- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Doubting: General references
آیات دربارهٔ General references
اینك بسیاری را ادب آموختهای و دستهای ضعیف را تقویت دادهای.
سخنان تو لغزنده را قایم داشت، و تو زانوهای لرزنده را تقویت دادی.
لیكن الا´ن به تو رسیده است و ملول شدهای؛ تو را لمس كرده است و پریشان گشتهای.
آیا توكّل تو بر تقوای تو نیست؟ و امید تو بر كاملیت رفتار تو نی؟
اگر او را میخواندم و مرا جواب میداد، باور نمیكردم كه آواز مرا شنیده است.
زیرا كه مرا به تندبادی خُرد میكند و بیسبب، زخمهای مرا بسیار میسازد.
مرا نمیگذارد كه نفس بكشم، بلكه مرا به تلخیها پر میكند.
اگر درباره قوّت سخن گوییم، اینك او قادر است؛ و اگر درباره انصاف، كیست كه وقت را برای من تعیین كند؟
اگر عادل میبودم دهانم مرا مجرم میساخت، و اگر كامل میبودم مرا فاسق میشمرد.
اگر كامل هستم، خویشتن را نمیشناسم، و جان خود را مكروه میدارم.
این امر برای همه یكی است. بنابراین میگویم كه او صالح است و شریر را هلاك میسازد.
اگر تازیانه ناگهان بكشد، به امتحان بیگناهان استهزا میكند.
از این جهت از حضور او هراسان هستم، و چون تفكّر مینمایم از او میترسم،
زیرا خدا دل مرا ضعیف كرده است، و قادرمطلق مرا هراسان گردانیده.
چونكه پیش از تاریكی منقطع نشدم، و ظلمت غلیظ را از نزد من نپوشانید.
«نزد تو تضرّع مینمایم و مرا مستجاب نمیكنی، و برمیخیزم و بر من نظر نمیاندازی.
خویشتن را متبدّل ساخته، بر من بیرحم شدهای؛ با قوّت دست خود به من جفا مینمایی.
ای جانم چرا منحنی شدهای و چرا در من پریشان گشتهای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت.
ای خدای من، جانم در من منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد، از کوههای حرمون و از جبل مِصْغَر.
یقیناً من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را به پاکی شستهام.
و من تمامیِ روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است.
اگر میگفتم که چنین سخن گویم، هر آینه بر طبقهٔ فرزندان تو خیانت میکردم.
چون تفکر کردم که این را بفهمم، در نظر من دشوار آمد.
تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل کردم.
مگر خدا تا به ابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد.