Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Citizens

43 آیه · 2 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. غضب‌ پادشاهان‌، رسولانِ موت‌ است‌ اما مرد حكیم‌ آن‌ را فرو می‌نشاند.

  2. در نور چهره‌ پادشاه‌ حیات‌ است‌، و رضامندی‌ او مثل‌ ابر نوبهاری‌ است‌.

  3. در حضور پادشاه‌ خویشتن‌ را برمیفراز، و در جای‌ بزرگان‌ مایست‌،

  4. زیرا بهتر است‌ تو را گفته‌ شود كه‌ اینجا بالا بیا، از آنكه‌ به‌ حضور سروری‌ كه‌ چشمانت‌ او را دیده‌ است‌ تو را پایین‌ برند.

  5. من‌ تو را می‌گویم‌ حكم‌ پادشاه‌ را نگاه‌ دار و این‌ را به‌ سبب‌ سوگند خدا.

  6. شتاب‌ مكن‌ تا از حضور وی‌ بروی‌ و در امر بد جزم‌ منما زیرا كه‌ او هر چه‌ می‌خواهد به‌ عمل‌ می‌آورد.

  7. جایی‌ كه‌ سخن‌ پادشاه‌ است‌ قوّت‌ هست‌ و كیست‌ كه‌ به‌ او بگوید چه‌ می‌كنی‌؟

  8. و چون ایشان وارد کفرناحوم شدند، محصّلانِ دو درهم نزد پطرس آمده، گفتند، آیا استاد شما دو درهم را نمی‌دهد؟

  9. گفت، بلی. و چون به خانه درآمده، عیسی بر او سبقت نموده، گفت، ای شمعون، چه گمان داری؟ پادشاهان جهان از چه کسان عشر و جزیه می‌گیرند؟ از فرزندان خویش یا از بیگانگان؟

  10. پطرس به وی گفت، از بیگانگان. عیسی بدو گفت، پس یقیناً پسران آزادند!

  11. لیکن مبادا که ایشان را برنجانیم، به کناره دریا رفته، قلاّبی بیندازو اوّل ماهی که بیرون می‌آید، گرفته و دهانش را باز کرده، مبلغ چهار درهم خواهی یافت. آن را برداشته، برای من و خود بدیشان بده!

  12. پس به ما بگو رأی تو چیست. آیا جزیه دادن به قیصر رواست یا نه؟

  13. عیسی شرارت ایشان را درک کرده، گفت، ای ریاکاران، چرا مرا تجربه می‌کنید؟

  14. سکّهٔ جزیه را به من بنمایید. ایشان دیناری نزد وی آوردند.

  15. بدیشان گفت، این صورت و رقم از آن کیست؟

  16. بدو گفتند، از آنِ قیصر. بدیشان گفت، مال قیصر را به قیصر ادا کنید و مال خدا را به خدا!

  17. ایشان آمده، بدو گفتند، ای استاد، ما را یقین است که تو راستگو هستی و از کسی باک نداری، چون که به ظاهر مردم نمی‌نگری بلکه طریق خدا را به راستی تعلیم می‌نمایی. جزیه دادن به قیصر جایز است یا نه؟ بدهیم یا ندهیم؟

  18. امّا او ریاکاری ایشان را دَرک کرده، بدیشان گفت، چرا مرا امتحان می‌کنید؟ دیناری نزد من آرید تا آن را ببینم.

  19. چون آن را حاضر کردند، بدیشان گفت، این صورت و رقم از آنِ کیست؟ وی را گفتند، از آن قیصر.

  20. عیسی در جواب ایشان گفت، آنچه از قیصر است، به قیصر ردّ کنید و آنچه از خداست، به خدا. و از او متعجّب شدند.

  21. آیا بر ما جایز هست که جزیه به قیصر بدهیم یا نه؟

  22. او چون مکر ایشان را درک کرد، بدیشان گفت، مرا برای چه امتحان می‌کنید؟

  23. دیناری به من نشان دهید. صورت و رقمش از کیست؟ ایشان در جواب گفتند، ازقیصر است.

  24. او به ایشان گفت، پس مال قیصر را به قیصر ردّ کنید و مال خدا را به خدا.

  25. پس از آن مستوفی شهر خلق را ساکت گردانیده، گفت، ای مردان اَفَسُسی، کیست که نمی‌داند که شهر اَفَسُسیان ارطامیس خدای عظیمو آن صنمی را که از مشتری نازل شد پرستش می‌کند؟