پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Miracles Wrought Through Servants of God

158 آیه · 74 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و چون‌ قوم‌ از خیمه‌های‌ خود روانه‌ شدندتا از اُرْدُن‌ عبور كنند و كاهنان‌ تابوت‌ عهد را پیش‌ روی‌ قوم‌ می‌بردند.

  2. و بردارندگان‌ تابوت‌ به‌ اُرْدُن‌ رسیدند، و پایهای‌ كاهنانی‌ كه‌ تابوت‌ را برداشته‌ بودند، به‌ كنار آب‌ فرو رفت‌ (و اُرْدُن‌، تمام‌ موسم‌ حصاد، بر همۀ كناره‌هایش‌ سیلاب‌ می‌شود).

  3. واقع‌ شد كه‌ آبهایی‌ كه‌ از بالا می‌آمد، بایستاد و به‌ مسافتی‌ بسیار دور تا شهر آدم‌ كه‌ به‌ جانب‌ صَرْتان‌ است‌، بلند شد، و آبی‌ كه‌ به‌ سوی‌ دریای‌ عربه‌، یعنی‌ بحرالملح‌ می‌رفت‌ تماماً قطع‌ شد، و قوم‌ در مقابل‌ اریحا عبور كردند.

  4. و كاهنانی‌ كه‌ تابوت‌ عهد خداوند را برمی‌داشتند، در میان‌ اُرْدُن‌ بر خشكی‌ قایم‌ ایستادند، و جمیع‌ اسرائیل‌ به‌ خشكی‌ عبور كردند تا تمامی‌ قوم‌ از اُرْدُن‌، بالكلیه‌ گذشتند.

  5. و چون‌كاهنانی‌ كه‌ تابوت‌ عهد خداوند را برمی‌داشتند، از میان‌ اُرْدُن‌ برآمدند و كف‌ پایهای‌ كاهنان‌ بر خشكی‌ گذارده‌ شد، آنگاه‌ آب‌ اُرْدُن‌ بجای‌ خود برگشت‌ و مثل‌ پیش‌ بر تمامی‌ كناره‌هایش‌ جاری‌ شد.

  6. پس‌ یوشع‌ بن‌نون‌ كاهنان‌ را خوانده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: «تابوت‌ عهد را بردارید و هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را پیش‌ تابوت‌ خداوند بردارند.»

  7. و به‌ قوم‌ گفتند:«پیش‌ بروید و شهر را طواف‌ كنید، و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ تابوت‌ خداوند بروند.»

  8. و چون‌ یوشع‌ این‌ را به‌ قوم‌ گفت‌، هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را برداشته‌، پیش‌ خداوند رفتند و كَرِنّاها را نواختند و تابوت‌ عهد خداوند از عقب‌ ایشان‌ روانه‌ شد.

  9. و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ كاهنانی‌ كه‌ كَرِنّاها را می‌نواختند رفتند، و ساقه‌ لشكر از عقب‌ تابوت‌ روانه‌ شدند؛ و چون‌ می‌رفتند، كاهنان‌ كَرِنّاها را می‌نواختند.

  10. و یوشع‌ قوم‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «صدا نزنید و آواز شما شنیده‌ نشود، بلكه‌ سخنی‌ از دهان‌ شما بیرون‌ نیاید تا روزی‌ كه‌ به‌ شما بگویم‌ كه‌ صدا كنید. آن‌ وقت‌ صدا زنید.»

  11. پس‌ تابوت‌ خداوند را به‌ شهر طواف‌ داد و یك‌ مرتبه‌ دور شهر گردش‌ كرد. و ایشان‌ به‌ لشكرگاه‌ برگشتند و شب‌ را در لشكرگاه‌ به‌ سر بردند.

  12. بامدادان‌ یوشع‌ به‌ زودی‌ برخاست‌ و كاهنان‌ تابوت‌ خداوند را برداشتند.

  13. و هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را برداشته‌، پیش‌ تابوت‌ خداوند می‌رفتند، و كَرِنّاها را می‌نواختند، و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ ایشان‌ می‌رفتند، و ساقه‌ لشكر از عقب‌ تابوت‌ خداوند رفتند، و چون‌ می‌رفتند (كاهنان‌) كَرِنّاها را می‌نواختند.

