- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
God
آیاتی که از God نام میبرند
خداوند به موسی گفت: «این كار را نیز كه گفتهای خواهم كرد، زیرا كه در نظر من فیض یافتهای و تو را بنام میشناسم.»
عرض كرد: «مستدعی آنكه جلال خود را به من بنمایی.»
گفت: «من تمامی احسان خود را پیش روی تو میگذرانم و نام یهوه را پیش روی تو ندا میكنم، و رأفت میكنم بر هر كه رئوف هستم و رحمت خواهم كرد بر هر كه رحیم هستم.»
و گفت: «روی مرا نمیتوانی دید، زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند.»
و خداوند گفت: «اینك مقامی نزد من است. پس بر صخره بایست.
و واقع میشود كه چون جلال من میگذرد، تو را در شكاف صخره میگذارم، و تو را به دست خود خواهم پوشانید تا عبور كنم.
پس دست خود را خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی، اما روی من دیده نمیشود.»
و خداوند به موسی گفت: «دو لوحسنگی مثل اولین برای خود بتراش، و سخنانی را كه بر لوحهای اول بود و شكستی، بر این لوحها خواهم نوشت.
و بامدادان حاضر شو و صبحگاهان به كوه سینا بالا بیا، و در آنجا نزد من بر قله كوه بایست.
پس موسی دو لوح سنگی مثل اولین تراشید و بامدادان برخاسته، به كوه سینا بالا آمد، چنانكه خداوند او را امر فرموده بود، و دو لوح سنگی را به دست خود برداشت.
و خداوند در ابر نازل شده، در آنجا با وی بایستاد، و به نام خداوند ندا درداد.
و خداوند پیش روی وی عبور كرده، ندا درداد كه «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیرخشم و كثیر احسان و وفا؛
و گفت: «ای خداوند اگر فیالحقیقه منظور نظر تو شدهام، مستدعی آنكه خداوند در میان ما بیاید، زیرا كه این قوم گردنكش میباشند، پس خطا و گناه ما را بیامرز و ما را میراث خود بساز.»
گفت: «اینك عهدی میبندم و در نظر تمامی قوم تو كارهای عجیب میكنم، كه درتمامی جهان و در جمیع امتها كرده نشده باشد، و تمامی این قومی كه تو در میان ایشان هستی، كار خداوند را خواهند دید، زیراكه این كاری كه با تو خواهم كرد، كاری هولناك است.
آنچه را من امروز به تو امر میفرمایم، نگاه دار. اینك من از پیش روی تو اموریان و كنعانیان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را خواهم راند.
زنهار خدای غیر را عبادت منما، زیرا یهوه كه نام او غیور است، خدای غیور است.
عید فطیر را نگاه دار، و هفت روز نان فطیر چنانكه تو را امر فرمودم، در وقت معین در ماه اَبیب بخور، زیراكه در ماه ابیب از مصر بیرون آمدی.
هر كه رحم را گشاید، از آن من است و هر نخستزادۀ ذكور از مواشی تو، چه از گاو چه از گوسفند؛
و برای نخستزادۀ الاغ، برهای فدیه بده، و اگر فدیه ندهی، گردنش را بشكن. و هرنخستزادهای از پسرانت را فدیه بده. و هیچكس به حضور من تهی دست حاضر نشود.
سالی سه مرتبه همۀ ذكورانت به حضور خداوند یهوه، خدای اسرائیل، حاضر شوند.
زیرا كه امتها را از پیش روی تو خواهم راند، و حدود تو را وسیع خواهم گردانید. و هنگامی كه در هر سال سه مرتبه میآیی تا به حضور یهوه، خدای خود حاضر شوی، هیچكس زمین تو را طمع نخواهد كرد.
خون قربانی مرا با خمیرمایه مگذران، و قربانی عید فِصَح تا صبح نماند.
نخستین نوبر زمین خود را به خانۀ یهوه، خدای خود، بیاور. و بزغاله را در شیر مادرش مپز.»
و خداوند به موسی گفت: «این سخنان را تو بنویس، زیرا كه به حسب این سخنان، عهد با تو و با اسرائیل بستهام.»
و چهل روز و چهل شب آنجا نزد خداوند بوده، نان نخورد و آب ننوشید و او سخنان عهد، یعنی ده كلام را بر لوحها نوشت.