Skip to content
لوقا ۴:۷-۳۱

لوقا ۴:۷-۳۱

۷
پس اگر تو پیش من سجده کنی، همه از آن تو خواهد شد.
۸
عیسی در جواب او گفت، ای شیطان، مکتوب است، خداوند خدای خود را پرستش کن و غیر او را عبادت منما.
۹
پس او را به اورشلیم برده، بر کنگره هیکل قرار داد و بدو گفت، اگر پسر خدا هستی، خود را از اینجا به زیر انداز.
۱۰
زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارهٔ تو حکم فرماید تا تو را محافظت کنند.
۱۱
و تو را به دستهای خود بردارند، مبادا پایت به سنگی خورد.
۱۲
عیسی در جواب وی گفت که، گفته شده است، خداوند خدای خود را تجربه مکن.
۱۳
و چون ابلیس جمیع تجربه را به اتمام رسانید، تا مدّتی از او جدا شد.
۱۴
و عیسی به قوّت روح، به جلیل برگشت و خبر او در تمامی آن نواحی شهرت یافت.
۱۵
و او در کنایس ایشان تعلیم می‌داد و همه او را تعظیم می‌کردند.
۱۶
و به ناصره جایی که پرورش یافته بود، رسید و بحسب دستور خود در روز سَبَّت به کنیسه درآمده، برای تلاوت برخاست.
۱۷
آنگاه صحیفه اِشْعَیا نبی را بدو دادند و چون کتاب را گشود، موضعی را یافت که مکتوب است
۱۸
روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکستهدلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم،
۱۹
و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.
۲۰
پس کتاب را به هم پیچیده، به خادم سپرد و بنشست و چشمان همهٔ اهل کنیسه بر وی دوخته می‌بود.
۲۱
آنگاه بدیشان شروع به گفتن کرد که امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد.
۲۲
و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیضآمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجّب نموده، گفتند، مگر این پسر یوسف نیست؟
۲۳
بدیشان گفت، هرآینه این مثل را به من خواهید گفت، ای طبیب خود را شفا بده. آنچه شنیده‌ایم که در کَفَرناحوم از تو صادر شد، اینجا نیز در وطن خویش بنما.
۲۴
و گفت، هرآینه به شما می‌گویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد.
۲۵
و به تحقیق شما را می‌گویم که بسا بیوه زنان در اسرائیل بودند، در ایام الیاس، وقتی که آسمان مدّت سه سال و شش ماه بسته ماند، چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد،
۲۶
و الیاس نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد، مگر نزد بیوه زنی در صَرْفَه صیدون.
۲۷
و بسا ابرصان در اسرائیل بودند، در ایّام اِلیشَع نبی و احدی از ایشان طاهر نگشت، جز نَعمان سریانی.
۲۸
پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان را شنیدند، پُر از خشم گشتند
۲۹
و برخاسته او را از شهر بیرون کردند و بر قلّه کوهی که قریه ایشان بر آن بنا شده بود بردند تا او را به زیر افکنند.
۳۰
ولی از میان ایشان گذشته، برفت.
۳۱
و به کَفَرناحوم شهری از جلیل فرود شده، در روزهای سَبَّت، ایشان را تعلیم می‌داد.
Settings

Reading style

Typeface

Font size 19px

Reading width 75 chars

Options