پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Contracts: Scriptures illustrative of the binding force of

46 آیه · 3 جنبه

آیات دربارهٔ Scriptures illustrative of the binding force of

پالایش بر اساس کتاب
  1. « اگر غلام‌ عبری‌ بخری‌، شش‌ سال‌ خدمت‌ كند، و در هفتمین‌، بی‌قیمت‌، آزاد بیرون‌ رود.

  2. اگر تنها آمده‌، تنها بیرون‌ رود و اگر صاحب‌ زن‌ بوده‌، زنش‌ همراه‌ او بیرون‌ رود.

  3. اگر آقایش‌ زنی‌ بدو دهد و پسران‌ یا دختران‌ برایش‌ بزاید، آنگاه‌ زن‌ و اولادش‌ از آن‌ آقایش‌ باشند، و آن‌ مرد تنها بیرون‌ رود.

  4. لیكن‌ هرگاه‌ آن‌ غلام‌ بگوید كه‌ هرآینه‌ آقایم‌ و زن‌ و فرزندان‌ خود را دوست‌ می‌دارم‌ و نمی‌خواهم‌ كه‌ آزاد بیرون‌ روم‌،

  5. آنگاه‌ آقایش‌ او را به‌ حضور خدا بیاورد، و او را نزدیك‌ در یا قایمۀ در برساند، و آقایش‌ گوش‌ او را با درفشی‌ سوراخ‌ كند، و او وی‌ را همیشه‌ بندگی‌ نماید.

  6. و خداوند موسی‌ را خطاب‌ كرده‌، گفت‌:

  7. «اگر كسی‌ گناه‌ كند، و خیانت‌ به‌ خداوند ورزد، و به‌ همسایه‌ خود دروغ‌ گوید، دربارۀ امانت‌ یا رهن‌ یا چیز دزدیده‌ شده‌، یا مال‌ همسایه‌ خود را غصب‌ نماید،

  8. پس‌ چون‌ گناه‌ ورزیده‌، مجرم‌ شود، آنچه‌ را كه‌ دزدیده‌ یا آنچه‌ را غصب‌ نموده‌ یا آنچه‌ نزد او به‌ امانت‌ سپرده‌ شده‌ یا آن‌ چیز گم‌ شده‌ را كه‌ یافته‌ است‌، رد بنماید.

  9. یا هر آنچه‌ را كه‌ درباره‌ آن‌ قسم‌ دروغ‌ خورده‌، هم‌ اصل‌ مال‌ را رد بنماید، و هم‌ پنج‌ یك‌ آن‌ را برآن‌ اضافه‌ كرده‌، آن‌ را به‌ مالكش‌ بدهد، در روزی‌ كه‌ جرم‌ او ثابت‌ شده‌باشد.

  10. و قربانی‌ جرم‌ خود را نزد خداوند بیاورد، یعنی‌ قوچ‌ بی‌عیب‌ از گله‌ موافق‌ برآورد تو برای‌ قربانی‌ جرم‌ نزد كاهن‌.

  11. و كاهن‌ برای‌ وی‌ به‌ حضور خداوند كفاره‌ خواهد كرد و آمرزیده‌ خواهد شد، از هر كاری‌ كه‌ كرده‌، و در آن‌ مجرم‌ شده‌ است‌.«

  12. و اما ساكنان‌ جَبَعُون‌ چون‌ آنچه‌ را كه‌ یوشع‌ به‌ اریحا و عای‌ كرده‌ بود شنیدند،

  13. ایشان‌ نیز به‌ حیله‌ رفتار نمودند و روانه‌ شده‌، خویشتن‌ را مثل‌ ایلچیان‌ ظاهر كرده‌، جوالهای‌ كُهنه‌ بر الاغهای‌ خود و مشكهای‌ شراب‌ كه‌ كهنه‌ و پاره‌ و بسته‌ شده‌ بود، گرفتند.

  14. و بر پایهای‌ خود كفشهای‌ مندرس‌ و پینه‌زده‌ و بر بدن‌ خود رخت‌ كهنه‌ و تمامی‌ نان‌ توشۀ ایشان‌ خشك‌ و كفه‌ زده‌ بود.

  15. و نزد یوشع‌ به‌ اردو در جِلْجال‌ آمده‌، به‌ او و به‌ مردان‌ اسرائیل‌ گفتند كه‌ «از زمین‌ دور آمده‌ایم‌ پس‌ الا´ن‌ با ما عهد ببندید.»

  16. و مردان‌ اسرائیل‌ به‌ حِوّیان‌ گفتند: «شاید در میان‌ ما ساكن‌ باشید. پس‌ چگونه‌ با شما عهد ببندیم‌؟»

  17. ایشان‌ به‌ یوشع‌ گفتند: «ما بندگان‌ تو هستیم‌.» یوشع‌ به‌ ایشان‌ گفت‌ كه‌ « شما كیانید و از كجا می‌آیید؟»

  18. به‌ وی‌ گفتند: «بندگانت‌ به‌ سبب‌ اسم‌ یهُوَه‌ خدای‌ تو از زمین‌ بسیار دور آمده‌ایم‌ زیرا كه‌ آوازۀ او و هر چه‌ را كه‌ در مصر كرد، شنیدیم‌.

  19. و یوشع‌ با ایشان‌ صلح‌ كرده‌، عهد بست‌ كه‌ ایشان‌ را زنده‌ نگهدارد و رؤسای‌ جماعت‌ با ایشان‌ قسم‌ خوردند.

  20. اما بعد از انقضای‌ سه‌ روز كه‌ با ایشان‌ عهد بسته‌ بودند، شنیدند كه‌ آنها نزدیك‌ ایشانند و در میان‌ ایشان‌ ساكنند.

  21. و بنی‌اسرائیل‌ ایشان‌ را نكشتند زیرا رؤسای‌ جماعت‌ برای‌ ایشان‌ به‌ یهُوَه‌، خدای‌ اسرائیل‌، قسم‌ خورده‌ بودند، و تمامی‌ جماعت‌ بر رؤسا همهمه‌ كردند.

  22. و جمیع‌ رؤسا به‌ تمامی‌ جماعت‌ گفتند كه‌ برای‌ ایشان‌ به‌ یهوه‌، خدای‌ اسرائیل‌، قسم‌ خوردیم‌ پس‌ الا´ن‌ نمی‌توانیم‌ به‌ ایشان‌ ضرر برسانیم‌.

  23. این‌ را به‌ ایشان‌ خواهیم‌ كرد و ایشان‌ را زنده‌ نگاه‌ خواهیم‌ داشت‌ مبادا به‌ سبب‌ قسمی‌ كه‌ برای‌ ایشان‌ خوردیم‌، غضب‌ بر ما بشود.

  24. و رؤسا به‌ ایشان‌ گفتند: «بگذارید كه‌ زنده‌ بمانند.» پس‌ برای‌ تمامی‌ جماعت‌ هیزم‌شكنان‌ و سقایان‌ آب‌ شدند، چنانكه‌ رؤسا به‌ ایشان‌ گفته‌ بودند.

  25. و یوشع‌ ایشان‌ را خواند و بدیشان‌ خطاب‌ كرده‌، گفت‌: «چرا ما را فریب‌ دادید و گفتید كه‌ ما از شما بسیار دور هستیم‌ و حال‌ آنكه‌ در میان‌ ماساكنید.