوه‌ صبایوت‌ می‌باشد، چنین‌ می‌گوید.

  5. « خداوند چنین‌ می‌گوید: اگر عهد مرا با روز و عهد مرا با شب‌ باطل‌ توانید كرد كه‌ روز و شب‌ در وقت‌ خود نشود،

  6. بنابراین‌ خداوند درباره‌ یهویاقیم‌ پادشاه‌ یهودا چنین‌ می‌فرماید كه‌ برایش‌ كسی‌ نخواهد بود كه‌ بر كرسی‌ داود بنشیند و لاش‌ او روز در گرما و شب‌ در سرما بیرون‌ افكنده‌ خواهد شد.

  7. شبانگاه‌ در ابتدای‌ پاسها برخاسته‌، فریاد برآور و دل‌ خود را مثل‌ آب‌ پیش‌ روی‌ خداوند بریز، و دستهای‌ خود را به‌ خاطر جان‌ اطفالت‌ كه‌ از گرسنگی‌ به‌ سر هركوچه‌ بیهوش‌ می‌گردند، نزداو برافراز،

  8. در همان‌ شب‌ بَلْشصَّر پادشاه‌ كلدانیان‌ كشته‌ شد.

  9. پس‌ دانیال‌ متكلم‌ شده‌، گفت‌: «شبگاهان‌ در عالم‌ رؤیا شده‌، دیدم‌ كه‌ ناگاه‌ چهار باد آسمان‌ بر روی‌ دریای‌ عظیم‌ تاختند.

  10. ای‌ كاهنان‌ پلاس‌ در بر كرده‌، نوحه‌گری‌ نمایید و ای‌ خادمان‌ مذبح‌ ولوله‌ كنید و ای‌ خادمان‌ خدای‌ من‌ داخل‌ شده‌، در پلاس‌ شب‌ را بسر برید، زیرا كه‌ هدیه‌ آردی‌ و هدیه‌ ریختنی‌ از خانه‌ خدای‌ شما باز داشته‌ شده‌ است‌.

  11. آن‌ كه‌ ثُریا و جبّار را آفرید و فجر را به‌ سایه‌ مـوت‌ مبـدّل‌ ساخت‌ و روز را مثل‌ شب‌ تاریك‌ گردانید و آبهای‌ دریا را خوانده‌، آنها را بر روی‌ زمین‌ ریخت‌، یهُوَه‌ اسم‌ او می‌باشد؛

  12. اگر دزدان‌ یا غارت‌كنندگانِ شب‌ نزد تو آیند، (چگونه‌ هلاك‌ شدی‌)؟ آیا بقدر كفایت‌ غارت‌ نمی‌كنند؟ و اگر انگورچینان‌ نزد تو آیند آیا بعضی‌ خوشه‌ها را نمی‌گذارند؟

  13. و در پاس چهارم از شب، عیسی بر دریا خرامیده، به سوی ایشان روانه گردید.

  14. و بعد از سَبَّت، هنگام فجرِ روز اوّل هفته، مریم مَجْدَلیّه و مریم دیگر بجهت دیدن قبر آمدند.

  15. پس بیدار باشید زیرا نمی‌دانید که در چه وقت صاحب خانه می‌آید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح.

  16. و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاببر سر قبر آمدند.

  17. و در آن نواحی، شبانان در صحرا بسر می‌بردند و در شب پاسبانی گله‌های خویش می‌کردند.

  18. شمعون در جواب وی گفت، ای استاد، تمام شب را رنج برده چیزی نگرفتیم، لیکن به حکم تو، دام را خواهیم انداخت.

  19. و در آن روزها برفراز کوه برآمد تا عبادت کند وآن شب را در عبادت خدا به صبح آورد.

  20. و اگر در پاس دوّم یا سوّم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد، خوشا بحال آن غلامان.

  21. مادامی که روز است، مرا باید به کارهای فرستنده خود مشغول باشم. شب می‌آید که در آن هیچ‌کس نمی‌تواند کاری کند.

  22. و لیکن اگر کسی در شب راه رود لغزش خورَد زیرا که نور در او نیست.

  23. شمعون پطرس به ایشان گفت،می‌روم تا صید ماهی کنم. به او گفتند، مانیز با تو می‌آییم. پس بیرون آمده، به کشتی سوار شدند و در آن شب چیزی نگرفتند.

  24. پس دو نفر از یوزباشیان را طلبیده، فرمود که دویست سپاهی و هفتاد سوار و دویست نیزهدار در ساعت سوم از شب حاضر سازید تا به قیصریه بروند؛

  25. شب منقضی شد وروز نزدیک آمد. پس اعمال تاریکی را بیرون کرده، اسلحه نور را بپوشیم.