Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Token

51 آیه · 18 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و این‌ علامتی‌ بر دستت‌ و عصابه‌ای‌ در میان‌ چشمان‌ تو خواهد بود، زیرا خداوند ما را بقوت‌ دست‌ از مصر بیرون‌ آورد.»

  2. «و تو بنی‌اسرائیل‌ را مخاطب‌ ساخته‌، بگو: البته‌ سَبَّت‌های‌ مرا نگاه‌ دارید. زیرا كه‌ این‌ در میان‌ من‌ و شما در نسلهای‌ شما آیتی‌ خواهد بود تا بدانید كه‌ من‌ یهوه‌ هستم‌ كه‌ شما را تقدیس‌ می‌كنم‌.

  3. این‌ در میان‌ من‌ و بنی‌اسرائیل‌ آیتی‌ ابدی‌ است‌، زیرا كه‌ در شش‌ روز، خداوند آسمان‌ و زمین‌ را ساخت‌ و در روز هفتمین‌ آرام‌ فرموده‌، استراحت‌ یافت‌.»

  4. « بنی‌اسرائیل‌ را خطاب‌ كرده‌، به‌ ایشان‌ بگو كه‌ برای‌ خود بر گوشه‌های‌ رخت‌ خویش‌ در قرنهای‌ خود صیصیت‌ بسازند و رشتۀ لاجوردی‌ بر هر گوشۀ صیصیت‌ بگذارند.

  5. و بجهت‌ شما صیصیت‌ خواهد بود تا برآن‌ بنگرید و تمام‌ اوامر خداوند را بیاد آورده‌، بجا آورید، و در پی‌ دلها و چشمان‌ خود كه‌ شما در پی‌ آنها زنا می‌كنید، منحرف‌ نشوید.

  6. تا تمامی‌ اوامر مرا بیاد آورده‌، بجا آورید، و بجهت‌ خدای‌ خود مقدس‌ باشید.

  7. یعنی‌ مِجْمَرهای‌ این‌ گناهكاران‌ را به‌ ضد جان‌ ایشان‌؛ و از آنها تختهای‌ پهن‌ برای‌ پوشش‌ مذبح‌ بسازند، زیرا چونكه‌ آنها را به‌ حضور خداوند گذرانیده‌اند، مقدس‌ شده‌ است‌، تا برای‌ بنی‌اسرائیل‌ آیتی‌ باشد.»

  8. پس‌ العازار كاهن‌ مِجْمَرهای‌ برنجین‌ را كه‌ سوخته‌ شدگان‌ گذرانیده‌ بودند گرفته‌، از آنها پوشش‌ مذبح‌ ساختند.

  9. تا برای‌ بنی‌اسرائیل‌ یادگار باشد تا هیچ‌ غریبی‌ كه‌ از اولاد هارون‌ نباشد بجهت‌ سوزانیدن‌ بخور به‌ حضور خداوند نزدیك‌ نیاید، مبادا مثل‌ قورح‌ و جمعیتش‌ بشود، چنانكه‌ خداوند به‌ واسطۀ موسی‌ او را امر فرموده‌ بود.

  10. و خداوند به‌ موسی‌ گفت‌: « عصای‌ هارون‌ را پیش‌ روی‌ شهادت‌ باز بگذار تا بجهت‌ علامت‌ برای‌ ابنای‌ تمرد نگاه‌ داشته‌ شود، و همهمۀ ایشان‌ را از من‌ رفع‌ نمایی‌ تا نمیرند.»

  11. اینك‌ چون‌ ما به‌ زمین‌ داخل‌ شویم‌، این‌ طناب‌ ریسمان‌ قرمز را به‌ دریچه‌ای‌ كه‌ ما را به‌ آن‌ پایین‌ كردی‌ ببند، و پدرت‌ و مادرت‌ و برادرانت‌ و تمامی‌ خاندان‌ پدرت‌ را نزد خود به‌ خانه‌ جمع‌ كن‌.

  12. او گفت‌: «موافق‌ كلام‌ شما باشد.» پس‌ ایشان‌ را روانه‌ كرده‌، رفتند، و طناب‌ قرمز را به‌ دریچه‌ بست‌.

  13. « دوازده‌ نفر از قوم‌، یعنی‌ از هر سبط‌ یك‌ نفر را بگیرید.

