- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ The Providence of God: Danger of denying
آیات دربارهٔ Danger of denying
زیرا میگوید: «به قوّت دست خود و به حكمت خویش چونكه فهیم هستم این را كردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبّار سروران ایشان را به زیر انداختم.
و دست من دولت قومها را مثل آشیانهای گرفته است و به طوری كه تخمهای متروك را جمع كنند، من تمامی زمین را جمع كردم. و كسی نبود كه بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جك جك بنماید.»
آیا تبر بر كسی كه به آن میشكند فخر خواهد نمود یا ارّه بر كسی كه آن را میكشد افتخار خواهد كرد، كه گویا عصا بلند كننده خود را بجنباند یا چوب دست آنچه را كه چوب نباشد بلند نماید؟
بنابراین خداوند یهوه صبایوت بر فربهان او لاغری خواهد فرستاد و زیر جلال او سوختنی مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد.
و نور اسرائیل نار و قدّوس وی شعله خواهد شد، و در یكروز خار و خسش را سوزانیده، خواهد خورد.
«ای پسر انسان به رئیس صور بگو:خداوند یهوه چنین میفرماید: چونكه دلت مغرور شده است و میگویی كه من خدا هستم و بر كرسی خدایان در وسط دریا نشستهام، و هر چند انسان هستی و نه خدا، لیكن دل خود را مانند دل خدایان ساختهای.
اینك تو از دانیال حكیمتر هستی و هیچ سرّی از تو مخفی نیست؟
و به حكمت و فطانت خویش توانگری برای خود اندوخته و طلا و نقره در خزاین خود جمع نمودهای.
به فراوانی حكمت و تجارت خویش دولت خود را افزودهای پس به سبب توانگریات دلت مغرور گردیده است.»
بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید: «چونكه تو دل خود را مثل دل خدایان گردانیدهای،
پس اینك من غریبان و ستم كیشان امّتها را بر تو خواهم آورد كه شمشیرهای خود را به ضدّ زیبایی حكمت تو كشیده، جمال تو را ملوّث سازند.
و تو را به هاویه فرود آورند. پس به مرگ آنانی كه در میان دریا كشته شوند خواهی مرد.
آیا به حضور قاتلان خود خواهی گفت كه من خدا هستم؟ نی بلكه در دست قاتلانت انسان خواهی بود و نه خدا.
از دست غریبان به مرگ نامختونان كشته خواهی شد، زیرا خداوند یهوه میفرماید كه من این را گفتهام.»
بعد از انقضای دوازده ماه، او بالای قصر خسروی در بابل میخرامید.
و پادشاه متكلم شده، گفت: «آیا این بابل عظیم نیست كه من آن رابرای خانه سلطنت به توانایی قوّت و حشمت جلال خود بنا نمودهام؟»
این سخن هنوز بر زبان پادشاه بود كه آوازی از آسمان نازل شده، گفت: «ای پادشاه نَبوْكَدْنَصَّر به تو گفته میشود كه سلطنت از تو گذشته است.
اما او نمیدانست كه من بودم كه گندم و شیره و روغن را به او میدادم و نقره و طلایی را كه برای بعل صرف میكردند برایش میافزودم.
پس من گندم خود را در فصلش و شیره خویش را در موسمش باز خواهم گرفت و پشم و كتان خود را كه میبایست برهنگی او را بپوشاند برخواهم داشت.