- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Josiah
همچنین شناختهشده به: Josias
آیاتی که از Josiah نام میبرند
پس به فرمان خداوند مذبح را ندا كرده، گفت: «ای مذبح! ای مذبح! خداوند چنین میگوید: اینك پسری كه یوشیا نام دارد به جهت خاندان داود زاییده میشود و كاهنان مكانهای بلند را كه بر تو بخور میسوزانند، بر تو ذبح خواهد نمود و استخوانهای مردم را بر تو خواهند سوزانید.»
اما اهل زمین همۀ آنانی را كه بر آمونِ پادشاه، شوریده بودند به قتل رسانیدند، و اهل زمین پسرش، یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب كردند.
و در قبر خود در باغ عُزّا دفن شد و پسرش یوشیا به جایش سلطنت نمود.
یوشیا هشت ساله بود كه پادشاه شد و در اورشلیم سی و یك سال سلطنت نمود. و اسم مادرش یدیده، دختر عَدایه، از بُصْقَت بود.
و در سال هجدهمِ یوشیا پادشاه واقع شد كه پادشاه، شافان بن اَصَلْیا بن مَشُلاّمِ كاتب را به خانۀ خداوند فرستاده، گفت:
و یوشیا ملتفت شده، قبرها را كه آنجا در كوه بود، دید. پس فرستاده، استخوانها را از آن قبرها برداشت و آنها را بر آن مذبح سوزانیده، آن را نجس ساخت، به موجب كلام خداوند كه آن مرد خدایی كه از این امور اخبار نموده بود، به آن ندا درداد.
و یوشیا تمامی خانههای مكانهای بلند را نیز كه در شهرهای سامره بود و پادشاهان اسرائیل آنها را ساخته، خشم ( خداوند ) را به هیجان آورده بودند، برداشت و با آنها موافق تمامی كارهایی كه به بیتئیل كرده بود، عمل نمود.
اما در سال هجدهم، یوشیا پادشاه، اینفصـح را بـرای خداوند در اورشلیـم نگاه داشتنـد.
و نیز یوشیا اصحاب اجنّه و جادوگران و ترافیم و بتها و تمام رجاسات را كه در زمین یهودا و در اورشلیم پیدا شد، نابود ساخت تا سخنان تورات را كه در كتابی كه حِلْقیای كاهن در خانۀ خداوند یافته بود، به جا آورد.
و بقیۀ وقایع یوشیا و هرچه كرد، آیا در كتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مكتوب نیست؟
و در ایام او، فرعونْ نكوه، پادشاه مصر، بر پادشاه آشور به نهر فرات برآمد و یوشیای پادشاه به مقابل او برآمد و چون (فرعون) او را دید، وی را در مَجِدُّو كشت.
و خادمانش او را در ارابه نهاده، از مَجِدُّو به اورشلیم، مرده آوردند و او را در قبرش دفن كردند. و اهل زمین، یهُوآحاز بن یوشیا را گرفتند و او را مسح نموده، به جای پدرش به پادشاهی نصب كردند.
و فرعونْ نكوه، الیاقیم بن یوشیا را به جای پدرش، یوشیا، به پادشاهی نصب كرد و اسمش را به یهُویاقیم تبدیل نمود و یهُوآحاز را گرفته، به مصر آمد. و او در آنجا مرد.
و پسر او آمون و پسر او یوشیا.
و پسران یوشیا نخستزادهاش یوحانان و دومین یهُویاقیم و سومین صِدْقَیا و چهارمین شَلّوم.
و اهل زمین همۀ كسانی را كه بر آمون پادشاه شوریده بودند، به قتل رسانیدند و اهل زمین پسرش یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب كردند.
یوشیا هشت ساله بود كه پادشاه شد و در اورشلیم سی و یكسال سلطنت نمود.
و یوشیا همۀ رجاسات را از تمامی زمینهایی كه از آن بنیاسرائیل بود برداشت، و همۀ كسانی را كه در اسرائیل یافت شدند، تحریض نمود كه یهُوَه خدای خود را عبادت نمایند و ایشان در تمامی ایام او از متابعت یهُوَه خدای پدران خود انحراف نورزیدند.
و یوشیا عید فِصَحی در اورشلیم برای خداوند نگاه داشت، و فِصَح را در چهاردهم ماه اول در اورشلیم ذبح نمودند.
پس یوشیا به بنیقوم یعنی به همۀ آنانی كه حاضر بودند، از گله برهها و بزغالهها به قدر سی هزار رأس، همۀ آنها را به جهت قربانیهای فِصَح داد و از گاوان سه هزار رأس كه همۀ اینها از اموال خاص پادشاه بود.
پس تمامی خدمت خداوند در همان روز آماده شد تا فِصَح را نگاه دارند و قربانیهای سوختنی را بر مذبح خداوند برحسب فرمان یوشیا پادشاه بگذرانند.
و هیچ عید فِصَح مثل این از ایام سموئیل نبی در اسرائیل نگاه داشته نشده بود، و هیچ كدام از پادشاهان اسرائیل مثل این عید فِصَحی كه یوشیا و كاهنان و لاویان و تمامی حاضران یهودا و اسرائیل و سكنه اورشلیـم نگاه داشتنـد، نگاه نداشتـه بـود.
و این فِصَح در سال هجدهم سلطنت یوشیا واقع شد.
بعد از همۀ این امور چون یوشیا هیكل را آماده كرده بود، نَكُو پادشاه مصر برآمد تا با كَرْكَمیش نزد نهر فرات جنگ كند. و یوشیا به مقابلۀ او بیرون رفت.
لیكن یوشیا روی خود را از او برنگردانید، بلكه خویشتن را مُتِنَكِّر ساخت تا با وی جنگ كند؛ و به كلام نكو كه از جانب خدا بود گوش نگرفته، به قصد مقاتله به میدان مَجِدُّو درآمد.