Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Dishonesty

44 آیه · 1 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. آیا مرتكب‌ دزدی‌ و زنا و قتل‌ نمی‌شوید و به‌ دروغ‌ قسم‌ نمی‌خورید و برای‌ بَعل‌ بخور نمی‌سوزانید؟ و آیا خدایان‌ غیر را كه‌ نمی‌شناسید پیروی‌ نمی‌نمایید؟

  2. و داخل‌ شده‌، به‌ حضور من‌ در این‌ خانه‌ای‌ كه‌ به‌ اسم‌ من‌ مسمّی‌ است‌ می‌ایستید و می‌گویید كه‌ به‌ گردن‌ تمام‌ این‌ رجاسات‌ سپرده‌ شده‌ایم‌.

  3. هر یك‌ از همسایه‌ خویش‌ باحذر باشید و به‌ هیچ‌ برادر اعتماد منمایید زیرا هر برادر از پا درمی‌آورد و هر همسایه‌ به‌ نمّامی‌ گردش‌ می‌كند.

  4. و هر كس‌ همسایه‌ خود را فریب‌ می‌دهد و ایشان‌ براستی‌ تكلّم‌ نمی‌نمایند و زبان‌خود را به‌ دروغگویی‌ آموخته‌اند و از كج‌رفتاری‌ خسته‌ شده‌اند.

  5. خداوند می‌گوید كه‌ «مسكن‌ تو در میان‌ فریب‌ است‌ و از مكر خویش‌ نمی‌خواهند كه‌ مرا بشناسند.»

  6. ای‌ بنی‌اسرائیل‌ كلام‌ خداوند را بشنوید زیرا خداوند را با ساكنان‌ زمین‌ محاكمه‌ای‌ است‌؛ چونكه‌ نه‌ راستی‌ و نه‌ رأفت‌ و نه‌ معرفت‌ خدا در زمین‌ می‌باشد.

  7. بلكه‌ لعنت‌ و دروغ‌ و قتل‌ و دزدی‌ و زناكاری‌؛ و تعدّی‌ می‌نمایند، و خونریزی‌ به‌ خونریزی‌ ملحق‌ می‌شود.

  8. آیا تا به‌ حال‌ گنجهای‌ شرارت‌ و ایفای‌ ناقصِ ملعون‌ در خانه‌شریران‌ می‌باشد؟

  9. آیا من‌ با میزانهای‌ شرارت‌ و با كیسه‌ سنگهای‌ ناراست‌ بری‌ خواهم‌ شد؟

  10. او مرا گفت‌: «این‌ است‌ آن‌ لعنتی‌ كه‌ بر روی‌ تمامی‌ جهان‌ بیرون‌ می‌رود، زیرا كه‌ از این‌ طرف‌ هر دزد موافق‌ آن‌ منقطع‌ خواهد شد و از آن‌ طرف‌ هر كه‌ سوگند خورَدْ موافق‌ آن‌ منقطع‌ خواهد گردید.

  11. یهوه‌ صبایوت‌ می‌گوید: من‌ آن‌ را بیرون‌ خواهم‌ فرستاد و به‌ خانه‌ دزد و به‌ خانه‌ هر كه‌ به‌ اسم‌ من‌ قسم‌ دروغ‌ خورَد داخل‌ خواهد شد و در میان‌ خانه‌اش‌ نزیل‌ شده‌، آن‌ را با چوبهایش‌ و سنگهایش‌ منهدم‌ خواهد ساخت‌.»

  12. و به شاگردان خود نیز گفت، شخصی دولتمند را ناظری بود که از او نزد وی شکایت بردند که اموال او را تلف می‌کرد.

  13. پس او را طلب نموده، وی را گفت، این چیست که دربارهٔ تو شنیده‌ام؟ حساب نظارت خود را باز بده زیرا ممکن نیست که بعد از این نظارت کنی.

  14. ناظر با خود گفت چه کنم زیرا مولایم نظارت را از من می‌گیرد؟ طاقت زمین کندن ندارم و از گدایی نیز عار دارم.

  15. دانستم چه کنم تا وقتی که از نظارت معزول شوم، مرا به خانهٔ خود بپذیرند.

  16. پس هر یکی از بدهکاران آقای خود را طلبیده، به یکی گفت آقایم از تو چند طلب دارد؟

  17. گفت صد رطل روغن. بدو گفت سیاه‌ه خود را بگیر و نشسته پنجاه رطل بزودی بنویس.

  18. باز دیگری را گفت از تو چقدر طلب دارد؟ گفت صد کیل گندم. وی را گفت سیاه‌ه خود را بگیر و هشتاد بنویس.

  19. پس آقایش، ناظر خائن را آفرین گفت، زیرا عاقلانه کار کرد. زیرا ابنای این جهان در طبقه خویش از ابنای نور عاقلتر هستند.