- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Adultery: General references
آیات دربارهٔ General references
و خدا در رؤیای شب، بر اَبیمَلِك ظاهر شده، به وی گفت: «اینك تو مردهای بسبب این زن كه گرفتی، زیرا كه زوجۀ دیگری میباشد.»
لیكن چون از این امر باعث كفر گفتن دشمنان خداوند شدهای، پسری نیز كه برای تو زاییده شده است، البته خواهد مرد.»
چشم زناكار نیز برای شام انتظار میكشد و میگوید كه چشمی مرا نخواهد دید، و بر روی خود پرده میكشد.
در تاریكی به خانهها نقب میزنند و در روز، خویشتن را پنهان میكنند و روشنایی را نمیدانند،
زیرا صبح برای جمیع ایشان مثل سایه موت است، چونكه ترسهای سایه موت را میدانند.
آنها بر روی آبها سبكاند و نصیب ایشان بر زمین ملعون است، و به راه تاكستان مراجعت نمیكنند.
« با چشمان خود عهد بستهام، پسچگونه بر دوشیزهای نظر افكنم؟
اگر قلبم به زنی فریفته شده، یا نزد در همسایه خود در كمین نشسته باشم،
پس زن من برای شخصی دیگر آسیا كند، و دیگران بر او خم شوند.
زیرا كه آن قباحت میبود و تقصیری سزاوار حكم داوران.
چونكه این آتشی میبود كه تا ابدّون میسوزانید، و تمامی محصول مرا از ریشه میكَنْد،
تا تو را از زن اجنبی رهایی بخشد، و از زن بیگانهای كه سخنان تملّقآمیز میگوید،
كه مُصاحبِ جوانی خود را ترك كرده، و عهد خدای خویش را فراموش نموده است.
زیرا خانه او به موت فرو میرود و طریقهای او به مردگان.
كسانی كه نزد وی روند برنخواهند گشت، و به طریقهای حیات نخواهند رسید.
زیرا كه لبهای زن اجنبی عسل را میچكاند، و دهان او از روغن ملایمتر است.
لیكن آخر او مثل اَفْسَنتین تلخ است و بُرنده مثل شمشیر دودم.
پایهایش به موت فرو میرود، و قدمهایش به هاویه متمّسك میباشد.
به طریق حیات هرگز سالك نخواهد شد. قدمهایش آواره شده است و او نمیداند.
و الا´ن ای پسرانم مرا بشنوید، و از سخنان دهانم انحراف مورزید.
طریق خود را از او دور ساز، و به در خانه او نزدیك مشو.
مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی، و سالهای خویش را به ستمكیشان.
و غریبان از اموال تو سیر شوند، و ثمره محنت تو به خانه بیگانه رود.
كه در عاقبتِ خود نوحهگری نمایی، هنگامی كه گوشت و بدنت فانی شده باشد،
و گویی چرا ادب را مكروه داشتم، و دل من تنبیه را خوار شمرد،