- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Leah
آیات کلیدی کتاب مقدس
و واقع شد كه هنگام شام، دختر خود، لیه را برداشته، او را نزد وی آورد، و او به وی درآمد.
و لابان كنیز خود زلفه را، به دختر خود لیه، به كنیزی داد.
صبحگاهان دید، كه اینك لیه است! پس به لابان گفت: این چیست كه به من كردی؟ مگربرای راحیل نزد تو خدمت نكردم؟ چرا مرا فریب دادی؟
لابان گفت: «در ولایت ما چنین نمیكنند كه كوچكتر را قبل از بزرگتر بدهند.
و چون خداوند دید كه لیه مكروه است، رحم او را گشود. ولی راحیل، نازاد ماند.
و لیه حامله شده، پسری بزاد و او را رؤبین نام نهاد، زیرا گفت: خداوند مصیبت مرا دیده است. الا´ن شوهرم مرا دوست خواهد داشت.
و بار دیگر حامله شده، پسری زایید و گفت: چونكه خداوند شنید كه من مكروه هستم، این را نیز به من بخشید. پس او را شمعون نامید.
و باز آبستن شده، پسری زایید و گفت: اكنون این مرتبه شوهرم با من خواهد پیوست، زیرا كه برایش سه پسر زاییدم. از این سبب او را لاوی نام نهاد.
و بار دیگر حامله شده، پسری زایید و گفت: این مرتبه خداوند را حمد میگویم. پس او را یهودا نامید. آنگاه از زاییدن بازایستاد.
و اما لیه چون دید كه از زاییدن باز مانده بود، كنیز خود زلفه را برداشته، او را به یعقوب به زنی داد.
و زلفه، كنیز لیه، برای یعقوب پسری زایید.
و لیه گفت: به سعادت! پس او را جاد نامید.
و زلفه، كنیز لیه، پسر دومین برای یعقوب زایید.
و لیه گفت: به خوشحالی من! زیرا كه دختران، مرا خوشحال خواهند خواند. و او را اشیر نام نهاد.
و خدا، لیه را مستجاب فرمود كه آبستن شده، پسر پنجمین برای یعقوب زایید.
و لیه گفت: خدا اجرت به من داده است، زیرا كنیز خود را به شوهر خود دادم. و اورا یساكار نام نهاد.
و بار دیگر لیه حامله شده، پسر ششمین برای یعقوب زایید.
و لیه گفت: خدا عطای نیكو به من داده است. اكنون شوهرم با من زیست خواهد كرد، زیرا كه شش پسر برای او زاییدم. پس او را زبولون نامید.
و بعد از آن دختری زایید، و او را دینه نام نهاد.
و كنیزان را با فرزندان ایشان پیش داشت و لیه را با فرزندانش در عقب ایشان، و راحیل و یوسف را آخر.
و خود در پیش ایشان رفته، هفت مرتبه رو به زمین نهاد تا به برادر خود رسید.
اما عیسو دوان دوان به استقبال او آمد و او را در بر گرفته، به آغوش خود كشید، و او را بوسید و هر دو بگریستند.
و چشمان خود را باز كرده، زنان و فرزندان را بدید و گفت: این همراهان تو كیستند؟ گفت: فرزندانی كه خدا به بندهات عنایت فرموده است.
آنگاه كنیزان با فرزندان ایشان نزدیك شده، تعظیم كردند.
و لیه با فرزندانش نزدیك شده، تعظیم كردند. پس یوسف و راحیل نزدیك شده، تعظیم كردند.