- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Jerusalem
همچنین شناختهشده به: Jerusalem's
31.7700, 35.2300 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Jerusalem نام میبرند
آیا شرارت پدران خود و شرارت پادشاهان یهودا و شرارت زنان ایشان و شرارت خود و شرارت زنان خویش را كه در زمین یهودا و كوچههای اورشلیم بعمل آوردید، فراموش كردهاید؟
و به آنانی كه در زمین مصر ساكن شوند به شمشیرو قحط و وبا عقوبت خواهم رسانید. چنانكه به اورشلیم عقوبت رسانیدم.
بلكه به هر چیزی كه از دهان ما صادر شود البته عمل خواهیم نمود و برای ملكه آسمان بخور سوزانیده، هدیه ریختنی به جهت او خواهیم ریخت چنانكه خود ما و پدران ما و پادشاهان و سروران ما در شهرهای یهودا و كوچههای اورشلیم میكردیم. زیرا كه در آن زمان از نان سیر شده، سعادتمند میبودیم و بلا را نمیدیدیم.
«آیا خداوند بخوری را كه شما و پدران شما و پادشاهان و سروران شما و اهل مُلك در شهرهای یهودا و كوچههای اورشلیم سوزانیدند، بیاد نیاورده و آیا به خاطر او خطور نكرده است؟
و ساكنه صهیون خواهد گفت ظلمی كه بر من و بر جسد من شده بر بابل فرود شود. و اورشلیم خواهد گفت: خون من بر ساكنان زمین كلدانیان وارد آید.
ای كسانی كه از شمشیر رستگار شدهاید بروید و توقّف منمایید و خداوند را از جای دور متذكّر شوید و اورشلیم را به خاطر خود آورید.»
صدقیا بیست و یكساله بود كه آغاز سلطنت نمود و یازده سال در اورشلیم پادشاهی كرد و اسم مادرش حَمِیطل دختر ارمیا از لِبْنَه بود.
زیرا به سبب غضبی كه خداوند بر اورشلیم و یهودا داشت، به حدّی كه آنها را از نظر خود انداخت، واقع شد كه صدقیا بر پادشاه بابل عاصی گشت.
و واقع شد كه نبوكدرصّر پادشاه بابل با تمامی لشكر خود در روز دهم ماه دهم سال نهم سلطنت خویش بر اورشلیم برآمد و در مقابل آن اردو زده، سنگری گرداگردش بنا نمودند.
و در روز دهم ماه پنجم از سال نوزدهم سلطنت نبوكدرصّر ملك پادشاه بابل، نبوزردان رئیس جلادان كه به حضور پادشاه بابل میایستاد به اورشلیم آمد.
و خانه خداوند و خانه پادشاه را سوزانید و همه خانههای اورشلیم و هر خانه بزرگ را به آتش سوزانید.
و تمامی لشكر كلدانیان كه همراه رئیس جلادان بودند، تمامی حصارهای اورشلیم را بهر طرف منهدم ساختند.
و در سال هجدهم نبوكدرصّر هشتصد و سی و دو نفر از اورشلیم به اسیری برد.
اورشلیم در روزهای مذلّت و شقاوت خویش تمام نفایسی را كه در ایام سابق داشته بود، به یاد میآورد. زیرا كه قوم او به دست دشمن افتادهاند و برای وی مدد كنندهای نیست. دشمنانش او را دیده، بر خرابیهایش خندیدند.
اورشلیم به شدّت گناه ورزیده و از این سبب مكروه گردیده است. جمیع آنانی كه او را محترم میداشتند، او را خوار میشمارند چونكه برهنگی او را دیدهاند. و خودش نیز آه میكشد و به عقب برگشته است.
صهیون دستهای خود را دراز میكند امّا برایش تسلّیدهندهای نیست. یهوه درباره یعقوب امر فرموده است كه مجاورانش دشمن او بشوند، پس اورشلیم در میان آنها مكروه گردیده است.
مشایخ دختر صهیون بر زمین نشسته، خاموش میباشند، و خاك بر سر افشانده، پلاس میپوشند. و دوشیزگان اورشلیم سر خود را بسوی زمین میافكنند.
برای تو چه شهادت توانم آورد و تو را بهچه چیز تشبیه توانم نمود ای دختر اورشلیم! و چه چیز را به تو مقابله نموده، تو را ای دوشیزه دختر صهیون تسلّی دهم! زیرا كه شكستگی تو مثل دریا عظیم است و كیست كه تو را شفا تواند داد.
جمیع رهگذریان برتو دستك میزنند و سُخریه نموده، سرهای خود را بر دختر اورشلیم میجنبانند (و میگویند): آیا این است شهری كه آن را كمال زیبایی و ابتهاج تمام زمین میخواندند؟
پادشاهان جهان و جمیع سكنه ربع مسكون باور نمیكردند كه عَدُوْ و دشمن به دروازههای اورشلیم داخل شود.
«و تو نیز ای پسر انسان آجری بگیر و آن را پیش روی خود بگذار و شهر اورشلیم را بر آن نقش نما.
و بازوی خود را برهنه كرده، روی به محاصره اورشلیم بدار و به ضدّ آن نبوّت كن.
و مرا گفت: «ای پسر انسان اینك من عصای نان را در اورشلیم خواهم شكست و نان را به وزن و عُسرت خواهند خورد و آب را به پیمایش و حیرت خواهند نوشید.
خداوند یهوه چنین میگوید: «من این اورشلیم را در میان امّتها قرار دادم و كشورها را بهر طرف آن.
و شبیه دستی دراز كرده، موی پیشانی مرا بگرفت و روح، مرا در میان زمین و آسمان برداشت و مرا در رؤیاهای خدا به اورشلیم نزد دهنه دروازه صحن اندرونی كه بطرف شمال متوجّه است بُرد كه در آنجا نشیمنِ تمثالِ غیرتِ غیرتانگیز میباشد.