Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Persecution: Of Jesus

152 آیه · 61 جنبه

آیات دربارهٔ Of Jesus

پالایش بر اساس کتاب
  1. و عداوت‌ در میان‌ تو و زن‌، و در میان‌ ذُرّیت‌ تو وذریت‌ وی‌ می‌گذارم‌؛ او سر تو را خواهد كوبید و تو پاشنۀ وی‌ را خواهی‌ كوبید.»

  2. چرا امّت‌ها شورش نموده‌اند و طوائف در باطل تفکر می‌کنند؟

  3. پادشاهان زمین برمی‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او؛

  4. که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم.

  5. او که بر آسمانها نشسته است می‌خندد. خداوند بر ایشان استهزا می‌کند.

  6. آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت.

  7. {برای سالار مغنیان بر غزالهٔ صبح. مزمور داود} ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟

  8. ای خدای من، در روز می‌خوانم و مرا اجابت نمی‌کنی، در شب نیز؛ ومرا خاموشی نیست.

  9. و امّا من کِرم هستم و انسان نی؛ عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدهٔ قوم.

  10. هرکه مرا بیند به من استهزا می‌کند. لبهای خود را باز می‌کنند و سرهای خود را می‌جنبانند {و می‌گویند}،

  11. بر خداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد. او را برهاند چونکه به وی رغبت می‌دارد.

  12. از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند.

  13. گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفته‌اند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کرده‌اند.

  14. دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درندهٔ غران.

  15. مثل آب ریخته شده‌ام و همهٔٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است.

  16. قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده؛ و مرا به خاک موت نهاده‌ای.

  17. زیرا سگان دور مرا گرفته‌اند؛ جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفتهاند.

  18. همهٔٔ استخوانهای خود را می‌شمارم. ایشان به من چشم دوخته، می‌نگرند.

  19. رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.

  20. امّا تو ای خداوند، دور مباش! ای قوّت من، برای نصرت من شتاب کن.

  21. جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان.

  22. مرا از دهان شیر خلاصی ده، ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کرده‌ای.

  23. {برای سالار مغنیان بر سوسنها. مزمور داود.} خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.

  24. در خَلاب ژرف فرو رفته‌ام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده‌ام و سیل مرا می‌پوشاند.

  25. از فریاد خود خسته شده‌ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است.