Skip to content

Caleb

30 آیه · 6 عضو خانواده

آیاتی که از Caleb نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. از سبط‌ یهودا، كالیب‌ بن‌ یفُنَّه‌.

  2. و كالیب‌ قوم‌ را پیش‌ موسی‌ خاموش‌ ساخته‌، گفت‌: « فی‌الفور برویم‌ و آن‌ را در تصرف‌ آریم‌، زیرا كه‌ می‌توانیم‌ بر آن‌ غالب‌ شویم‌.»

  3. و یوشع‌ بن‌ نون‌ و كالیب‌ بن‌ یفُنَّه‌ كه‌ از جاسوسان‌ زمین‌ بودند، رخت‌ خود را دریدند.

  4. لیكن‌ بندۀ من‌ كالیب‌ چونكه‌ روح‌ دیگر داشت‌ و مرا تماماً اطاعت‌ نمود، او را به‌ زمینی‌ كه‌ رفته‌ بود داخل‌ خواهم‌ ساخت‌، و ذریت‌ او وارث‌ آن‌ خواهند شد.

  5. شما به‌ زمینی‌ كه‌ دربارۀ آن‌ دست‌ خود را بلند كردم‌ كه‌ شما را در آن‌ ساكن‌ گردانم‌، هرگز داخل‌ نخواهید شد، مگر كالیب‌ بن‌ یفُنَّه‌ و یوشع‌ بن‌ نون‌.

  6. اما یوشع‌ بن‌ نون‌ و كالیب‌ بن‌ یفُنَّه‌ از جملۀ آنانی‌ كه‌ برای‌ جاسوسی‌ زمین‌ رفته‌ بودند، زنده‌ ماندند.

  7. زیرا خداوند دربارۀ ایشان‌ گفته‌ بود كه‌ البته‌ در بیابان‌ خواهند مرد، پس‌ از آنها یك‌ مرد سوای‌ كالیب‌ بن‌یفُنّه‌ و یوشع‌ بن‌ نون‌ باقی‌ نماند.

  8. سوای‌ كالیب‌ بن‌یفُنَّۀ قِنِزّی‌ و یوشَع‌ بن‌نُون‌، چونكه‌ ایشان‌ خداوند را پیروی‌ كامل‌ نمودند.

  9. و این‌ است‌ نامهای‌ ایشان‌: از سبط‌ یهودا كالیب‌ بن‌یفنه‌؛

  10. سوای‌ كالیب‌ بن‌ یفُنَّه‌ كه‌ آن‌ را خواهد دید و زمینی‌ را كه‌ در آن‌ رفته‌ بود، به‌ وی‌ و به‌ پسرانش‌ خواهم‌ داد، چونكه‌ خداوند را پیروی‌ كامل‌ نمود.»

  11. آنگاه‌ بنی‌یهودا در جِلْجال‌ نزد یوشع‌ آمدند، و كالیب‌ بن‌یفُنَّه‌قَنِزّی‌ وی‌ را گفت‌: «سخنی‌ را كه‌ خداوند به‌ موسی‌، مرد خدا، دربارۀ من‌ و تو و قادش‌ بَرْنیع‌ گفت‌ می‌دانی‌.

  12. پس‌ یوشع‌ او را بركت‌ داد و حَبْرُون‌ را به‌ كالیب‌ بن‌یفُنَّه‌ به‌ ملكّیت‌ بخشید.

  13. بنابراین‌ حَبْرُون‌ تا امروز ملكّیت‌ كالیب‌ بن‌یفُنَّۀ قَنِزّی‌ شد، زیرا كه‌ یهُوَه‌ خدای‌ اسرائیل‌ را به‌ تمامی‌ دل‌ پیروی‌ نموده‌ بود.

  14. و به‌ كالیب‌ بن‌یفُنَّه‌ به‌ حسب‌ آنچه‌ خداوند به‌ یوشع‌ فرموده‌ بود، در میان‌ بنی‌یهودا قسمتی‌ داد، یعنی‌ قریۀ اَرْبَع‌ پدر عَناق‌ كه‌ حَبْرُون‌ باشد.

  15. و كالیب‌ سه‌ پسر عَناق‌ یعنی‌ شِیشَی‌ و اَخیمان‌ و تَلمَی‌ اولاد عَناق‌ را از آنجا بیرون‌ كرد.

  16. و كالیب‌ گفت‌: «هر كه‌ قریه‌ سِفْر را بزند و آن‌ را بگیرد، دختر خود عَكْسَه‌ را به‌ زنی‌ به‌ او خواهم‌ داد.»

  17. و عتنئیل‌ پسر قناز برادر كالیب‌ آن‌ را گرفت‌، و دختر خود عَكْسَه‌ را به‌ او به‌ زنی‌ داد.

  18. و چون‌ او نزد وی‌ آمد، او را ترغیب‌ كرد كه‌ از پدر خود زمینی‌ طلب‌ نماید. و دختر از الاغ‌ خود پایین‌ آمد، و كالیب‌ وی‌ را گفت‌: «چه‌ می‌خواهی‌؟»

  19. لیكن‌ مزرعه‌های‌ شهر و دهات‌ آن‌ را به‌ كالیب‌ بن‌یفُنَّه‌برای‌ ملكّیت‌ دادند.

  20. و كالیب‌ گفت‌: «آنكه‌ قریه‌ سَفیر را زده‌، فتح‌ نماید، دختر خود عَكْسَه‌ را به‌ او به‌ زنی‌ خواهم‌ داد.»

  21. و عُتْنیئیل‌ بن‌قناز برادر كوچك‌ كالیب‌ آن‌ را گرفت‌؛ پس‌ دختر خود عَكْسَه‌ را به‌ او به‌ زنی‌ داد.

  22. و چون‌ دختر نزد وی‌ آمد، او را ترغیب‌ كرد كه‌ از پدرش‌ زمینی‌ طلب‌ كند. و آن‌ دختر از الاغ‌ خود پیاده‌ شده‌، كالیب‌ وی‌ را گفت‌: «چه‌ می‌خواهی‌؟»

  23. به‌ وی‌ گفت‌: «مرا بركت‌ ده‌ زیرا كه‌ مرا در زمین‌ جنوب‌ ساكن‌ گردانیدی‌، پس‌ مرا چشمه‌هـای‌ آب‌ بده‌.» و كالیب‌ چشمه‌های‌ بالا و چشمه‌های‌ پایین‌ را به‌ او داد.

  24. و حَبْرون‌ را برحسب‌ قول‌ موسی‌ به‌ كالیب‌ دادند، و او سه‌ پسر عناق‌ را از آنجا بیرون‌ كرد.

  25. و چون‌ بنی‌اسرائیل‌ نزد خداوند فریاد كردند، خداوند برای‌ بنی‌اسرائیل‌ نجات‌دهنده‌ای‌ یعنی‌ عُتْنَئیل‌ بن‌قناز برادر كوچك‌ كالیب‌ را برپا داشت‌، و او ایشان‌ را نجات‌ داد.