  14. و ایشان‌ را امر فرموده‌، بگویید: از اینجا از میان‌ اُرْدُن‌ از جایی‌ كه‌ پایهای‌ كاهنان‌ قایم‌ ایستاده‌ بود، دوازده‌ سنگ‌ بردارید، و آنها را با خود برده‌، در منزلی‌ كه‌ امشب‌ در آن‌ فرود می‌آیید بنهید.»

  15. پس‌ یوشع‌ آن‌ دوازده‌ مرد را كه‌ از بنی‌اسرائیل‌ انتخاب‌ كرده‌ بود، یعنی‌ از هر سبط‌ یك‌ نفر طلبید.

  16. و یوشع‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: «پیش‌ تابوت‌ یهُوَه‌، خدای‌ خود به‌ میان‌ اُرْدُن‌ بروید، و هر كسی‌ از شما یك‌ سنگ‌ موافق‌ شمارۀ اسباط‌ بنی‌اسرائیل‌ بر دوش‌ خود بردارد.

  17. تا این‌ در میان‌ شما علامتی‌ باشد. هنگامی‌ كه‌ پسران‌ شما در زمان‌ آینده‌ پرسیده‌، گویند كه‌ مقصود شما از این‌ سنگها چیست‌،

  18. آنگاه‌ به‌ ایشان‌ بگویید كه‌ آبهای‌ اُرْدُن‌ از حضور تابوت‌ عهد خداوند شكافته‌ شد، یعنی‌ هنگامی‌ كه‌ آن‌ از اُرْدُن‌می‌گذشت‌، آبهای‌ اُرْدُن‌ شكافته‌ شد، پس‌ این‌ سنگها به‌ جهت‌ بنی‌اسرائیل‌ برای‌ یادگاری‌ ابدی‌ خواهد بود.»

  19. و بنی‌اسرائیل‌ موافق‌ آنچه‌ یوشع‌ امر فرموده‌ بود كردند، و دوازده‌ سنگ‌ از میان‌ اُرْدُن‌ به‌ طوری‌ كه‌ خداوند به‌ یوشع‌ گفته‌ بود، موافق‌ شمارۀ اسباط‌ بنی‌اسرائیل‌ برداشتند، و آنها را با خود به‌ جایی‌ كه‌ در آن‌ منزل‌ گرفتند برده‌، آنها را در آنجا نهادند.

  20. و یوشع‌ در وسط‌ اُرْدُن‌، در جایی‌ كه‌ پایهای‌ كاهنانی‌ كه‌ تابوت‌ عهد را برداشته‌ بودند، ایستاده‌ بود، دوازده‌ سنگ‌ نصب‌ كرد و در آنجا تا امروز هست‌.

  21. و جِدْعُون‌ به‌ خدا گفت‌: «اگر اسرائیل‌ را برحسب‌ سخن‌ خود به‌ دست‌ من‌ نجات‌ خواهی‌ داد،

  22. اینك‌ من‌ در خرمنگاه‌، پوست‌ پشمینی‌می‌گذارم‌ و اگر شبنم‌ فقط‌ بر پوست‌ باشد و بر تمامی‌ زمین‌ خشكی‌ بُوَد، خواهم‌ دانست‌ كه‌ اسرائیل‌ را برحسب‌ قول‌ خود به‌ دست‌ من‌ نجات‌ خواهی‌ داد.»

  23. و همچنین‌ شد و بامدادان‌ به‌ زودی‌ برخاسته‌، پوست‌ را فشرد و كاسه‌ای‌ پر از آب‌ شبنم‌ از پوست‌ بیفشرد.

  24. و جِدْعُون‌ به‌ خدا گفت‌: «غضب‌ تو بر من‌ افروخته‌ نشود و همین‌ یك‌ مرتبه‌ خواهم‌ گفت‌، یك‌ دفعۀ دیگر فقط‌ با پوست‌ تجربه‌ نمایم‌؛ این‌ مرتبه‌ پوست‌ به‌ تنهایی‌ خشك‌ باشد و بر تمامی‌ زمین‌ شبنم‌.»

  25. و خدا در آن‌ شب‌ چنان‌ كرد كه‌ بر پوست‌ فقط‌، خشكی‌ بود و بر تمامی‌ زمین‌ شبنم‌.