آیات کتاب مقدس دربارهٔ Zoar
آیات کلیدی کتاب مقدس
آنگاه لوط چشمان خود را برافراشت، و تمام وادی اردن را بدید كه همهاش مانند باغ خداوند و زمین مصر، به طرف صوغَر، سیراب بود، قبل از آنكه خداوند سدوم و عموره را خراب سازد.
كه ایشان با بارع، مَلِك سَدُوم، و برشاع ملك عموره، و شِناب، ملك ادمه، و شَمئیبَر، ملك صبوئیم، و ملك بالع كه صوغر باشد، جنگ كردند.
آنگاهملك سدوم و ملك عموره و ملك ادمه و ملك صبوئیم و ملك بالع كه صُوغَر باشد، بیرون آمده، با ایشان در وادی سدیم، صفآرایی نمودند،
اینك این شهر نزدیك است تا بدان فرار كنم، و نیز صغیر است. اِذن بده تا بدان فرار كنم. آیا صغیر نیست، تا جانم زنده ماند.»
بدو گفت: «اینك در این امر نیز تو را اجابت فرمودم، تا شهری را كه سفارش آن را نمودی، واژگون نسازم.
بدان جا بزودی فرار كن، زیرا كه تا تو بدانجا نرسی، هیچ نمیتوانم كرد.» از این سبب آن شهر مسمّی به صوغر شد.
و چون آفتاب بر زمین طلوع كرد، لوط به صُوغر داخل شد.
و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد زیرا ترسید كه در صوغر بماند. پس با دو دختر خود در مَغاره سُكْنی گرفت.
و جنوب را و میدان درۀ اریحا را كه شهر نخلستان است تا صوغر.
دل من به جهت موآب فریاد برمیآورد. فراریانش تا به صوغَرْ و عْجِلَتْ شَلِشیا نعره میزنند زیرا كه ایشان به فراز لُوحیت با گریه برمیآیند. زیرا كه از راه حُوْرُونایم صدای هلاكت برمیآورند.
به فریاد حشبون آواز خود را تا اَلْعالَه و یاهَصْ بلند كردند و از صوغر تا حُوُرونایم عِجْلَت شَلِیشیا، زیرا كه آبهای نِمریم نیز خرابه شده است.