God
آیاتی که از God نام میبرند
چون نذری برای یهُوَه خدایت میكنی در وفای آن تأخیر منما، زیرا كه یهُوَه خدایت البته آن را از تو مطالبه خواهد نمود، و برای تو گناه خواهد بود.
آنچه را كه از دهانت بیرون آید، هوشیار باش كه بجا آوری، موافق آنچه برای یهُوَه خدایت از ارادۀ خود نذر كردهای و به زبان خود گفتهای.
شوهر اول كه او را رها كرده بود، نمیتواند دوباره او را به نكاح خود درآورد. بعد از آن كه ناپاك شده است، زیرا كه این به نظر خداوند مكروه است. پس بر زمینی كه یهُوَه، خدایت، تو را به ملكیت میدهد، گناه میاور.
بیاد آور كه یهُوَه خدایت در راه با مریم چه كرد، وقتی كه شما از مصر بیرون آمدید.
البته به وقت غروب آفتاب، گرو را به او پس بده، تا در رخت خود بخوابد و تو را بركت دهد و به حضور یهُوَه خدایت، عدالت شمرده خواهد شد.
در همان روز مزدش را بده، و آفتاب بر آن غروب نكند، چونكه او فقیر است و دل خود را به آن بسته است، مبادا بر تو نزد خداوند فریاد برآورد و برای تو گناه باشد.
و بیاد آور كه در مصر غلام بودی و یهُوَه، خدایت، تو را از آنجا فدیه داد. بنابراین من تو را امر میفرمایم كه این كار را معمول داری.
چون محصول خود را در مزرعۀ خویش درو كنی، و در مزرعه، بافهای فراموش كنی، برای برداشتن آن برمگرد؛ برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد تا یهُوَه خدایت تو را در همۀ كارهای دستت بركت دهد.
تو را وزن صحیح و راست باشد و تو را كیل صحیح و راست باشد، تا عمـرت در زمینـی كه یهُوَه، خدایت، به تو میدهد دراز شود.
زیرا هر كه این كار كند یعنی هر كه بیانصافی نماید، نزد یهُوَه خدایت مكروه است.
كه چگونه تو را در راه، مقابله كـرده، همۀ واماندگان را در عقب تـو از مؤخرت قطع نمودنـد، در حالـی كه تو ضعیف و وامانده بودی و از خـدا نترسیدنـد.
پس چـون یهُـوَه خدایت تـو را در زمینی كه یهُـوَه، خدایت، تو را برای تصرفش نصیب میدهد، از جمیع دشمنانت آرامی بخشد، آنگاه ذكر عمالیـق را از زیر آسمان محو ساز و فراموش مكن.
و چون به زمینی كه یهُوَه خدایت تو را نصیب میدهد داخل شدی، و در آن تصرف نموده، ساكن گردیدی،
آنگاه نوبر تمامی حاصل زمین را كه از زمینی كه یهُوَه خدایت به تو میدهد، جمع كرده باشی بگیر، و آن را در سبد گذاشته، به مكانی كه یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساكن گرداند، برو.
و نزد كاهنی كه در آن روزها باشد رفته، وی را بگو: «امروز برای یهُوَه خدایت اقرار میكنم كه به زمینی كه خداوند برای پدران ما قسم خورد كه به ما بدهد، داخل شدهام.»
و كاهن سبد را از دستت گرفته، پیش مذبح یهُوَه خدایت بگذارد.
پس تو به حضور یهُوَه خدای خود اقرار كرده، بگو: «پدر من اَرامی آواره بود، و با عددی قلیل به مصر فرود شده، در آنجا غربت پذیرفت، و در آنجا امتی بزرگ و عظیم و كثیر شد.
و چون نزد یهُوَه، خدای پدران خود، فریاد برآوردیم، خداوند آواز ما را شنید و مشقت و محنت و تنگی ما را دید.
و خداوند ما را از مصر به دست قوی و بازوی افراشته و خوف عظیم، و با آیات و معجزات بیرون آورد.
و ما را به این مكان درآورده، این زمین را زمینی كه به شیر و شهد جاری است به ما بخشید.
و الا´ن اینك نوبر حاصل زمینی را كه تو ای خداوند به من دادی، آوردهام.» پس آن را به حضور یهُوَه خدای خود بگذار، و به حضور یهُوَه، خدایت، عبادت نما.
و تو با لاوی و غریبی كه در میان تو باشد از تمامی نیكویی كه یهُوَه، خدایت، به تو و بهخاندانت بخشیده است، شادی خواهی نمود.
و به حضور یهُوَه خدایت بگو: «موقوفات را از خانۀ خود بیرون كردم، و آنها را نیز به لاوی و غریب و یتیم و بیوهزن، موافق تمامی اوامری كه به من امر فرمودی، دادم، و از اوامر تو تجاوز ننموده، فراموش نكردم.
در ماتم خود از آنها نخوردم و در نجاستی از آنها صرف ننمودم، و برای اموات از آنها ندادم، بلكه به قول یهُوَه، خدایم، گوش داده، موافق هر آنچه به من امر فرمودی، رفتار نمودم.
از مسكن مقدس خود از آسمان بنگر، و قوم خود اسرائیل و زمینی را كه به ما دادی چنانكه برای پدران ما قسم خوردی، زمینی كه به شیر و شهد جاری است، بركت بده،.»