God
آیاتی که از God نام میبرند
و به یهودا گفت: «این شهرها را بنا نماییم و دیوارها و برجها با دروازهها و پشتبندها به اطراف آنها بسازیم.
و آسا به مقابله ایشان بیرون رفت؛ پس ایشان در وادی صَفاتَه نزد مَرِیشَه جنگ را صفآرایی نمودند. و آسا یهُوَه خدای خود را خوانده، گفت: «ای خداوند نصرت دادن به زورآوران یا به بیچارگان نزد تو یكسان است؛ پس ای یهُوَه خدای ما، ما را اعانت فرما زیرا كه بر تو توكل میداریم و به اسم تو به مقابله این گروه عظیم آمدهایم، ای یهُوَه تو خدای ما هستی پس مگذار كه انسان بر تو غالب آید.»
آنگاه خداوند حَبَشیان را به حضور آسا و یهودا شكست داد و حَبَشیان فرار كردند.
و آسا با خلقی كه همراه او بودند، آنها را تا جَرار تعاقب نمودند و از حَبَشیان آنقدر افتادند كه از ایشان كسی زنده نماند، زیرا كه به حضور خداوند و به حضور لشكر او شكست یافتند و ایشان غنیمت از حد زیاده بردند.
و تمام شهرها را كه به اطراف جرار بود، تسخیر نمودند زیرا ترس خداوند بر ایشان مستولی شده بود و شهرها را تاراج نمودند، زیرا كه غنیمتِ بسیار در آنها بود.
و روح خدا به عَزَرْیا ابن عودید نازل شد.
و او برای ملاقات آسا بیرون آمده، وی را گفت: «ای آسا و تمامی یهودا و بنیامین از من بشنوید! خداوند با شما خواهد بود هر گاه شما با او باشید؛ و اگر او را بطلبید او را خواهید یافت؛ اما اگر او را ترك كنید او شما را ترك خواهد نمود.
و اسرائیل مدت مدیدی بیخدای حق و بیكاهن معلم و بیشریعت بودند.
اما چون در تنگیهای خود به سوی یهُوَه خدای اسرائیل بازگشت نموده، او را طلبیدند او را یافتند.
و قومی از قومی و شهری از شهری هلاك میشدند، چونكه خدا آنها را به هر قسم بلا مضطرب میساخت.
پس چون آسا این سخنان و نبوت (پسر) عودید نبی را شنید، خویشتن را تقویت نموده، رجاسات را از تمامی زمین یهودا و بنیامین و از شهرهایی كه در كوهستان افرایم گرفته بود دور كرد، و مذبح خداوند را كه پیش روی رواق خداوند بود تعمیر نمود.
و تمامی یهودا و بنیامین و غریبان را كه از افرایم و مَنَسَّی و شمعون در میان ایشان ساكن بودند، جمع كرد زیرا گروه عظیمی از اسرائیل چون دیدند كه یهُوَه خدای ایشان با او میبود به او پیوستند.
و در آن روز هفتصد گاو و هفت هزار گوسفند از غنیمتی كه آورده بودند، برای خداوند ذبح نمودند.
و به تمامی دل و تمامی جان خود عهد بستند كه یهُوَه خدای پدران خود را طلب نمایند.
و هر كسی كه یهوه خدای اسرائیل را طلب ننماید، خواه كوچك و خواه بزرگ، خواه مرد و خواه زن، كشته شود.
و به صدای بلند و آواز شادمانی و كَرِنّاها و بوقها برای خداوند قسم خوردند.
و تمامی یهودا به سبب این قسم شادمان شدند زیرا كه به تمامی دل خود قسم خورده بودند، و چونكه او را به رضامندیتمام طلبیدند وی را یافتند و خداوند ایشان را از هر طرف امنیت داد.
و چیزهایی را كه پدرش وقف كرده، و آنچه را كه خودش وقف نموده بود از نقره و طلا و ظروف به خانۀ خداوند درآورد،
آنگاه آسا نقره و طلا را از خزانههای خانۀ خداوند و خانۀ پادشـاه گرفتـه، آن را نـزد بَنْهَـدَد پادشـاه ارام كه در دمشـق ساكن بود فرستاده، گفت:
و در آن زمـان حَنانـی رایـی نـزد آسـا پادشـاه یهودا آمده، وی را گفت: «چونكه تو بر پادشاه ارام توكل نمـودی و بر یهُـوَه خـدای خـود توكل ننمودی، از این جهت لشكر پادشاه ارام از دست تو رهایی یافت.
آیا حَبَشیان و لُوبیان لشكر بسیار بزرگ نبودند؟ و ارابهها و سواران از حد زیاده نداشتند؟ اما چونكه بر خداوند توكل نمـودی آنهـا را به دسـت تـو تسلیم نمـود.
زیـرا كه چشمـان خداوند در تمـام جهان تردد میكند تا قوت خویش را بر آنانـی كه دل ایشان با او كامل است نمایان سازد. تو در اینكار احمقانـه رفتـار نمـودی، لهـذا از ایـن ببعد در جنگها گرفتار خواهی شد.»
و در سال سی و نهم سلطنت آسـا مرضـی در پایهای او عارض شد و مرض او بسیار سخت گردید؛ و نیز در بیماری خود از خداوند مدد نخواست بلكه از طبیبان.
و خداوند با یهُوشافاط میبود زیرا كه در طریقهای اول پدر خود داود سلوك میكرد و از بَعْلیم طلب نمینمود.
بلكه خدای پدر خویش را طلبیده، در اوامر وی سلوك مینمود و نه موافق اعمال اسرائیل.