Skip to content

Joram

19 آیه · 5 عضو خانواده

همچنین شناخته‌شده به: Jehoram

آیاتی که از Joram نام می‌برند

  1. پس‌ او موافق‌ كلامی‌ كه‌ خداوند به‌ ایلیا گفته‌ بود، مرد و یهُورام‌ در سال‌ دوم‌ یهُورام‌ بن‌ یهُوشافاط‌، پادشاه‌ یهودا در جایش‌ پادشاه‌ شد، زیرا كه‌ او را پسری‌ نبود.

  2. و یهُورام‌ بن‌ اَخاب‌ در سال‌ هجدهم‌یهُوشافاط‌، پادشاه‌ یهودا در سامره‌ بر اسرائیل‌ آغاز سلطنت‌ نمود و دوازده‌ سال‌ پادشاهی‌ كرد.

  3. و در آن‌ وقت‌ یهُورام‌ پادشاه‌ از سامره‌ بیرون‌ شده‌، تمامی‌ اسرائیل‌ را سان‌ دید.

  4. و در سال‌ پنجمِ یورام‌ بن‌ اَخاب‌، پادشاه‌ اسرائیل‌، وقتی‌ كه‌ یهُوشافاط‌ هنوز پادشاه‌ یهودا بود، یهُورام‌ بن‌ یهُوشافاط‌، پادشاه‌ یهودا آغاز سلطنت‌ نمود.

  5. و در سال‌ دوازدهمِ یورام‌ بن‌ اَخاب‌، پادشاه‌ اسرائیل‌، اَخَزْیا ابن‌ یهُورام‌، پادشاه‌ یهودا، آغاز سلطنت‌ نمود.

  6. و با یورام‌ بن‌ اَخاب‌ برای‌ مقاتله‌ با حَزائیل‌ پادشاه‌ اَرام‌ به‌ راموت‌ جِلْعاد رفت‌ و اَرامیان‌، یورام‌ را مجروح‌ ساختند.

  7. و یورام‌ پادشاه‌ به‌ یزرعیل‌ مراجعت‌ كرد تا از جراحتهایی‌ كه‌ اَرامیان‌ به‌ وی‌ رسانیده‌ بودند هنگامی‌ كه‌ با حَزائیل‌، پادشاه‌ اَرام‌ جنگ‌ می‌نمود، شفا یابد. و اَخَزْیا ابن‌ یهُورام‌، پادشاه‌ یهودا، به‌ یزرئیل‌ فرود آمد تا یورام‌ بن‌ اخاب‌ را عیادت‌ نماید چونكه‌ مریض‌ بود.

  8. لهذا ییهُو ابن‌ یهُوشافاط‌ بن‌ نِمْشِی‌ بر یورام‌ بشورید و یورام‌ خود و تمامی‌ اسرائیل‌، راموت‌ جِلْعاد را از حَزائیل‌، پادشاه‌ اَرام‌ نگاه‌ می‌ داشتند.

  9. اما یهُورام‌ پادشاه‌ به‌ یزْرَعیل‌ مراجعت‌ كرده‌ بود تا از جراحتهایی‌ كه‌ اَرامیان‌ به‌ او رسانیده‌ بودند وقتی‌ كه‌ با حَزائیل‌، پادشاه‌ اَرام‌، جنگ‌ می‌نمود، شفا یابد. پس‌ ییهُو گفت‌: «اگر رأی‌ شما این‌ است‌، مگذارید كه‌ كسی‌ رها شده‌، از شهر بیرون‌ رود مبادا رفته‌، به‌ یزْرَعیل‌ خبر برساند.»

  10. پس‌ ییهُو به‌ ارابه‌ سوار شده‌، به‌ یزْرَعیل‌ رفت‌ زیرا كه‌ یورام‌ در آنجا بستری‌ بود و اَخَزْیا، پادشاه‌ یهودا برای‌ عیادت‌ یورام‌ فرود آمده‌ بود.

  11. پس‌ دیده‌یانی‌ بر برج‌ یزْرَعیل‌ ایستاده‌ بود، و جمعیتِ ییهُو را وقتی‌ كه‌ می‌آمد، دید و گفت‌: «جمعیتی‌ می‌بینم‌.» و یهُورام‌ گفت‌: «سواری‌ گرفته‌، به‌ استقبال‌ ایشان‌ بفرست‌ تا بپرسد كه‌ آیا سلامتی‌ است‌؟»

  12. و یهُورام‌ گفت‌: «حاضر كنید.» پس‌ ارابۀ اورا حاضر كردند و یهُورام‌، پادشاه‌ اسرائیل‌ و اَخَزْیا، پادشاه‌ یهودا، هر یك‌ بر ارابۀ خود بیرون‌ رفتند و به‌ استقبال‌ ییهُو بیرون‌ شده‌، او را در مِلك‌ نابوتِ یزْرَعیلی‌ یافتند.

  13. و چون‌ یهُورام‌، ییهُو را دید گفت‌: «ای‌ ییهُو آیا سلامتی‌ است‌؟» او جواب‌ داد: «چه‌ سلامتی‌ مادامی‌ كه‌ زناكاری‌ مادرت‌ ایزابل‌ و جادوگری‌ وی‌ اینقدر زیاد است‌؟»

  14. آنگاه‌ یهُورام‌، دست‌ خود را برگردانیده‌، فرار كرد و به‌ اَخَزْیا گفت‌: «ای‌ اَخَزْیا خیانت‌ است‌.»

  15. و ییهُو كمان‌ خود را به‌ قوت‌ تمام‌ كشیده‌، در میان‌ بازوهای‌ یهُورام‌ زد كه‌ تیر از دلش‌ بیرون‌ آمد و در ارابۀ خود افتاد.

  16. و در سال‌ یازدهمِ یورام‌ بن‌اَخاب‌، اَخَزْیا بر یهودا پادشاه‌ شد.

  17. پس‌ برحسب‌ مشورت‌ ایشان‌ رفتار نموده‌، با یهُورام‌ بن‌ اَخاب‌ پادشاه‌ اسرائیل‌ نیز برای‌ جنگ‌ با حزائیل‌ پادشاه‌ اَرام‌ به‌ راموت‌ جِلْعاد رفت‌ و ارامیان‌ یورام‌ را مجروح‌ نمودند.

  18. پس‌ به‌ یزرعیل‌ مراجعت‌ كرد تا از جراحاتی‌ كه‌ در محاربه‌ با حَزائیل‌ پادشاه‌ ارام‌ در رامَه‌ یافته‌ بود، شفا یابد. و عَزَرْیا ابن‌ یهُورام‌ پادشاه‌ یهودا برای‌ عیادت‌ یهُورام‌ بن‌ اَخاب‌ به‌ یزرعیل‌ فرود آمد زیرا كه‌ بیمار بود.

  19. و هلاكت‌ اَخَزْیا در اینكه‌ نزد یورام‌ رفت‌، از جانب‌ خدا بود زیرا چون‌ به‌ آنجا رسید، با یهُورام‌ به‌ مقابلۀ ییهو ابن‌ نِمْشِی‌ كه‌ خداوند او را برای‌ هلاك‌ ساختن‌ خاندان‌ اَخاب‌ مسح‌ كرده‌ بود، بیرون‌ رفت‌.