Skip to content

Jonathan

6 آیه · 2 عضو خانواده

آیاتی که از Jonathan نام می‌برند

  1. و پادشاه‌ به‌ صادوق‌ كاهن‌ گفت‌: «آیا تو رایی‌ نیستی‌؟ پس‌ به‌ شهر به‌ سلامتی‌ برگرد و هر دو پسر شما، یعنی‌ اَخیمَعَص‌، پسر تو، و یوناتان‌، پسر ابیاتار، همراه‌ شما باشند.

  2. و اینك‌ دو پسر ایشان‌ اَخیمَعَص‌، پسر صادوق‌، و یوناتان‌، پسر ابیاتار، در آنجا با ایشانند و هر خبری‌ را كه‌ می‌شنوید، به‌ دست‌ ایشان‌، نزد من‌ خواهید فرستاد.»

  3. و یوناتان‌ و اَخیمَعَص‌ نزد عَین‌ رُوجَل‌ توقف‌ می‌نمودند و كنیزی‌ رفته‌، برای‌ ایشان‌ خبر می‌آورد. و ایشان‌ رفته‌، به‌ داود پادشاه‌ خبر می‌رسانیدند، زیرا نمی‌توانستند به‌ شهر داخل‌ شوند كه‌ مبادا خویشتن‌ را ظاهر سازند.

  4. و خادمان‌ اَبْشالوم‌ نزد آن‌ زن‌ به‌ خانه‌ درآمده‌، گفتند: اَخیمَعَص‌ و یوناتان‌ كجایند؟ زن‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: از نهر آب‌ عبور كردند. پس‌ چون‌ جستجو كرده‌، نیافتند، به‌ اورشلیم‌ برگشتند.

  5. و چون‌ او هنوز سخن‌ می‌گفت‌، اینك‌ یوناتان‌ بن‌ ابیاتارِ كاهن‌ رسید و اَدُنیا گفت‌: بیا زیرا كه‌ تو مرد شجاع‌ هستی‌ و خبر نیكو می‌آوری‌.

  6. یوناتان‌ در جواب‌ اَدُنیا گفت‌: «به‌ درستی‌ كه‌ آقای‌ ما، داودِ پادشاه‌، سلیمان‌ را پادشاه‌ ساخته‌ است‌.