God
آیاتی که از God نام میبرند
و تابوت خداوند را درآورده، آن را در مكانش در میان خیمهای كه داود برایش برپا داشته بود، گذاشتند، و داود به حضور خداوند قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی گذرانید.
و چون داود از گذرانیدن قربانیهای سوختنیو ذبایح سلامتی فارغ شد، قوم را به اسم یهُوَه صبایوت بركت داد.
و داود به میكال گفت: «به حضور خداوند بود كه مرا بر پدرت و بر تمامی خاندانش برتری داد تا مرا بر قوم خداوند ، یعنی بر اسرائیل پیشوا سازد؛ از این جهت به حضور خداوند بازی كردم.
و واقع شد چون پادشاه در خانۀ خود نشسته، و خداوند او را از جمیع دشمنانش از هر طرف آرامی داده بود،
كه پادشاه به ناتان نبی گفت: «الا´ن مرا میبینی كه در خانۀ سرو آزاد ساكن میباشم، و تابوت خدا در میان پردهها ساكن است.»
ناتان به پادشاه گفت: «بیا و هر آنچه در دلت باشد معمول دار زیرا خداوند با توست.»
و در آن شب واقع شد كه كلام خداوند بهناتان نازل شده، گفت:
« برو و به بندۀ من داود بگو، خداوند چنین میگوید: آیا تو خانهای برای سكونت من بنا میكنی؟
زیرا از روزی كه بنیاسرائیل را از مصر بیرون آوردم تا امروز، در خانهای ساكن نشدهام بلكه در خیمه و مسكن گردش كردهام.
و به هر جایی كه با جمیع بنیاسرائیل گردش كردم، آیا به احدی از داوران اسرائیل كه برای رعایت قوم خود، اسرائیل، مأمور داشتم، سخنی گفتم كه چرا خانهای از سرو آزاد برای من بنا نكردید؟
و حال به بندۀ من، داود چنین بگو كه یهُوَه صبایوت چنین میگوید: من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تا پیشوای قوم من، اسرائیل، باشی.
و هر جایی كه میرفتی من با تو میبودم و جمیع دشمنانت را از حضور تو منقطع ساختم، و برای تو اسم بزرگ مثل اسم بزرگانی كه بر زمینند، پیدا كردم.
و به جهت قوم خود، اسرائیل، مكانی تعیین كردم و ایشان را غرس نمودم تا در مكان خویش ساكن شده، باز متحرك نشوند، و شریران، دیگر ایشان را مثل سابق ذلیل نسازند.
و مثل روزهایی كه داوران را بر قوم خود، اسرائیل، تعیین نموده بودم. و تو را از جمیع دشمنانت آرامی دادم؛ و خداوند تو را خبر میدهد كه خداوند برای تو خانهای بنا خواهد نمود.
زیرا روزهای تو تمام خواهد شد و با پدران خود خواهی خوابید و ذریت تو را كه از صُلب تو بیرون آید، بعد از تو استوار خواهم ساخت، و سلطنت او را پایدار خواهم نمود.
او برای اسم من خانهای بنا خواهد نمود و كرسی سلطنت او را تا به ابد پایدارخواهم ساخت.
من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود، و اگر او گناه ورزد، او را با عصای مردمان و به تازیانههای بنیآدم تأدیب خواهم نمود.
ولیكن رحمت من از او دور نخواهد شد، به طوری كه آن را از شاؤل دور كردم كه او را از حضور تو رد ساختم.
18 و داود پادشاه داخل شده، به حضور خداوند نشست و گفت: «ای خداوند یهُوَه، من كیستم و خاندان من چیست كه مرا به این مقام رسانیدی؟
و این نیز در نظر تو ای خداوند یهُوَه امر قلیل نمود زیرا كه دربارۀ خانۀ بندهات نیز برای زمان طویل تكلم فرمودی. و آیا این ای خداوند یهُوَه عادت بنیآدم است؟
و داود دیگر به تو چه تواند گفت زیرا كه تو ای خداوند یهُوَه، بندۀ خود را میشناسی،
و بر حسب كلام خود و موافق دل خود تمامی این كارهای عظیم را بجا آوردی تا بندۀ خود را تعلیم دهی.
بنابرین ای یهُوَه خدا، تو بزرگ هستی زیرا چنانكه به گوشهای خود شنیدهایم، مثل تو كسی نیست و غیر از تو خدایی نیست.
و مثل قوم تو اسرائیل كدام یك اُمّت بر روی زمین است كه خدا بیاید تا ایشان را فدیه داده، برای خویش قوم بسازد، و اسمی برای خود پیدا نماید، و چیزهایعظیم و مهیب برای شما و برای زمین خود بجا آورد به حضور قوم خویش كه برای خود از مصر و از امتها و خدایان ایشان فدیه دادی.
و قوم خود اسرائیل را برای خود استوار ساختی، تا ایشان تا به ابد قوم تو باشند، و تو ای یهُوَه، خدای ایشان شدی.