آیات کتاب مقدس دربارهٔ Creditors
آیات کلیدی کتاب مقدس
و با دل خود مشورت كرده، بزرگان و سروران را عَتاب نمودم و به ایشان گفتم: «شما هر كس از برادر خود ربا میگیرید!» و جماعتی عظیم به ضّد ایشان جمع نمودم.
و به ایشان گفتم: «ما برادران یهود خود را كه به امّتها فروخته شدهاند، حتّیالمقدور فدیه كردهایم. و آیا شما برادران خود را میفروشید و آیا میشود كه ایشان به ما فروخته شوند؟» پس خاموش شده، جوابی نیافتند.
و گفتم: «كاری كه شما میكنید، خوب نیست. آیا نمیباید شما به سبب ملامت امّتهایی كه دشمن ما میباشند، در ترس خدایما سلوك نمایید؟
و نیز من و برادران و بندگانم نقره و غلّه به ایشان قرض دادهایم. پس سزاوار است كه این ربا را ترك نماییم.
و الا´ن امروز مزرعهها و تاكستانها و باغات زیتون و خانههای ایشان و صد یك از نقره و غلّه و عصیر انگور و روغن كه بر ایشان نهادهاید، به ایشان ردّ كنید.»
پس جواب دادند كه «ردّ خواهیم كرد و از ایشان مطالبه نخواهیم نمود و چنانكه تو فرمودی به عمل خواهیم آورد.» آنگاه كاهنان را خوانده، به ایشان قَسَم دادم كه بروفق این كلام رفتار نمایند.
الاغهای یتیمان را میرانند و گاو بیوه زنان را به گرو میگیرند.
فقیران را از راه منحرف میسازند، و مسكینان زمین جمیعاً خویشتن را پنهان میكنند.
اینك مثل خر وحشی به جهت كار خود به بیابان بیرون رفته، خوراك خود را میجویند و صحرا به ایشان نان برای فرزندان ایشان میرساند.
علوفه خود را در صحرا درو میكنند و تاكستان شریران را خوشهچینی مینمایند.
برهنه و بیلباس شب را به سر میبرند و در سرما پوششی ندارند.
از باران كوهها تر میشوند و از عدم پناهگاه، صخرهها را در بغل میگیرند
و كسانی هستند كه یتیم را از پستان میربایند و از فقیر گرو میگیرند.
لیکن چون آن غلام بیرون رفت، یکی از همقطاران خود را یافت که از او صد دینار طلب داشت. او را بگرفت و گلویش را فشرده، گفت، طلب مرا ادا کن!
پس آن همقطار بر پایهای او افتاده، التماس نموده، گفت، مرا مهلت ده تا همه را به تو ردّ کنم.
امّا او قبول نکرد، بلکه رفته، او را در زندان انداخت تا قرض را ادا کند.
پس هر یکی از بدهکاران آقای خود را طلبیده، به یکی گفت آقایم از تو چند طلب دارد؟
گفت صد رطل روغن. بدو گفت سیاهه خود را بگیر و نشسته پنجاه رطل بزودی بنویس.
باز دیگری را گفت از تو چقدر طلب دارد؟ گفت صد کیل گندم. وی را گفت سیاهه خود را بگیر و هشتاد بنویس.