Skip to content

Jehoiada

26 آیه · 2 عضو خانواده

همچنین شناخته‌شده به: Barachias

آیاتی که از Jehoiada نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و در سال‌ هفتم‌، یهُویاداع‌ فرستاده‌، یوزباشیهای‌ كریتیان‌ و شاطران‌ را طلبید و ایشان‌ را نزد خود به‌ خانۀ خداوند آورده‌، با ایشان‌ عهد بست‌ و به‌ ایشان‌ در خانۀ خداوند قسم‌ داد و پسر پادشاه‌ را به‌ ایشان‌ نشان‌ داد.

  2. پس‌ یوزباشیها موافق‌ هر چه‌ یهُویاداع‌ كاهن‌ امر فرمود، عمل‌ نمودند، و هر كدام‌ كسان‌ خود را خواه‌ از آنانی‌ كه‌ در روز سَبَّت‌ داخل‌ می‌شدند و خواه‌ از آنانی‌ كه‌ در روز سَبَّت‌ بیرون‌ می‌رفتند، برداشته‌، نزد یهُویاداع‌ كاهن‌ آمدند.

  3. و یهُویاداعِ كاهن‌، یوزباشیها را كه‌ سرداران‌ فوج‌ بودند، امر فرموده‌، ایشان‌ را گفت‌: «او را از میان‌ صفها بیرون‌ كنید و هر كه‌ از عقب‌ او برود، به‌ شمشیر كشته‌ شود.» زیرا كاهن‌ فرموده‌ بود كه‌ در خانۀ خداوند كشته‌ نگردد.

  4. و یهُویادع‌ در میان‌ خداوند و پادشاه‌ و قوم‌ عهد بست‌ تا قوم‌ خداوند باشند و همچنین‌ در میان‌ پادشاه‌ و قوم‌.

  5. و یهُوآش‌ آنچه‌ را كه‌ در نظر خداوند پسند بود، در تمام‌ روزهایی‌ كه‌ یهُویاداع‌ كاهن‌ او را تعلیم‌ می‌داد، بجا می‌آورد.

  6. و یهُوآش‌ پادشاه‌، یهُویاداع‌ كاهن‌ و سایر كاهنان‌ را خوانده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌ كه‌ «خرابیهای‌ خانه‌ را چرا تعمیر نكرده‌اید؟ پس‌ الا´ن‌ نقره‌ای‌ دیگر از آشنایان‌ خود مگیرید بلكه‌ آن‌ را به‌ جهت‌ خرابیهای‌ خانه‌ بدهید.»

  7. و یهُویاداعِ كاهن‌ صندوقی‌ گرفته‌ و سوراخی‌در سرپوش‌ آن‌ كرده‌، آن‌ را به‌ پهلوی‌ مذبح‌ به‌ طرف‌ راست‌ راهی‌ كه‌ مردم‌ داخل‌ خانۀ خداوند می‌شدند، گذاشت‌. و كاهنانی‌ كه‌ مستحفظان‌ در بودند، تمامی‌ نقره‌ای‌ را كه‌ به‌ خانۀ خداوند می‌آوردند، در آن‌ گذاشتند.

  8. لیكن‌ یهُوْشَبْعَه‌، دختر پادشاه‌، یوآش‌ پسر اَخَزْیا راگرفت‌ و او را از میان‌ پسران‌ پادشاه‌ كه‌ مقتول‌ شدند دزدیده‌، او را با دایه‌اش‌ در اطاق‌ خوابگاه‌ گذاشت‌ و یهُوْشَبْعَه‌، دختر یهُورام‌ پادشاه‌، زن‌ یهُویاداعِ كاهن‌ كه‌ خواهر اَخَزْیا بود، او را از عَتَلْیا پنهان‌ كرد كه‌ او را نكشت‌.

  9. و در سال‌ هفتم‌، یهُویاداع‌ خویشتن‌ را تقویت‌ داده‌، بعضی‌ از سرداران‌ صده‌ یعنی‌ عَزَرْیا ابن‌ یهُورام‌ و اسماعیل‌ بن‌ یهوحانان‌ و عَزَرْیا ابن‌ عُوبید و مَعَسِیا ابن‌ عدایا و الیشافاط‌ بن‌ زِكْرِی‌ را با خود همداستان‌ ساخت‌.

  10. پس‌ لاویان‌ و تمامی یهودا موافق‌ هر چه‌ یهُویاداع‌ كاهن‌ امر فرمود عمل‌ نمودند، و هر كدام‌ كسان‌ خود را خواه‌ از آنانی‌ كه‌ در روز سَبَّت‌ داخل‌ می‌شدند و خواه‌ از آنانی‌ كه‌ در روز سَبَّت‌ بیرون‌ می‌رفتند، برداشتند زیرا كه‌ یهُویاداع‌ كاهن‌ فرقه‌ها را مرخص‌ نفرمود.

  11. و یهُویاداع‌ كاهن‌ نیزه‌ها و مِجَنها و سپرها را كه‌ از آن‌ داود پادشاه‌ و در خانۀ خدا بود، به‌ یوزباشیها داد.

