پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Jacob

285 آیه · 49 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. یهُوَه‌ خدای‌ ما است‌. داوریهای‌ او در تمامی‌ جهان‌ است‌.

  2. عهد او را بیاد آورید تا ابدالا´باد، و كلامی‌ را كه‌ به‌ هزاران‌ پشت‌ فرموده‌ است‌،

  3. آن‌ عهدی‌ را كه‌ با ابراهیم‌ بسته‌، و قَسَمی‌ را كه‌ برای‌ اسحاق‌ خورده‌ است‌،

  4. و آن‌ را برای‌ یعقوب‌ فریضه‌ قرار داد و برای‌ اسرائیل‌ عهد جاودانی‌؛

  5. و گفت‌ زمین‌ كَنْعان‌ را به‌ تو خواهم‌ داد، تا حصۀ میراث‌ شما شود،

  6. و آن را برای یعقوب فریضهای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی.

  7. و گفت که، زمین کنعان را به تو خواهم داد تا حصّه میراث شما شود.

  8. پس به شهری از سامره که سوخار نام داشت، نزدیک به آن موضعی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود رسید.

  9. و در آنجا چاه یعقوب بود. پس عیسی از سفر خسته شده، همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب به ساعت ششم بود

  10. که زنی سامری بجهت آب کشیدن آمد. عیسی بدو گفت، جرعهای آب به من بنوشان.

  11. زیرا شاگردانش بجهت خریدن خوراک به شهر رفته بودند.

  12. زن سامری بدو گفت، چگونه تو که یهود هستی از من آب می‌خواهی و حال آنکه زن سامری می‌باشم؟ زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند.

  13. عیسی در جواب او گفت، اگر بخشش خدا را می‌دانستی و کیست که به تو می‌گوید آب به من بده، هرآینه تو از او خواهش می‌کردی و به تو آب زنده عطا می‌کرد.

  14. زن بدو گفت، ای آقا دلو نداری و چاه عمیق است. پس از کجا آب زنده داری؟

  15. آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگتر هستی که چاه را به ما داد و خود و پسران و مواشی او از آن می‌آشامیدند؟

  16. عیسی در جواب او گفت، هر که از این آب بنوشد باز تشنه گردد،

  17. لیکن کسی که از آبی که من به او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه نخواهد شد، بلکه آن آبی که به او می‌دهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی می‌جوشد.

  18. زن بدو گفت، ای آقا آن آب را به من بده تا دیگر تشنه نگردم و به اینجا بجهت آب کشیدن نیایم.

  19. عیسی به او گفت، برو و شوهر خود را بخوان و در اینجا بیا.

  20. زن در جواب گفت، شوهر ندارم. عیسی بدو گفت، نیکو گفتی که شوهر نداری!

  21. زیرا که پنج شوهر داشتی و آنکه الآن داری شوهر تو نیست! این سخن را راست گفتی!

  22. زن بدو گفت، ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی!

  23. پدران ما در این کوه پرستش می‌کردند و شما می‌گویید که در اورشلیم جایی است که در آن عبادت باید نمود.

  24. عیسی بدو گفت، ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی می‌آید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد.

  25. شما آنچه را که نمی‌دانید می‌پرستید امّا ما آنچه را که می‌دانیم عبادت می‌کنیم زیرا نجات از یهود است.