Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Resurrection

194 آیه · 3 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و ای‌ قوم‌ من‌ چون‌ قبرهای‌ شما را بگشایم‌ و شما را از قبرهای‌ شما بیرون‌ آورم‌، آنگاه‌ خواهید دانست‌ كه‌ من‌ یهوه‌ هستم‌.

  2. و روح‌ خود را در شما خواهم‌ نهاد تا زنده‌ شوید. و شما را در زمین‌ خودتان‌ مقیم‌ خواهم‌ ساخت‌. پس‌ خواهید دانست‌ كه‌ من‌ یهوه‌ تكلّم‌ نموده‌ و بعمل‌ آورده‌ام‌. قول‌ خداوند این‌ است‌.»

  3. و بسیاری‌ از آنانی‌ كه‌ در خاك‌ زمین‌ خوابیده‌اند بیدار خواهند شد، اما اینان‌ به‌ جهت‌ حیات‌ جاودانی‌ و آنان‌ به‌ جهت‌ خجالت‌ و حقارت‌ جاودانی‌.

  4. و حكیمان‌ مثل‌ روشنایی‌ افلاك‌ خواهند درخشید و آنانی‌ كه‌ بسیاری‌ را به‌ راه‌عدالت‌ رهبری‌ می‌نمایند، مانند ستارگان‌ خواهند بود تا ابدالا´باد.

  5. اما تو تا به‌ آخرت‌ برو زیرا كه‌ مُستریح‌ خواهی‌ شد و در آخر این‌ ایام‌ در نصیب‌ خود قایم‌ خواهی‌ بود.»

  6. مـن‌ ایشـان‌ را از دست‌ هاویه‌ فدیه‌ خواهم‌ داد و ایشـان‌ را از مـوت‌ نجات‌ خواهم‌ بخشید. ای‌ موت‌ ضربات‌ تو كجاست‌ و ای‌ هاوـیه‌ هلاكـت‌ تـو كجـا اسـت‌؟ پشیمانـی‌ از چشمـان‌ من‌ مستور شده‌ است‌.

  7. و در همان روز، صدّوقیان که منکر قیامت هستند نزد او آمده، سؤال نموده،

  8. گفتند، ای استاد، موسی گفت، اگر کسی بی‌اولاد بمیرد، می‌باید برادرش زن او را نکاح کند تا نسلی برای برادر خود پیدا نماید.

  9. باری در میان ما هفت برادر بودند که اوّل زنی گرفته، بمرد و چون اولادی نداشت زن را به برادر خود ترک کرد.

  10. و همچنین دوّمین و سوّمین تا هفتمین.

  11. و آخر از همه آن زن نیز مرد.

  12. پس او در قیامت، زن کدام یک از آن هفت خواهد بود زیرا که همه او را داشتند؟

  13. عیسی در جواب ایشان گفت، گمراه هستید از این رو که کتاب و قوّت خدا را در نیافته‌اید،

  14. زیرا که در قیامت، نه نکاح می‌کنند و نه نکاح کرده می‌شوند، بلکه مثل ملائکه خدا در آسمان می‌باشند.

  15. امّا دربارهٔ قیامت مردگان، آیا نخوانده‌اید کلامی را که خدا به شما گفته است،

  16. من هستم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب؟ خدا، خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است.

  17. و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد.

  18. در آن زمان ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود را برداشته، به استقبال داماد بیرون رفتند.

  19. و از ایشان پنج دانا و پنج نادان بودند.

  20. امّا نادانان مشعلهای خود را برداشته، هیچ روغن با خود نبردند.

  21. لیکن دانایان، روغن در ظروف خود با مشعلهای خویش برداشتند.

  22. و چون آمدن داماد بطول انجامید، همه پینکی زده، خفتند.

  23. و در نصف شب صدایی بلند شد که، اینک، داماد می‌آید. به استقبال وی بشتابید.

  24. پس تمامی آن باکره‌ها برخاسته، مشعلهای خود را اصلاح نمودند.

  25. و نادانان، دانایان را گفتند، از روغن خود به ما دهید زیرا مشعلهای ما خاموش می‌شود.