آیات کتاب مقدس دربارهٔ Master
آیات کلیدی کتاب مقدس
« و اگر كسی غلام یا كنیز خود را به عصا بزند، و او زیر دست او بمیرد، هرآینه انتقام او گرفته شود.
لیكن اگر یك دو روز زنده بماند، ازاو انتقام كشیده نشود، زیرا كه زرخرید اوست.
« و اگر كسی چشم غلام یا چشم كنیز خود را بزند كه ضایع شود، او را به عوض چشمش آزاد كند.
و اگر دندان غلام یا دندان كنیز خود را بیندازد، او را به عوض دندانش آزاد كند.
مال همسایه خود را غصب منما، و ستم مكن، و مزد مزدور نزد تو تا صبح نماند.
بر او به سختی حكمرانی منما و از خدای خود بترس.
اما روز هفتمین سَبَّت یهُوَه خدای توست. در آن هیچكاری مكن، تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنیزت و گاوت و الاغت و همه بهایمت و مهمانت كه در اندرون دروازههای تو باشد، تا غلامت و كنیزت مثل تو آرام گیرند.
بر مزدوری كه فقیر و مسكین باشد، خواه از برادرانت و خواه از غریبانی كه در زمینت در اندرون دروازههای تو باشند ظلم منما.
در همان روز مزدش را بده، و آفتاب بر آن غروب نكند، چونكه او فقیر است و دل خود را به آن بسته است، مبادا بر تو نزد خداوند فریاد برآورد و برای تو گناه باشد.
اگر دعوی بنده و كنیز خود را ردّ میكردم، هنگامی كه بر من مدّعی میشدند.
پس چون خدا به ضدّ من برخیزد، چه خواهم كرد؟ و هنگامیكه تفتیش نماید، به او چه جواب خواهم داد؟
آیا آن كس كه مرا در رحم آفرید او را نیز نیافرید؟ و آیا كس ِ واحد، ما را در رحم نسرشت؟
هر كه بر فقیر برای فایده خویش ظلم نماید، و هر كه به دولتمندان ببخشد البته محتاج خواهد شد.
حاكمی كه به سخنان دروغ گوش گیرد، جمیع خادمانش شریر خواهند شد.
هر كه خادم خود را از طفولیت به ناز میپرورد، آخر پسر او خواهد شد.
«وای بر آن كسی كه خانه خود را به بیانصافی و كوشكهای خویش را به ناحقّ بنا میكند كه از همسایه خود مجّاناً خدمت میگیرد و مزدش را به او نمیدهد.
و من برای داوری نزد شما خواهم آمد و به ضدّ جادوگران و زناكاران و آنانی كه قَسَم دروغ میخورند و كسانی كه بر مُزْدور در مزدش و بیوهزنان و یتیمان ظلم مینمایند و غریب را از حقّ خودش دور میسازند و از من نمیترسند، بزودی شهادت خواهم داد. قول یهوه صبایوت این است.
آنگاه کاتبی پیش آمده، بدو گفت، استادا هرجا روی، تو را متابعت کنم.
کافی است شاگرد را که چون استاد خویش گردد و غلام را که چون آقای خود شود. پس اگر صاحب خانه را بَعْلْزَبُول خواندند، چقدر زیادتر اهل خانهاش را.
لیکن شما آقا خوانده مشوید، زیرا استاد شما یکی است، یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید.
گفت، به شهر، نزد فلان کس رفته، بدو گویید، استاد میگوید وقت من نزدیک شد و فصح را در خانهٔ تو با شاگردان خود صرف مینمایم.
و یهودا که تسلیم کننده وی بود، به جواب گفت، ای استاد آیا من آنم؟ به وی گفت، تو خود گفتی!
در ساعت نزد عیسی آمده، گفت، سلام یا سیّدی! و او را بوسید.
و در ساعت نزد وی شده، گفت، یا سیّدی، یا سیّدی. و وی را بوسید.
پس نزد او آمده، او را بیدار کرده، گفتند، استادا، استادا، هلاک میشویم. پس برخاسته، باد و تلاطم آب را نهیب داد تا ساکن گشت و آرامی پدید آمد.