آیات کتاب مقدس دربارهٔ Man: Insignificance of
آیات دربارهٔ Insignificance of
اینك بر خادمان خود اعتماد ندارد، و به فرشتگان خویش، حماقت نسبت میدهد.
پس چند مرتبه زیاده به ساكنان خانههای گلین، كه اساس ایشان در غبار است، كه مثل بید فشرده میشوند!
«آیا مرد به خدا فایده برساند؟ البتّه مرد دانا برای خویشتن مفید است.
آیا اگر تو عادل باشی، برای قادر مطلق خوشی رخ مینماید؟ یا اگر طریق خود را راست سازی، او را فایده میشود؟
آیا به سبب ترس تو، تو را توبیخ مینماید؟ یا با تو به محاكمه داخل خواهد شد؟
آیا شرارت تو عظیم نیست و عصیان تو بیانتها نی،
پس انسان چگونه نزدخدا عادل شمرده شود؟ و كسی كه از زن زاییده شود، چگونه پاك باشد؟
اینك ماه نیز روشنایی ندارد و ستارگان در نظر او پاك نیستند.
پس چند مرتبه زیاده انسان كه مثل خزنده زمین و بنیآدم كه مثل كرم میباشد.»
«آیا این را انصاف میشماری كه گفتی من از خدا عادلتر هستم؟
زیرا گفتهای برای تو چه فایده خواهد شد، و به چه چیز بیشتر از گناهم منفعت خواهم یافت.
من تو را جواب میگویم و رفقایت را با تو.
به سوی آسمانها نظر كن و ببین و افلاك را ملاحظه نما كه از تو بلندترند.
اگر گناه كردی به او چه رسانیدی؟ و اگر تقصیرهای تو بسیار شد برای وی چه كردی؟
اگر بیگناه شدی به او چه بخشیدی؟ و یا از دست تو چه چیز را گرفته است؟
شرارت تو به مردی چون تو (ضرر میرساند) و عدالت تو به بنیآدم (فایده میرساند).
«آیا تو از ابتدای عمر خود صبح را فرمان دادی، و فجر را به موضعش عارف گردانیدی،
تا كرانههای زمین را فرو گیرد و شریران از آن افشانده شوند؟
چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریدهای،
پس انسان چیست که او را به یاد آوری، و بنیآدم که از او تفقد نمایی؟
ای خداوند، آدمی چیست که او را بشناسی؟ و پسر انسان که او را به حساب بیاوری؟
انسان مثل نَفَسی است و روزهایش مثل سایهای است که میگذرد.