  14. پس‌ روز دوم‌، شهر را یك‌ مرتبه‌ طواف‌ كرده‌، به‌ لشكرگاه‌ برگشتند، و شش‌ روز چنین‌ كردند.

  15. و در روز هفتم‌، وقت‌ طلوع‌ فجر، به‌ زودی‌ برخاسته‌، شهر را به‌ همین‌ طور هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند، جز اینكه‌ در آن‌ روز شهر را هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند.

  16. و چنین‌ شد در مرتبۀ هفتم‌، چون‌ كاهنان‌ كَرِنّاها را نواختند كه‌ یوشع‌ به‌ قوم‌ گفت‌: «صدا زنید زیرا خداوند شهر را به‌ شما داده‌ است‌.

  17. و خود شهر و هر چه‌ در آن‌ است‌ برای‌ خداوندحرام‌ خواهد شد، و راحاب‌ فاحشه‌ فقط‌، با هر چه‌ با وی‌ در خانه‌ باشد زنده‌ خواهند ماند، زیرا رسولانی‌ را كه‌ فرستادیم‌ پنهان‌ كرد.

  18. و اما شما زنهار خویشتن‌ را از چیز حرام‌ نگاه‌ دارید، مبادا بعد از آنكه‌ آن‌ را حرام‌ كرده‌ باشید، از آن‌ چیز حرام‌ بگیرید و لشكرگاه‌ اسرائیل‌ را حرام‌ كرده‌، آن‌ را مضطرب‌ سازید.

  19. و تمامی‌ نقره‌ و طلا و ظروف‌ مسین‌ و آهنین‌، وقف‌ خداوند می‌باشد و به‌ خزانۀ خداوند گذارده‌ شود.»

  20. آنگاه‌ قوم‌ صدا زدند و كَرِنّاها را نواختند. و چون‌ قوم‌ آواز كَرِنّا را شنیدند و قوم‌ به‌ آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به‌ زمین‌ افتاد. و قوم‌ یعنی‌ هر كس‌ پیش‌ روی‌ خود به‌ شهر برآمد و شهر را گرفتند.

  21. آنگاه‌ یوشع‌ در روزی‌ كه‌ خداوند اَموریان‌ را پیش‌ بنی‌اسرائیل‌ تسلیم‌ كرد، به‌ خداوند در حضور بنی‌اسرائیل‌ تكلم‌ كرده‌، گفت‌: «ای‌ آفتاب‌ بر جَبَعُون‌ بایست‌ و تو ای‌ ماه‌ بر وادی‌ اَیلُون‌.»

  22. پس‌ آفتاب‌ ایستاد و ماه‌ توقف‌ نمود تا قوم‌ از دشمنان‌ خود انتقام‌ گرفتند. مگر این‌ در كتاب‌ یاشِر مكتوب‌ نیست‌ كه‌ آفتاب‌ در میان‌ آسمان‌ایستاد و قریب‌ به‌ تمامی‌ روز به‌ فرو رفتن‌ تعجیل‌ نكرد.

  23. و قبل‌ از آن‌ و بعد از آن‌ روزی‌ مثل‌ آن‌ واقع‌ نشده‌ بود كه‌ خداوند آواز انسان‌ را بشنود زیرا خداوند برای‌ اسرائیل‌ جنگ‌ می‌كرد.

  24. و آن‌ سیصد نفر را به‌ سه‌ فرقه‌ منقسم‌ ساخت‌، و به‌ دست‌ هر یكی‌ از ایشان‌ كَرِنّاها و سبوهای‌ خالی‌ داد و مشعلها در سبوها گذاشت‌.

  25. و به‌ ایشان‌ گفت‌: «بر من‌ نگاه‌ كرده‌، چنان‌ بكنید. پس‌ چون‌ به‌ كنار اردو برسم‌، هر چه‌ من‌ می‌كنم‌، شما هم‌ چنان‌ بكنید.