آیات کتاب مقدس دربارهٔ Athaliah
آیات کلیدی کتاب مقدس
و چون عَتَلْیا، مادر اَخَزْیا دید كه پسرش مرده است، او برخاست و تمامی خانوادۀ سلطنت را هلاك ساخت.
اما یهُوشَبَع دختر یورام پادشاه كه خواهر اَخَزْیا بود، یوآش پسراَخَزْیا را گرفت، و او را از میان پسران پادشاه كه كشته شدند، دزدیده، او را با دایهاش در اطاق خوابگاه از عَتَلْیا پنهان كرد و او كشته نشد.
و او نزد وی در خانۀ خداوند شش سال مخفی ماند و عَتَلْیا بر زمین سلطنت مینمود.
و او پسر پادشاه را بیرون آورده، تاج بر سرش گذاشت، و شهادت را به او داد و او را به پادشاهی نصب كرده، مسح نمودند و دستك زده، گفتند: «پادشاه زنده بماند.»
و چون عَتَلْیا آواز شاطران و قوم را شنید، نزد قوم به خانۀ خداوند داخل شد.
و دید كه اینك پادشاه بر حسب عادت، نزد ستون ایستاده. و سروران و كَرِنّانوازان نزد پادشاه بودند و تمامی قوم زمین شادی میكردند و كَرِنّاها را مینواختند. پس عَتَلْیا لباس خود را دریده، صدا زد كه خیانت! خیانت!
و یهُویاداعِ كاهن، یوزباشیها را كه سرداران فوج بودند، امر فرموده، ایشان را گفت: «او را از میان صفها بیرون كنید و هر كه از عقب او برود، به شمشیر كشته شود.» زیرا كاهن فرموده بود كه در خانۀ خداوند كشته نگردد.
پس او را راه دادند و از راهی كه اسبان به خانۀ پادشاه میآمدند، رفت و در آنجا كشته شد.
پس چون عَتَلْیا مادر اَخَزْیا دید كه پسرش كشته شده است، برخاست و تمامی اولاد پادشاهان از خاندان یهودا را هلاك كرد.
لیكن یهُوْشَبْعَه، دختر پادشاه، یوآش پسر اَخَزْیا راگرفت و او را از میان پسران پادشاه كه مقتول شدند دزدیده، او را با دایهاش در اطاق خوابگاه گذاشت و یهُوْشَبْعَه، دختر یهُورام پادشاه، زن یهُویاداعِ كاهن كه خواهر اَخَزْیا بود، او را از عَتَلْیا پنهان كرد كه او را نكشت.
و او نزد ایشان در خانۀ خدا مدت شش سال پنهان ماند. و عَتَلْیا بر زمین سلطنت میكرد.
اما چون عَتَلْیا آواز قوم را كه میدویدند و پادشاه را مدح میكردند شنید، نزد قوم به خانۀ خداوند داخل شد.
و دید كه اینك پادشاه به پهلوی ستون خود نزد مدخل ایستاده است، و سروران و كَرِنّانوازان نزد پادشاه میباشند و تمامی قوم زمین شادی میكنند و كَرِنّاها را مینوازند و مُغَنّیان با آلات موسیقی و پیشوایان تسبیح. آنگاه عَتَلْیا لباس خود را دریده، صدا زد كه «خیانت، خیانت!»
و یهُویاداع كاهن، یوزباشیها را كه سرداران فوج بودند امر فرموده، به ایشان گفت: «او را از میان صفها بیرون كنید، و هر كه از عقب او برود، به شمشیر كشته شود.» زیرا كاهن فرموده بود كه او را در خانۀ خداوند مكشید.
پس او را راه دادند و چون به دهنۀ دروازۀ اسبان، نزد خانۀ پادشاه رسید، او را در آنجا كشتند.