اول تواریخ ۲۲:۵-۱۴
۵
و داود گفت: «پسر من سلیمان صغیر و نازك است و خانهای كه برای یهُوَه باید بنا نمود، میبایست بسیار عظیم و نامی و جلیل در تمامی زمینها بشود؛ لهذا حال برایش تهیه میبینم.» پس داود قبل از وفاتش تهیه بسیار دید.
۶
پس پسر خود سلیمان را خوانده، او را وصیت نمود كه خانهای برای یهُوَه خدای اسرائیل بنا نماید.
۷
و داود به سلیمان گفت كه: «ای پسرم! من اراده داشتم كه خانهای برای اسم یهُوَه خدای خود بنا نمایم.
۸
لیكن كلام خداوند بر من نازل شده، گفت: چونكه بسیار خون ریختهای و جنگهای عظیم كردهای، پس خانهای برای اسم من بنا نخواهی كرد، چونكه به حضور من بسیار خون بر زمین ریختهای.
۹
اینك پسری برای تو متولد خواهد شد كه مرد آرامی خواهد بود زیرا كه من او را از جمیع دشمنانش از هر طرف آرامی خواهم بخشید، چونكه اسم او سلیمان خواهد بود و در ایام او اسرائیل را سلامتی و راحت عطا خواهم فرمود.
۱۰
او خانهای برای اسم من بنا خواهد كرد و او پسر من خواهد بود و من پدر او خواهم بود. و كُرسی سلطنت او را بر اسرائیل تا ابدالا´باد پایدار خواهم گردانید.
۱۱
پس حال ای پسر من خداوند همراه تو باد تا كامیاب شوی و خانۀ یهُوَه خدای خود را چنانكه درباره تو فرموده است بنا نمایی.
۱۲
اما خداوند تو را فطانت و فهم عطا فرماید و تو را دربارۀ اسرائیل وصیت نماید تا شریعت یهُوَه خدای خود را نگاه داری.
۱۳
آنگاه اگر متوجه شده، فرایض و احكامی را كه خداوند به موسی دربارۀ اسرائیل امر فرموده است، به عمل آوری كامیاب خواهی شد. پس قوی و دلیر باش و ترسان و هراسان مشو.
۱۴
و اینك من در تنگی خود صد هزار وزنۀ طلا و صد هزار وزنۀ نقره و برنج و آهن اینقدر زیاده كه به وزن نیاید، برای خانۀ خداوند حاضر كردهام؛ و چوب و سنگ نیز مهیا ساختهام و تو بر آنها مزید كن.
Settings