- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Damascus
آیات کلیدی کتاب مقدس
و چون اَرامیان دمشق به مدد هَدَدعَزَر، پادشاه صوبه، آمدند، داود بیست و دو هزار نفر از اَرامیان را بكُشت.
و داود در اَرام دمشق قراولان گذاشت، و اَرامیان، بندگان داود شده، هدایا میآوردند، و خداوند ، داود را در هر جا كه میرفت، نصرت میداد.
و خدا دشمنی دیگر برای وی برانگیزانید، یعنی رَزُون بناَلیداع را كه از نزد آقای خویش، هَدَدعَزَر، پادشاه صُوْبَه فرار كرده بود.
و مردان چندی نزد خود جمع كرده، سردار فوجی شد هنگامی كه داود بعضی ایشان را كشت. پس به دمشق رفتند و در آنجا ساكن شده، در دمشق حكمرانی نمودند.
وحی دربارۀ دمشق: اینك دمشق از میان شهرها برداشته میشود و توده خراب خواهد گردید.
شهرهای عَرُوعیر متروك میشود و به جهت خوابیدن گلهها خواهد بود و كسی آنها را نخواهد ترسانید.
درباره دمشق: «حَمات و اَرْفاد خجل گردیدهاند زیرا كه خبر بد شنیده، گداخته شدهاند.بر دریا اضطراب است و نمیتواند آرام شود.
دمشق ضعیف شده، روبهفرار نهاده و لرزه او را درگرفته است. آلام و دردها او را مثل زنی كه میزاید گرفته است.
چگونه شهر نامور و قریه ابتهاج من متروك نشده است؟
لهذا یهُوَه صبایوت میگوید: جوانان او در كوچههایش خواهند افتاد و همه مردان جنگی او در آن روز هلاك خواهند شد.
و من آتش در حصارهای دمشق خواهم افروخت و قصرهای بِنْهَدَدْ را خواهد سوزانید.»
درباره قیدار و ممالك حاصور كه نَبُوكَدْرَصَّرْ پادشاه بابِل آنها را مغلوب ساخت، خداوند چنین میگوید: «برخیزید و برقیدار هجوم آورید و بنیمشرق را تاراج نمایید.
خیمهها و گلههای ایشان را خواهند گرفت. پردهها و تمامی اسباب و شتران ایشان را برای خویشتن خواهند بُرد و بر ایشان ندا خواهند داد كه خوف از هر طرف!
حَمات و بَیرُوته و سِبْرایم كه در میان سرحدّ دمشق و سرحدّ حمات است و حَصَر وسطی كه نزد سرحدّ حَوْران است.
و حدّ از دریا حَصَر عینان نزد سرحدّ دمشق و بطرف شمال حمات خواهد بود. و این است جانب شمالی.
چنانکه رئیس کَهَنَه و تمام اهل شورا به من شهادت میدهند کهاز ایشان نامهها برای برادران گرفته، عازم دمشق شدم تا آنانی را نیز که در آنجا باشند قید کرده، به اورشلیم آورم تا سزا یابند.
و در اثنای راه، چون نزدیک به دمشق رسیدم، قریب به ظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گِرد من درخشید.
پس بر زمین افتاده، هاتفی را شنیدم که به من میگوید، ای شاؤل، ای شاؤل، چرا بر من جفا میکنی؟
من جواب دادم، خداوندا تو کیستی؟ او مرا گفت، من آن عیسی ناصری هستم که تو بر وی جفا میکنی.
و همراهان من نور را دیده، ترسان گشتند ولی آواز آن کس را که با من سخن گفت نشنیدند.
گفتم، خداوندا چه کنم؟ خداوند مرا گفت، برخاسته، به دمشق برو که در آنجا تو را مطّلع خواهند ساخت از آنچه برایت مقرّر است که بکنی.
پس چون از سَطْوَت آن نور نابینا گشتم، رفقایم دست مرا گرفته، به دمشق رسانیدند.
آنگاه شخصی متقّی بحسب شریعت، حنّانیا نام که نزد همهٔ یهودیانِ ساکن آنجا نیکنام بود،
به نزد من آمده و ایستاده، به من گفت، ای برادر شاؤل، بینا شو؛ که در همان ساعت بر وی نگریستم.
او گفت، خدای پدران ما تو را برگزید تا ارادهٔ او را بدانی و آن عادل را ببینی و از زبانش سخنی بشنوی.