- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Old Age
آیات کلیدی کتاب مقدس
و تو نزد پدران خود به سلامتی خواهی رفت، و در پیری نیكو مدفون خواهی شد.
یعقوب به فرعون گفت: «ایام سالهای غربت من صد و سی سال است. ایام سالهای عمر من اندك و بد بوده است، و به ایام سالهای عمر پدرانم در روزهای غربت ایشان نرسیده.»
و موسی چون وفات یافت، صد و بیست سال داشت، و نه چشمش تار، و نه قوتش كم شده بود.
بَرْزِلاّی به پادشاه عرض كرد: «ایام سالهای زندگی من چند است كه با پادشاه به اورشلیم بیایم؟
من امروز هشتاد ساله هستم و آیا میتوانم در میان نیك و بد تمیز بدهم و آیا بندۀ تو طعم آنچه را كه میخورم و مینوشم، توانم دریافت؟ یا دیگر آواز مُغَنّیان و مُغَنّیات را توانمشنید؟ پس چرا بندهات دیگر برای آقایم پادشاه بار باشد؟
لهذا بندۀ تو همراه پادشاه اندكی از اُرْدُن عبور خواهد نمود. و چرا پادشاه مرا چنین مكافات بدهد؟
بگذار كه بندهات برگردد تا در شهر خود نزد قبر پدر و مادر خویش بمیرم، و اینك بندۀ تو، كِمْهام، همراه آقایم پادشاه برود و آنچه در نظرت پسند آید با او به عمل آور.»
و در پیری نیكو از عمر و دولت و حشمت سیر شده، وفات نمود و پسرش سلیمان به جایش پادشاه شد.
و در شِیخوخیت به قبر خواهی رفت، مثل بافه گندم كه در موسمش برداشته میشود.
و روزگار تو از وقت ظهر روشنتر خواهد شد، و اگرچه تاریكی باشد، مثل صبح خواهد گشت.
نزد پیران حكمت است، و عمر دراز فطانت میباشد.
و الیهو از سخن گفتن با ایوب درنگ نموده بود زیرا كه ایشان در عمر، از وی بزرگتر بودند.
امّا چون الیهو دید كه به زبان آن سه مرد جوابی نیست، پس خشمش افروخته شد.
و الیهو ابن بركئیل بوزی به سخن آمده، گفت: «من در عمر صغیر هستم، و شما موسفید. بنابراین ترسیده، جرأت نكردم كه رأی خود را برای شما بیان كنم.
و گفتم روزها سخن گوید، و كثرت سالها، حكمت را اعلام نماید.
لیكن در انسان روحی هست، و نفخه قادرمطلق، ایشان را فطانت میبخشد.
بزرگان نیستند كه حكمت دارند، و نه پیران كه انصاف را میفهمند.
پس ایوب پیر و سالخـورده شـده، وفات یافت.
در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوّتم زایل شود مرا ترک منما.
پس ای خدا، مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترک مکن، تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از تواناییِ تو.
ایّام عمر ما هفتاد سال است و اگر از بُنیه، هشتاد سال باشد. لیکن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا به زودی تمام شده، پرواز میکنیم.
در وقت پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود.
ای جوانان و دوشیزگان نیز و پیران و اطفال.
نام خداوند را تسبیح بخوانند، زیرا نام او تنها متعال است و جلال او فوق زمین و آسمان.
سفید مویی تاج جمال است، هنگامی كه در راه عدالت یافت شود.