پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ The Christ Jesus: Omniscience of Jesus

25 آیه · 25 جنبه

آیات دربارهٔ Omniscience of Jesus

  1. مشورت‌ و حكمت‌ كامل‌ از آنِ من‌ است‌. من‌ فهم‌ هستم‌ و قوت‌ از آن‌ من‌ است.

  2. به‌ من‌ پادشاهانْ سلطنت‌ می‌كنند، و داوران‌ به‌ عدالت‌ فتوا می‌دهند.

  3. به‌ من‌ سروران‌ حكمرانی‌ می‌نمایند و شریفان‌ و جمیع‌ داورانِ جهان‌.

  4. و روح‌ خداوند بر او قرار خواهد گرفت‌، یعنی‌ روح‌ حكمت‌ و فهم‌ و روح‌ مشورت‌ و قوّت‌ و روح‌ معرفت‌ و ترس‌ خداوند.

  5. و خوشی‌ او در ترس‌ خداوند خواهد بود و موافق‌ رؤیت‌ چشم‌ خود داوری‌ نخواهد كرد و بر وفق‌ سمع‌ گوشهای‌ خویش‌ تنبیه‌ نخواهد نمود.

  6. پس دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، بدیشان گفت، به شهر بروید و شخصی با سبوی آب به شما خواهد برخورد. از عقب وی بروید،

  7. و به هرجایی که درآید صاحب خانه را گویید، اُستاد می‌گوید مهمانخانه کجا است تا فِصَح را با شاگردان خود آنجا صرف کنم؟

  8. و او بالاخانهٔ بزرگ مفروش و آماده به شما نشان می‌دهد. آنجا از بهر ما تدارک بینید.

  9. و در میان ایشان مباحثه شد که کدام یک از ما بزرگتر است؟

  10. عیسی خیال دل ایشان را ملتفت شده، طفلی بگرفت و او را نزد خود برپا داشت

  11. و به ایشان گفت، هر که این طفل را به نام من قبول کند، مرا قبول کرده باشد و هر که مرا پذیرد، فرستنده مرا پذیرفته باشد. زیرا هر که از جمیع شما کوچکتر باشد، همان بزرگ خواهد بود.

  12. ایشان را گفت، اینک، هنگامی که داخل شهر شوید، شخصی با سبوی آب به شما برمی‌خورد. به خانه‌ای که او درآید، از عقب وی بروید،

  13. و به صاحب خانه گویید، استاد تو رامی‌گوید مهمانخانه کجا است تا در آن فِصَح را با شاگردان خود بخورم.

  14. او بالاخانهای بزرگ و مفروش به شما نشان خواهد داد؛ در آنجا مهیّا سازید.

  15. پس رفته چنانکه به ایشان گفته بود یافتند و فِصَح را آماده کردند.

  16. لیکن عیسی خویشتن را بدیشان مُؤتَمِنْ نساخت، زیرا که او همه را می‌شناخت.

  17. و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی دربارهٔ انسان شهادت دهد، زیرا خود آنچه در انسان بود می‌دانست.

  18. عیسی به او گفت، برو و شوهر خود را بخوان و در اینجا بیا.

  19. زن در جواب گفت، شوهر ندارم. عیسی بدو گفت، نیکو گفتی که شوهر نداری!

  20. زیرا که پنج شوهر داشتی و آنکه الآن داری شوهر تو نیست! این سخن را راست گفتی!

  21. زن بدو گفت، ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی!

  22. آنگاه زن سبوی خود را گذارده، به شهر رفت و مردم را گفت،

  23. بیایید و کسی را ببینید که هرآنچه کرده بودم به من گفت. آیا این مسیح نیست؟

  24. عیسی بدو گفت، کسی که غسل یافت محتاج نیست مگر به شستن پایها، بلکه تمام او پاک است. و شما پاک هستید لکن نه همه.

  25. زیرا که تسلیمکننده خود را می‌دانست و از این جهت گفت، همگی شما پاک نیستید.