circa 6 BC – AD 30
The Life of Jesus
The eternal Son of God enters history: born in Bethlehem, baptized in the Jordan, crucified at Golgotha, raised on the third day.
آیات این دوره
و بسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر را روغن مالیده، شفا دادند.
و هیرودیس پادشاه شنید زیرا که اسم او شهرت یافته بود و گفت که، یحیی تعمیددهنده از مردگان برخاسته است و از این جهت معجزات از او به ظهور میآید.
امّا بعضی گفتند که الیاس است و بعضی گفتند که نبییی است یا چون یکی از انبیا.
امّا هیرودیس چون شنید گفت، این همان یحیی است که من سرش را از تن جدا کردم که از مردگان برخاسته است.
- مرقس ۶:۱۷حدود ۲۸ م.
زیرا که هیرودیس فرستاده، یحیی را گرفتار نموده، او را در زندان بست بخاطر هیرودیا، زن برادر او فیلُپّس که او را در نکاح خویش آورده بود.
- مرقس ۶:۱۸حدود ۲۸ م.
از آن جهت که یحیی به هیرودیس گفته بود، نگاه داشتن زن برادرت بر تو روا نیست.
- مرقس ۶:۱۹حدود ۲۸ م.
پس هیرودیا از او کینه داشته، میخواست اور ا به قتل رساند امّا نمیتوانست،
- مرقس ۶:۲۰حدود ۲۸ م.
زیرا که هیرودیس ازیحیی میترسید چونکه او را مرد عادل و مقدّس میدانست و رعایتش مینمود و هرگاه از او میشنید بسیار به عمل میآورد و به خوشی سخن او را اصغا مینمود.
- مرقس ۶:۲۱حدود ۲۸ م.
امّا چون هنگام فرصت رسید که هیرودیس در روز میلاد خود امرای خود و سرتیپان و رؤسای جلیل را ضیافت نمود؛
- مرقس ۶:۲۲حدود ۲۸ م.
و دختر هیرودیا به مجلس درآمده، رقص کرد و هیرودیس و اهل مجلس را شاد نمود. پادشاه بدان دختر گفت، آنچه خواهی از من بطلب تا به تو دهم.
- مرقس ۶:۲۳حدود ۲۸ م.
و از برای او قسم خورد که آنچه از من خواهی حتّی نصف مُلک مرا هرآینه به تو عطا کنم.
- مرقس ۶:۲۴حدود ۲۸ م.
او بیرون رفته، به مادر خود گفت، چه بطلبم؟ گفت، سر یحیی تعمیددهنده را.
- مرقس ۶:۲۵حدود ۲۸ م.
در ساعت به حضور پادشاه درآمده، خواهش نموده، گفت، میخواهم که الآن سر یحیی تعمیددهنده را در طبقی به من عنایت فرمایی.
- مرقس ۶:۲۶حدود ۲۸ م.
پادشاه به شدّت محزون گشت، لیکن بجهت پاس قسم و خاطر اهل مجلس نخواست او را محروم نماید.
- مرقس ۶:۲۷حدود ۲۸ م.
بیدرنگ پادشاه جلاّدی فرستاده، فرمود تا سرش را بیاورد.
- مرقس ۶:۲۸حدود ۲۸ م.
و او به زندان رفته سر او را از تن جدا ساخته و بر طبقی آورده، بدان دختر داد و دختر آن را به مادر خود سپرد.
- مرقس ۶:۲۹حدود ۲۸ م.
چون شاگردانش شنیدند، آمدند و بدن او را برداشته، دفن کردند.
- مرقس ۶:۳۰حدود ۲۸ م.
و رسولان نزد عیسی جمع شده، از آنچه کرده و تعلیم داده بودند او را خبر دادند.
- مرقس ۶:۳۱حدود ۲۸ م.
بدیشان گفت، شما به خلوت، به جای ویران بیایید و اندکی استراحت نمایید زیرا آمد و رفت چنان بود که فرصت نان خوردن نیز نکردند.
- مرقس ۶:۳۲حدود ۲۸ م.
پس به تنهایی در کشتی به موضعی ویران رفتند.
- مرقس ۶:۳۳حدود ۲۸ م.
و مردم ایشان را روانه دیده، بسیاری او را شناختند و از جمیع شهرها بر خشکی بدان سو شتافتند و از ایشان سبقت جسته، نزد وی جمع شدند.
- مرقس ۶:۳۴حدود ۲۸ م.
عیسی بیرون آمده، گروهی بسیار دیده، بر ایشان ترحّم فرمود زیرا که چون گوسفندان بیشبان بودند و بسیار به ایشان تعلیم دادن گرفت.
- مرقس ۶:۳۵حدود ۲۸ م.
و چون بیشتری از روز سپری گشت، شاگردانش نزد وی آمده، گفتند، این مکان ویرانه است و وقت منقضی شده.
- مرقس ۶:۳۶حدود ۲۸ م.
اینها را رخصت ده تا به اراضی و دهات این نواحی رفته، نان بجهت خود بخرند که هیچ خوراکی ندارند.
- مرقس ۶:۳۷حدود ۲۸ م.
در جواب ایشان گفت، شما ایشان را غذا دهید! وی را گفتند، مگر رفته، دویست دینار نان بخریم تا اینها را طعام دهیم!