God
آیاتی که از God نام میبرند
روی خود را بر بندهٔ خود روشن ساز، و فرایض خود را به من بیاموز.
نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو را نگاه نمیدارند.
{ص} ای خداوند تو عادل هستی و داوریهای تو راست است.
شهادات خود را به راستی امر فرمودی و به امانت الی نهایت.
غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تو را فراموش کردهاند.
کلام تو بینهایت مصفّیٰ است و بندهٔ تو آن را دوست میدارد.
من کوچک و حقیر هستم، امّا وصایای تو را فراموش نکردم.
عدالت تو عدل است تا ابدالآباد و شریعت تو راست است.
تنگی و ضیق مرا در گرفته است، امّا اوامر تو تَلَذُّذ من است.
شهادات تو عادل است تا ابدالآباد. مرا فهیم گردان تا زنده شوم.
{ق} به تمامیِ دل خواندهام. ای خداوند مرا جواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم!
تو را خواندهام، پس مرا نجات ده. و شهادات تو را نگاه خواهم داشت.
بر طلوع فجر سبقت جسته، استغاثه کردم، و کلام تو را انتظار کشیدم.
چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست، تا در کلام تو تفکّر بنمایم.
به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای خداوند موافق داوریهای خود مرا زنده ساز.
آنانی که در پی خباثت میروند، نزدیک میآیند، و از شریعت تو دورمیباشند.
ای خداوند تو نزدیک هستی و جمیع اوامر تو راست است.
شهادات تو را از زمان پیش دانستهام که آنها را بنیان کردهای تا ابدالآباد.
{ر} بر مذلّت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیرا که شریعت تو را فراموش نکردهام.
در دعوای من دادرسی فرموده، مرا نجات ده و به حسب کلام خویش مرا زنده ساز.
نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمیطلبند.
ای خداوند، رحمتهای تو بسیار است. به حسب داوریهای خود مرا زنده ساز.
جفاکنندگان و خصمانِ من بسیارند. امّا از شهادات تو رو برنگردانیدم.
خیانتکاران را دیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمیدارند.
ببین که وصایای تو را دوست میدارم. ای خداوند، به حسب رحمت خود مرا زنده ساز!