Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Abraham

314 آیه · 39 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و پسران‌ قَطُورَه‌ كه‌ مُتعه‌ ابراهیم‌ بود، پس‌ او زِمْران‌ و یقْشان‌ و مَدان‌ و مِدْیان‌ و یشْباق‌ و شُوحا را زایید و پسران‌ یقْشان‌: شَبا و دَدان‌ بودند.

  2. و پسران‌ مِدْیان‌ عِیفَه‌ و عِیفَر و خَنُوح‌ و اَبیداع‌ و اَلْدَعَه‌ بودند. پس‌ جمیع‌ اینها پسران‌ قَطُورَه‌ بودند.

  3. و ابراهیم‌ اسحاق‌ را آورد؛ و پسران‌ اسحاق‌ عِیسُو و اسرائیل‌ بودند.

  4. آیا تو خدای‌ ما نیستی‌ كه‌ سكنه‌ این‌ زمین‌ را از حضور قوم‌ خود اسرائیل‌ اخراج‌ نموده‌، آن‌ را به‌ ذریت‌ دوست‌ خویش‌ ابراهیم‌ تا ابدالا´باد داده‌ای‌؟

  5. تو ای‌ یهوه‌، آن‌ خدا هستی‌ كه‌ ابرام‌ را برگزیدی‌ و او را از اور كلدانیان‌ بیرون‌ آوردی‌ واسم‌ او را به‌ ابراهیم‌ تبدیل‌ نمودی‌.

  6. و دل‌ او را به‌ حضور خود امین‌ یافته‌، با وی‌ عهد بستی‌ كه‌ زمین‌ كنعانیان‌ و حِتّیان‌ و اَمُوریان‌ و فَرِزِّیان‌ و یبُوسیان‌ و جِرْجاشیان‌ را به‌ او ارزانی‌ داشته‌، به‌ ذریت‌ او بدهی‌ و وعده‌ خود را وفانمودی‌، زیرا كه‌ عادل‌ هستی‌.

  7. امّا تو ای‌ اسرائیل‌ بنده‌ من‌ و ای‌ یعقوب‌ كه‌ تو را برگزیده‌ام‌ و ای‌ ذریت‌ دوست‌ من‌ ابراهیم‌،

  8. به‌ پدر خود ابراهیم‌ و به‌ ساره‌ كه‌ شما را زایید نظر نمایید زیرا او یك‌ نفر بود حینی‌ كه‌ او را دعوت‌ نمودم‌ و او را بركت‌ داده‌، كثیر گردانیدم‌.

  9. «ای‌ پسر انسان‌ ساكنان‌ این‌ خرابه‌های‌ زمین‌ اسرائیل‌ می‌گویند: ابراهیم‌ یك‌ نفر بود حینی‌ كه‌ وارث‌ این‌ زمین‌ شد و ما بسیار هستیم‌ كه‌ زمین‌ به‌ ارث‌ به‌ ما داده‌ شده‌ است‌.

  10. امانت‌ را برای‌ یعقوب‌ و رأفت‌ را برای‌ ابراهیم‌ بجا خواهی‌ آورد چنانكه‌ در ایام‌ سَلَف‌ برای‌ پدران‌ ما قَسَم‌ خوردی‌.

  11. و این سخن را به‌خاطر خود راه مدهید که پدر ما ابراهیم است، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند.

  12. و به شما می‌گویم که بسا از مشرق و مغرب آمده، در ملکوت آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست؛

  13. سوگندی که برای پدر ما ابراهیم یاد کرد،

  14. و این زنی که دختر ابراهیم است و شیطان او را مدّت هجده سال تا به حال بسته بود، نمی‌بایست او را در روز سَبَّت از این بند رها نمود؟

  15. در آنجا گریه و فشار دندان خواهد بود، چون ابراهیم واسحاق و یعقوب و جمیع انبیا را در ملکوت خدا بینید و خود را بیرون افکنده یابید

  16. باری آن فقیر بمرد وفرشتگان، او را به آغوش ابراهیم بردند و آن دولتمند نیز مرد و او را دفن کردند.

  17. پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده، خود را در عذاب یافت، و ابراهیم را از دور و ایلعازَر را در آغوشش دید.

  18. آنگاه به آواز بلند گفت، ای پدر من ابراهیم، بر من ترحّم فرما و ایلعازَر را بفرست تا سر انگشت خود را به آب تر ساخته زبان مرا خنک سازد، زیرا در این نار معذّبم.

  19. ابراهیم گفت، ای فرزند به‌خاطر آور که تو در ایّام زندگانی چیزهای نیکوی خود را یافتی و همچنین ایلعازر چیزهای بد را، لیکن او الحال در تسلّی است و تو در عذاب.

  20. و علاوه بر این، در میان ما و شما ورطه عظیمی است، چنانچه آنانی که می‌خواهند از اینجا به نزد شما عبور کنند، نمی‌توانند و نه نشینندگان آنجا نزد ما توانند گذشت.

  21. گفت، ای پدر به تو التماس دارم که او را به خانهٔ پدرم بفرستی.

  22. زیرا که مرا پنج برادر است تا ایشان را آگاه سازد، مبادا ایشان نیز به این مکان عذاب بیایند.

  23. ابراهیم وی را گفت، موسی و انبیا را دارند؛ سخن ایشان را بشنوند.

  24. گفت، نه ای پدر ما ابراهیم، لیکن اگر کسی از مُردگان نزد ایشان رود، توبه خواهند کرد.

  25. وی را گفت، هرگاه موسی و انبیا را نشنوند، اگر کسی از مردگان نیز برخیزد، هدایت نخواهند پذیرفت.