- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Idleness
آیات کلیدی کتاب مقدس
ای كاهل، تا به چند خواهی خوابید و از خواب خود كی خواهی برخاست؟
اندكی خفت و اندكی خواب، و اندكی بر هم نهادن دستها به جهت خواب.
پس فقر مثل راهزن بر تو خواهد آمد، و نیازمندی بر تو مانند مرد مسلّح.
كسی كه به دست سست كار میكند فقیر میگردد، اما دست چابك غنی میسازد.
كسی كه در تابستان جمع كند پسر عاقل است، اما كسی كه در موسم حصاد میخوابد، پسر شرم آورنده است.
از مزرعه مرد كاهل، و از تاكستان شخص ناقصالعقل گذشتم.
و اینك بر تمامی آن خارها میرویید، و خس تمامی روی آن را میپوشانید، و دیوار سنگیش خراب شده بود.
اندكی خفت و اندكی خواب، و اندكی برهم نهادن دستها به جهت خواب.
پس فقر تو مثل راهزن بر تو خواهد آمد، و نیازمندی تو مانند مرد مسلّح.
كاهل میگوید كه شیر در راه است، و اسد در میان كوچهها است.
چنانكه در بر پاشنهاش میگردد، همچنان كاهل بر بستر خویش.
كاهل دست خود را در قاب فرو میبرد و از برآوردن آن به دهانش خسته میشود.
كاهل در نظر خود حكیمتر است از هفت مرد كه جواب عاقلانه میدهند.
و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفر دیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت، از بهر چه تمامی روز در اینجا بیکار ایستادهاید؟
گفتندش، هیچ کس ما را به مزد نگرفت. بدیشان گفت، شما نیز به تاکستان بروید و حقّ خویش را خواهید یافت.
و سومی آمده گفت، ای آقا اینک، قنطار تو موجود است، آن را در پارچهای نگاه داشتهام.
زیرا که از تو ترسیدم چونکه مرد تندخویی هستی. آنچه نگذاردهای، برمیداری و از آنچه نکاشتهای درو میکنی.
به وی گفت، از زبان خودت بر تو فتوی میدهم، ای غلام شریر. دانستهای که من مرد تندخویی هستم که برمیدارم آنچه را نگذاشتهام و درو میکنم آنچه را نپاشیدهام.
پس برای چه نقد مرا نزد صرّافان نگذاردی تا چون آیم آن را با سود دریافت کنم؟
پس بهحاضرین فرمود، قنطار را از این شخص بگیرید و به صاحب ده قنطار بدهید.
به او گفتند، ای خداوند، وی ده قنطار دارد.
زیرا هنگامی که نزد شما هم میبودیم، این را به شما امر فرمودیم که، اگر کسی خواهد کار نکند، خوراک هم نخورد.
زیرا شنیدیم که، بعضی در میان شما بینظم رفتار میکنند، که کاری نمیکنند، بلکه فضول هستند.