- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Ekron
31.7700, 34.8500 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Ekron نام میبرند
از شِیحُورْ كه در مقابل مصر است تا سرحد عَقْرُون به سمت شمال كه از كنعانیان شمرده میشود، یعنی پنج سردار فلسطینیان از غَزّیان و اَشْدُودیان و اَشْقَلُونیان و جَتْیان و عَقْرُونیان و عَوّیان.
و این حد به سوی شمال از جانب عَقْرون بیرون آمد، و تا شِكْرون كشیده شد، و از كوه بَعْلَه گذشته، نزد یبْنَئیل بیرون آمد، و انتهای این حد دریا بود.
و عَقْرُون و قصبهها و دهات آن.
از عَقْرُون تا دریا، همه كه به اطراف اَشْدُود بود با دهات آنها.
و اَیلُون و تِمْنَه و عَقْرُون.
و یهودا غَزَّه و نواحیاش و اَشْقَلون و نواحیاش و عَقْرُون و نواحیاش را گرفت.
پس تابوت خدا را به عَقْرُون بردند و به مجرد ورود تابوت خدا به عَقْرُون، اهل عَقْرُون فریاد كرده، گفتند: «تابوت خدای اسرائیل را نزد ما آوردند تا ما را و قوم ما را بكشند.»
و چون آن پنج سرور فلسطینیان این را دیدند، در همان روز به عَقْرُون برگشتند.
و این است خُراجهای طلایی كه فلسطینیان به جهت قربانی جرم نزد خداوند فرستادند: برای اَشْدُود یك، و برای غَزَّه یك، و برای اَشْقَلون یك، و برای جَتّ یك، و برای عَقْرُون یك.
و شهرهایی كه فلسطینیان از اسرائیل گرفته بودند، از عَقْرُون تا جَتّ، به اسرائیل پس دادند، واسرائیل حدود آنها را از دست فلسطینیان رهانیدند، و در میان اسرائیل و اَموریان صلح شد.
و مردان اسرائیل و یهودا برخاستند و نعره زده، فلسطینیان را تا جَتّ و تا دروازههای عَقْرُون تعاقب نمودند و مجروحان فلسطینیان به راه شَعَرَیم تا به جَتّ و عَقْرُون افتادند.
و اَخَزْیا از پنجرۀ بالاخانۀ خود كه در سامره بود افتاده، بیمار شد. پس رسولان را روانه نموده، به ایشان گفت: «نزد بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون رفته، بپرسید كه آیا از این مرض شفا خواهم یافت؟»
و فرشتۀ خداوند به ایلیای تِشْبی گفت: «برخیز و به ملاقاتِ رسولانِ پادشاهِ سامره برآمده، به ایشان بگو كه آیا از این جهت كه خدایی در اسرائیل نیست، شما برای سؤال نمودن از بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون میروید؟
ایشان در جواب وی گفتند: «شخصی به ملاقات ما برآمده، ما را گفت: بروید و نزد پادشاهی كه شما را فرستاده است، مراجعت كرده، او را گویید: خداوند چنین میفرماید: آیا از این جهت كه خدایی در اسرائیل نیست، تو برای سؤال نمودن از بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون میفرستی؟ بنابراین از بستری كه به آن برآمدی، فرود نخواهی شد بلكه البته خواهی مُرد.»
و وی را گفت: « خداوند چنین میگوید: چونكه رسولان فرستادی تا از بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون سؤال نمایند، آیا از این سبب بود كه در اسرائیل خدایی نبود كه از كلام او سؤال نمایی؟ بنابراین از بستری كه به آن برآمدی، فرود نخواهی شد البته خواهی مرد.»
و به جمیع امّتهای مختلف و به جمیع پادشاهان زمین عُوص و به همه پادشاهان زمین فلسطینیان یعنی اَشقَلُون و غَزَّه و عَقرون و بقیه اَشدود.
و ساکنان را از اشدود و صاحب عصا را از اشقلون منقطع ساخته، دست خود را به عقرون فرود خواهم آورد و خداوند یهوه می گوید که باقی ماندگان فلسطینیان هلاک خواهند شد.
زیرا كه غَزَّه متروك میشود و اَشْقَلُون ویران میگردد و اَهل اَشْدُود را در وقت ظهر اخراج مینمایند و عَقْرُوْن از ریشه كنده میشود.
اَشْقَلُون چون این را بیند خواهد ترسید و غَزَّه بسیار دردناك خواهد شد و عَقْرون نیز زیرا كه اعتماد او خجل خواهد گردید و پادشاه از غَزَّه هلاك خواهد شد و اَشْقَلُون مسكون نخواهد گشت.
و خون او را از دهانش بیرون خواهم آورد و رجاساتش را از میان دندانهایش؛ و بقیه او نیز به جهت خدای ما خواهد بود و خودش مثل امیری در یهودا و عَقْرُون مانند یبُوسی خواهد شد.