- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Humility: Exemplified
آیات دربارهٔ Exemplified
18 و داود پادشاه داخل شده، به حضور خداوند نشست و گفت: «ای خداوند یهُوَه، من كیستم و خاندان من چیست كه مرا به این مقام رسانیدی؟
و این نیز در نظر تو ای خداوند یهُوَه امر قلیل نمود زیرا كه دربارۀ خانۀ بندهات نیز برای زمان طویل تكلم فرمودی. و آیا این ای خداوند یهُوَه عادت بنیآدم است؟
«انسان چیست كه او را عزّت بخشی، و دل خود را با او مشغول سازی؟
و هر بامداد از او تفقّد نمایی و هرلحظه او را بیازمایی؟
«پس به طریق اولی، من كیستم كه او را جواب دهم و سخنان خود را بگزینم تا با او مباحثه نمایم؟
كه اگر عادل میبودم، او را جواب نمیدادم، بلكه نزد داور خود استغاثه مینمودم.
«اینك من حقیر هستم و به تو چه جواب دهم؟ دست خود را به دهانم گذاشتهام.
یك مرتبه گفتم و تكرار نخواهم كرد. بلكه دو مرتبه و نخواهم افزود.»
الا´ن بشنو تا من سخن گویم؛ از تو سؤال مینمایم مرا تعلیم بده.
از شنیدن گوش درباره تو شنیده بودم لیكن الا´ن چشم من تو را میبیند.
از این جهت از خویشتن كراهت دارم و در خاك و خاكستر توبه مینمایم.»
چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریدهای،
پس انسان چیست که او را به یاد آوری، و بنیآدم که از او تفقد نمایی؟
{سرود درجات از داود} ای خداوند، دل من متکبّر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به کارهای بزرگ مشغول نساختم، و نه به کارهایی که از عقل من بعید است.
بلکه جان خود را آرام و ساکت ساختم، مثل بچهای از شیر باز داشته شده، نزد مادر خود. جانم در من بود، مثل بچه از شیر بازداشته شده.
ای خداوند، آدمی چیست که او را بشناسی؟ و پسر انسان که او را به حساب بیاوری؟
انسان مثل نَفَسی است و روزهایش مثل سایهای است که میگذرد.
یقیناً من از هر آدمی وحشیتر هستم، و فهم انسان را ندارم.
من حكمت را نیاموختهام و معرفت قدّوس را ندانستهام.
ای خداوند میدانم كه طریق انسان از آن او نیست و آدمی كه راه میرود قادر بر هدایت قدمهای خویش نمیباشد.
ای خداوند مرا تأدیب نما امّا به انصاف و نه به غضب خود مبادا مرا ذلیل سازی.
آنگاه عادلان به پاسخ گویند، ای خداوند، کی گرسنهات دیدیم تا طعامت دهیم، یا تشنهات یافتیم تا سیرآبت نماییم،
یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جا دهیم یا عریان تا بپوشانیم،
و کی تو را مریض یا محبوس یافتیم تا عیادتت کنیم؟
پادشاه در جواب ایشان گوید، هرآینه به شما میگویم، آنچه به یکی از این برادران کوچکترین من کردید، به من کردهاید.