  12. و پسر پادشاه‌ را بیرون‌ آورده‌، تاج‌ را بر سرش‌ گذاشتند و شهادت‌ نامه‌ را به‌ او داده‌، او را به‌ پادشاهی‌ نصب‌ كردند، و یهُویاداع‌ و پسرانش‌، او را مسح‌ نموده‌، گفتند: «پادشاه‌ زنده‌ بماند.»

  13. و یهُویاداع‌ كاهن‌، یوزباشیها را كه‌ سرداران‌ فوج‌ بودند امر فرموده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: «او را از میان‌ صفها بیرون‌ كنید، و هر كه‌ از عقب‌ او برود، به‌ شمشیر كشته‌ شود.» زیرا كاهن‌ فرموده‌ بود كه‌ او را در خانۀ خداوند مكشید.

  14. و یهُویاداع‌ در میان‌ خود و تمامی‌ قوم‌ و پادشاه‌، عهد بست‌ تا قوم‌ خداوند باشند.

  15. و یهُویاداع‌ با شادمانی‌ و نغمه‌سرایی‌ برحسب‌ امر داود، وظیفه‌های‌ خانۀ خداوند را به‌ دست‌ كاهنان‌ و لاویان‌ سپرد، چنانكه‌ داود ایشان‌ را بر خانۀ خداوند تقسیم‌ كرده‌ بود تا موافق‌ آنچه‌ در توارۀ موسی‌ مكتوب‌ است‌، قربانی‌های‌ سوختنی خداوند را بگذرانند.

  16. و یوآش‌ در تمامی‌ روزهای‌ یهُویاداع‌ كاهن‌، آنچه‌ را كه‌ در نظر خداوند راست‌ بود، به‌ عمل‌ می‌آورد.

  17. و یهُویاداع‌ دو زن‌ برایش‌ گرفت‌ و او پسران‌ و دختران‌ تولید نمود.

  18. پس‌ پادشاه‌، یهُویاداع‌ رئیس‌ (كهنه‌) را خوانده‌، وی‌ را گفت‌: «چرا از لاویان‌ بازخواست‌ نكردی‌ كه‌ جزیه‌ای‌ را كه‌ موسی‌ بندۀ خداوند و جماعت‌ اسرائیل‌ به‌ جهت‌ خیمۀ شهادت‌ قرار داده‌اند، از یهودا و اورشلیم‌ بیاورند؟»

  19. و پادشاه‌ و یهُویاداع‌ آن‌ را به‌ آنانی‌ كه‌ در كار خدمت‌ خانۀ خداوند مشغول‌ بودند دادند، و ایشان‌ بنّایان‌ و نجّاران‌ به‌ جهت‌ تعمیر خانۀ خداوند و آهنگران‌ و مسگران‌ برای‌ مَرِمَّت‌ خانۀ خداوند اجیر نمودند.

  20. و چون‌ آن‌ را تمام‌ كرده‌ بودند،بقیۀ نقره‌ را نزد پادشاه‌ و یهُویاداع‌ آوردند و از آن‌ برای‌ خانۀ خداوند اسباب‌ یعنی‌ آلات‌ خدمت‌ و آلات‌ قربانی‌ها و قاشقها و ظروف‌ طلا و نقره‌ ساختند، و در تمامی‌ روزهای‌ یهُویاداع‌، قربانی‌های‌ سوختنی‌ دائماً در خانۀ خداوند می‌گذرانیدند.

  21. اما یهُویاداع‌ پیر و سالخورده‌ شده‌، بمرد و حین‌ وفاتش‌ صد و سی‌ ساله‌ بود.

  22. و بعد از وفات‌ یهُویاداع‌، سروران‌ یهودا آمدند و پادشاه‌ را تعظیم‌ نمودند و پادشاه‌ در آن‌ وقت‌ به‌ ایشان‌ گوش‌ گرفت‌.

  23. پس‌ روح‌ خدا زكریا ابن‌ یهُویاداع‌ كاهن‌ را ملبّس‌ ساخت‌ و او بالای‌ قوم‌ ایستاده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: «خدا چنین‌ می‌فرماید: شما چرا از اوامر یهُوَه‌ تجاوز می‌نمایید؟ پس‌ كامیاب‌ نخواهید شد. چونكه‌ خداوند را ترك‌ نموده‌اید، او شما را ترك‌ نموده‌ است‌.»

  24. پس‌ یوآشِ پادشاه‌ احسانی‌ راكه‌ پدرش‌ یهُویاداع‌، به‌ وی‌ نموده‌ بود، بیاد نیاورد، بلكه‌ پسرش‌ را به‌ قتل‌ رسانید. و چون‌ او می‌مرد، گفت‌: « خداوند این‌ را ببیند و بازخواست‌ نماید.»

  25. و چون‌ از نزد او رفتند (زیرا كه‌ او را در مرضهای‌ سخت‌ واگذاشتند)، بندگانش‌ به‌ سبب‌ خون‌ پسران‌ یهُویاداعِ كاهن‌، براو فتنه‌ انگیخته‌، او را بر بسترش‌ كشتند. و چون‌ مرد، او را در شهر داود دفن‌ كردند، اما او را در مقبرۀ پادشاهان‌ دفن‌ نكردند.